شهید مهدی زین الدین از دیدگاه همسرش

کد خبر: ۲۰۵۱۲۶
تاریخ انتشار: ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۳:۱۷ - 04May 2013

بسم الله الرحمن الرحیم
« الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله »
سپاس خدا را که ما را براین مقام راهنمائی کرد و اگر هدایت خداوند نبود ما به این مقام راه نمی یافتیم. من همسر شهید مهدی زین الدین هستم. برخورد اولی که با ایشان داشتم تمام مسائل را برای من گفته بود وگفت که انتهای راه من شهادت هست و اگر جنگ هم تمام شود و من شهید نشوم هر کجا که جنگ حق علیه باطل باشد من می روم آنجا تا شهید شوم. مشکلات نبودن او درخانه چون قبلا برایم گفته بود دیگر پذیرش آن و تحملش برای من راحت بود برای اینکه سرا پا محبت بود و دوست داشت همه از دستش راضی باشند هیچ گونه وابستگی و دلبستگی به خانه نداشت و این دلبستگی و وابستگی نداشتنش بخاطر این بود که می خواست این جدائی و مفارقت مانع ازکارش نشود و مشکلی برایش ایجاد نکند. حتی در مورد تولد دخترمان گفته بود من به احتمال زیاد نیستم و تو باید خودت را آماده کنی برای اینکه من نیستم اینطور خیال کنی که من شهید شدم. وقتی که دخترمان بدنیا آمد ایشان نبودند و موقعیکه به دنیا آمد بعد از 8 روز متوجه شده بودند که دخترشان بدنیا آمده نماز شکر بجا آورده بودند و از خدا خواسته بودند که یک رحمتی است برای من و ان شاءالله این دری باشد برای شهادت من و چون روز تاسوعا بود اسم دخترمان را لیلا گذاشتیم و همیشه می گفت از خدا می خواهم که دخترمان مانند مادر حضرت علی اکبر (ع) شجاع و صبور تربیت شود و من الان که یکسال و دو ماه از تولد لیلا می گذرد، امیدوارم که بتوانم آنطور که رضای خدا هست و رضای پدرش هست او را تربیت کنم.
اولین خصوصیتی که می توانم از او بگویم راز و نیازی است که او با خدا می کرد و آن نمازهائی که با تانی و خلوص نیت می خواند واقعا خودش را تسلیم خدا می کرد و حتی حالت ایستادنش هم طوری بود که سرا پا تسلیم بود. دیگر از خصوصیاتی که می توانم بگویم تمام کارهایش را بر اساس آیه های قرآن بود. او یک معلم اخلاق بود در خانه و ساده زندگی کردن از خصوصیات بارز او بود که دوست داشت مثل ائمه ساده زندگی کند و خیلی می خواست که از زندگی ائمه سرمشق بگیرد که در زندگیش این را پیاده کند. دیگر از خصوصیاتش این بود که خودش را وقف اسلام کرده بود و بالا خره در راه اسلام و اعتلای حق شهید شد. خداوند انشاءالله او را از ما قبول بکند و توفیق بدهد که ما بتوانیم ادامه دهنده راه و پیامش باشیم.
مشکلات زیادی به آن شکل، مادر زندگی نداشتیم چون من بیشتر با او همراه بودم و اگر هم مشکلی پیش می آمد هر موقع که خودشان بودند در رابطه با هم حل می کردیم وقتی نبودند سعی می کردم خودم حلش کنم. من بخاطر مشغله زیادی که ایشان داشت هیچ از او توقع نداشتم که بخواهد مشکلات را حل کند و بیشتر خودم حل می کردم .
موقعی که خبر شهادتش را برای من آوردند این خبر برای من خبر غیر منتظره ای نبود، آمادگیش را داشتم و فکر می کردم واقعا راحت شده است چون شبانه روز و خستگی ناپذیر فعالیت می کرد و شبها اکثرا خیلی کم می خوابید و روزها هم خیلی تلاش می کرد. و قلبش را می آزرد. یک مسئله دیگر که من برایم خیلی مهم بود این بود که فکر می کردم مسئولیتم خیلی سنگین شده نه تنها مسئولیت خودم بلکه باید برای لیلا هم یک پدر باشم و هم مادر یک مادر.
مهدی یک فرد عادی نبود و من فکر می کنم که او را نشناختیم چنانچه که آنها نمی خواستند شناخته بشوند برای اینکه شناختن آنها باعث می شد که سد راهی بشود برای هدفشان. اما خصوصیاتی که من     می دانم طی این دو سال و چند ماهی که با او بودم بگویم این است که او هر کاری که می خواست انجام بدهد بر اساس آیات قرآنی انجام می داد و می گفت ببینم قرآن چه می گوید و آن را واقعا همان جور که قرآن می گوید عمل کنیم. دیگر ازخصوصیاتش آن نمازهائی بود که با تانی و خلوص نیت می خواند نه تنها وجودش تسلیم بود دیگر از خصوصیاتش آن تسلیم بود بلکه حالت ایستادنش هم حالت تسلیم داشت در مقابل خداوند. دیگر از خصوصیاتش این است که او یک معلم اخلاق بود و همیشه می گفت من خودم را مدیون آیت الله مدنی می دانم و من خطم را و هر چی که الان درزندگی دارم از آیت الله مدنی دارم و خودش را همیشه مدیون او می دانست. دیگر ساده زندگی کردن بود که او دوست داشت که همیشه ساده زندگی بکند و ساده زندگی کرد. یک مسئله دیگر اینکه او همیشه یک جور غذا می خورد، محال بود که در سر سفره دو نوع غذا باشد و او دو نوعش را بخورد. همیشه یک نوع غذا می خورد و دیگر اینکه او تمام هم و غمش را وقف اسلام کرده بود و وقف امام کرده بود و بالاخره در راه اسلام و اعتلای حق شهید شد و از خداوند می خواهیم که این توفیق را به ما بدهد که ادامه دهنده راه و پیام شهدا باشیم.
پیام من همان پیام امام است و پیام شهیدان اینکه ما اسلام را حفظ کنیم، از نصایح امام و دستورات اسلام در هر کجا و در هرزمان که هست اطاعت بکنیم و مبارزه با مستکبرین و  ابرقدرتها و همچون شعار جنگ جنگ تاپیروزی را ادامه بدهیم و همانطور که خداوند در قرآن مجید می گوید: «یا ایها النبی حرض المومنین علی القتال ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا ماتین وان یکن منکم ما ئه یغلبوا الفا من الذین کفروا بانهم قوم لا یفقهون » انفال/ 65  خداوند مومنین را به جنگ ترغیب می کند و می گوید که اگر 20 نفر باشید بر 100 نفر آنها پیروز می شوید چرا که شما افرادی هستید که هم دین دارید و هم دانش دارید، ولی کافران بی دین و دانش هستند لذا شما توانا و غالب بر آنها هستید. یک مسئله دیگری که خیلی تاکید داشتند مهدی این بود که همیشه رزمندگان را به نظم و انسجام و تشکیلات دعوت می کرد و من این را   می خواهم از قول مهدی بگویم که رزمندگان مخصوصا بعد از شهادت ایشان این نظم و انسجام را حفظ کنند و انشاء الله راهشان را ادامه بدهند.
                                                                                                                     والسلام

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین