معادلات جهان،تحت تأثیر انقلاب اسلامی(2)
حادثه 11 سپتامبر و ماجراجویی آمریکا
اگر حادثه 11 سپتامبر سال 2001 و حمله به برجهای تجاری نیویورک را اقدام گروههای تروریستی علیه منافع آمریکا بدانیم و فرض کنیم که دولت آمریکا از این حادثه اطلاعی نداشته است، حداقل این نکته مهم است که پس از این حادثه، آمریکاییها تلاش کردند آن را زمینهای جهت تفوّق بر مشکلات گذشته قرار دهند و آمال گذشته خود را در چارچوب این حادثه جبران کنند. طراحی دو عملیات نظامی و لشکرکشی بزرگ به افغانستان و عراق، محصول این ماجراجویی کاخ سفید بود.پس از این حادثه جرج دبلیو بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا، استراتژی جدید خود را مبنی بر سلطه بر منطقه خاورمیانه و جهان اعلام کرد که شامل چند نکته میشد:
اول؛ محور شرارت نامیدن ایران، عراق و کره شمالی.
دوم؛ عملیات پیش دستانه.
سوم؛ طرح دولت مشروط فلسطینی، بدین معنا که با تغییر در تشکیلات خودگردان و همسو شدن آنها با اسرائیل و نفی هر گونه مبارزه علیه رژیم صهیونیستی، آمریکا دولت فلسطین را به رسمیت میشناسد.
چهارم؛ پیگیری روند مبارزه با تروریسم که شروع آن، حمله به منافع طالبان و القاعده در افغانستان بود.
طرح خاورمیانه بزرگ و خاورمیانه جدید
پس از حادثه 11 سپتامبر، حاکمان کاخ سفید، تلاش گستردهای برای بهرهبرداری از این موضوع و تکمیل سلطه در منطقه کردند که یکی از طرحهای مهم آنها، معروف به «طرح خاورمیانه بزرگ» بود که اهداف بسیار عمیقی در سایه آن مکتوم بود. این طرح، ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی داشت و محور آن، هضم فرهنگ منطقه در فرهنگ آمریکایی و انقیاد منطقه در مقابل رژیم صهیونیستی بود.
این طرح، بیست و دو کشور از افغانستان تا موریتانی را شامل میشد و سال 1383 در مؤسسه «هریتیچ» آمریکا تهیه و توسط رونالد رامسفلد، وزیر دفاع آمریکا در جلسه وزیران دفاع کشورهای اروپایی در مونیخ مطرح شد و پس از آن معاون رئیس جمهور آمریکا، آن را به تصویب هشت کشور صنعتی در داووس رساند.در این طرح، سه کمبود اصلی در کشورهای خاورمیانه مطرح و ادعا شده که باید این نارساییها را جبران کرد. این کمبودها عبارتند از: انواع آزادیهای اساسی، آموزش و حقوق زنان. (روزنامه شرق: 8/2/83) این نارساییها از سه طریق جبران میشوند:
الف) انتخابات آزاد با کمکهای فنی و نظارت خارجی.
ب) تشکیل سازمانهای غیر دولتی واقعاً مستقل از قدرتهای حاکم، همراه با تأمین مالی مجاز جامعه بینالمللی.
ج) اجرای سیاست ارتقا و شکوفایی حقوق زنان، تحت کنترل بینالمللی، به گونهای که زنان بتوانند نامزد انتخابات شوند و دیگر اقدامات آموزشی و اصلاحی.
طرحخاورمیانه بزرگ به دنبال ایجاد مشروعیت برای رژیم صهیونیستی، کاهش هزینههای این رژیم، تحت فشار قرار دادن ایران، پیگیری اهداف بلند مدت فرهنگی در منطقه، سست کردن عقاید دینی و مذهبی مردم منطقه و به ویژه کاهش تحریکپذیری در مقابل اشغالگری اسرائیل و همچنین اهداف اقتصادی و سیاسی دیگر بود.
این طرح با امید فروانی از سوی آمریکاییها دنبال شد و بنا بود میوه این طرح در عراق، ایران، سوریه و لبنان چیده شود، اما تحولات منطقه بر اساس خواست آنان پیش نرفت و آمریکاییها به شکست طرح اعتراف کردند؛ چون اولاً نتوانستند نیروهای سکولار را در عراق حاکم کنند و فضای فرهنگی حاکم بر عراق را تغییر دهند و این امر باعث شد آنان به اهداف عمده اقتصادی، مثل تسلط کامل بر نفت عراق نیز دست نیابند. ثانیاً به دلیل مشکلات آنان در عراق و ناتوانی در ایجاد امنیت در عراق به ناچار از ایران تقاضای کمک کردند و بدون پیش شرط و بدون اقتدار طلبی بر سر میز مذاکره نشستند. ثالثاً در مدت اشغال عراق، فشار بر سوریه را گسترش دادند که از جمله اقدامات آنان عبارت بود از:
1. تصویب قانون تحریم سوریه.
2. صدور قطعنامه 1559 سازمان ملل، مبنی بر خروج نیروهای نظامی سوریه از لبنان و در نتیجه کاهش نقش سوریه در لبنان.
3. تمرکز بخشیدن به تبلیغات و فعالیتهای سیاسی خویش مبنی بر تغییر رژیم سوریه.
4. تقویت جریانات سیاسی مخالف سوریه در داخل کشور و لبنان. (صفاتاج، همان: 206)
این اقدامات علیه سوریه نیز به دلیل حمایت مقاومت لبنان از سوریه و حمایت مردم سوریه از بشار اسد، رئیس جمهور این کشور، ناکام ماند.رابعاً بهرهبرداری از ترور رفیق حریری نخست وزیری سابق لبنان نیز نتوانست به آمریکا برای فشار بر حزب الله کمک کند. آنان در جنگ 33 روزه درسال 1385، امید از بین رفتن حزب الله را داشتند که آن نیز با پیروزی مقاومت همراه شد و عملاً آمریکاییها دست خالی ماندند؛ گر چه بسیاری از مقامات و رسانه های غربی، جنگ 33 روزه را هماوردی ایران و آمریکا دانستند.
به طور مثال، «لیونی»، وزیر امور خارجه وقت اسرائیل اعلام کرد: «جنگ 33 روزه لبنان در واقع رویارویی اسرائیل و ایران بود.» (همان: 245)بنابراین، طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا، کاملاً شکست خورد. به گونهای که «رایس»، وزیرخارجه وقت آمریکا که قبلاً اجرای این طرح را مانند زایمانطبیعی، دارای درد و واکنشهای طبیعی دانسته بود (روزنامه کیهان: 11/5/85) به شکست طرح، اعتراف کرده و گفت که« این نوزاد، ناقص به دنیا آمد.»
خلیج فارس و نقش آن در تحولات آینده
به دلیل وجود منابع عظیم نفت و گاز و همچنین دیگر منابع زیرزمینی در منطقه خلیجفارس و هزینه کم تولید و بهره برداری از آن، کشورهای مختلف، این منطقه را مورد توجه قرار دادهاند. به ویژه این که مناطق دیگر نفتی جهان با کاهش نفت و اتمام در آینده نزدیک مواجه است. ولی خلیج فارس حداقل تا یکصد سال آینده نفت کافی را دارد و همین مسأله، باعث شده است این منطقه محل رقابت همه دول توسعه یافته قرار گیرد.
خلیج فارس و تنگه هرمز، مهمترین بخش عبور کالا و حمل و نقل محصول خام و آماده است و ایران بر این نقطه استراتژیک جهانی اشراف کافی دارد. به همین دلیل برای ایجاد نظم و امنیت بیناللملی و منطقهای، برقراری امنیت در این نقطه، حیاتی است و آن هم بدون حضور ایران غیر ممکن است.چنان که پس از حمله آمریکا و متحدانش به عراق و باز پسگیری کویت در سال 1991، آمریکا و برخی کشورهای منطقه به دنبال «هسته مرکزی نیروی صلح عربی» (ستوده، تحولات نظام بین الملل و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران:155) بودند. لذا جلساتی تشکیل شد تا در موضوعات مختلف امنیت منطقهای اقدام کنند.
مخالفت ایران، موجب تجدید نظر اعضا و در نهایت ناکامی این طرح شد و کشورهای منطقه مثل کویت، قطر، مصر، بحرین و عربستان، هرکدام جداگانه با آمریکا قرارداد دفاعی ـ امنیتی امضا کردند. امیر قطر در دسامبر 1995 اعلام کرد که منزوی کردن ایران و طرح مباحث امنیتی در خلیجفارس بدون ایران امکانپذیر نیست.(همان: 158) وزیر خارجه وقت ایران، دکترولایتی نیز طرح سیستم منطقهای متشکل از شورای همکاری به علاوه ایران و عراق را مطرح کرد.
بنابراین، موقعیت سوق الجیشی و اقتصادی منطقه خلیجفارس و اهمیت استراتژیکی آن برای کشورها از دیر باز و مهمتر شدن این منطقه با اوجگیری رقابتهای اقتصادی در جهان، میتواند آیندۀ معادلات سیاسی، امنیتی و اقتصادی منطقه را تحتتأثیر خود قرار دهد. مهمترین قدرت این منطقه نیز در پویشهای جهانی نقش حساس و مؤثری خواهد داشت.
به همین دلیل، برخی قدرتهای استعماری مثل آمریکا تلاش می کنند، جا پای مناسبی را در منطقه داشته باشند و با حضور نظامی خود در مواقع نیاز، قدرت تحرک کافی را داشته باشند. آمارها نشان میدهد که شصت و پنج درصد ذخایر شناخته شده نفت جهان و سی و چهار درصد ذخایر گاز طبیعی جهان در خلیجفارس است و آسان بودن حمل و نقل دریایی آن نیز بیانگر اهمیت این منطقه است.
این نکته نیز مهم است که در میان کشورهای خلیجفارس، ایران پس از عربستان مقام دوم ذخایر نفت و مقام دوم ذخایر گازی را پس از روسیه دارد. کارشناسان امینتی معتقدند، قدرت برتر جهانی در عصر جدید، قدرتی است که بر منابع و خطوط انتقال، تسلط داشته باشد و این امر در خصوص ایران صادق است. ایران تنها کشوری است که برای انتقال انرژی از آسیای مرکزی به دریای عمان و خلیج فارس امکانات ویژه دارد.پس از فروپاشی شوروی، آمریکا داعیهدار رهبری جهانی شد و به دنبال تحقق نظام یک قطبی و نظم نوین بر اساس محوریت آمریکا بود. اما آنچه تعیین کننده معادلات در عصر کنونی و آینده است مسأله اقتصادی قدرتهاست و قدرت نظامی همه ظرفیتها را ندارد.
البته بلافاصله بعد از جنگ سرد، رقابت شدید اقتصادی در جهان دیده شد و قطبهای جدیدی، گر چه در مرحله قبل نبودند، اما وارد رقابت شدند. کشورهایی مانند چین، هند، ژاپن، روسیه و اتحادیه اروپا برای خود سهم بزرگی طلب میکنند و به دنبال تحقق آن هستند. ایران نیز به عنوان یکی از قدرتهای نوظهور و در حال توسعه، توانست بسیاری از موقعیتها را کسب کند و با توجه به موقعیت طبیعی، ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی، نقش مهمی را ایفا کند.
ایران روابط خوبی با کشورهای رقیب آمریکا مثل چین، روسیه و هند دارد و این کشورها میتوانند در راستای مخالفت با تکقطبی شدن جهان، قدم بردارند و خود به عنوان قدرتی تعیین کننده تبدیل شوند. در سالهای اخیر با توجه به بحران مالی آمریکا و اروپا، نقش و قدرت این کشورها افزایش یافته و رو به تزاید است. با توجه به سند چشم انداز بیست ساله نظام اسلامی و زمینههای مهیا شده، نقش کلیدی ایران در آینده معادلات جهانی، مناسب خواهد بود که در سطور آتی توضیح داده خواهد شد.
امتیازات ایران برای حضور در عرصه بینالمللی
جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر، دارای قدرت بالا و توانمندی زیربنایی و کارکردی است. علاوه بر این، موقعیت سرزمین ایران نیز اهمیت این کشور را بالا میبرد. داشتن امتیازاتی بالا از سویی تهدید کننده است؛ چون نگاههای استعماری به چنین کشوری است، اما از نظر عزت آفرینی نیز بسیار با اهمیت است. عمده این امتیازات اکتسابی است که مردم ایران پس از انقلاب اسلامی آن را به دست آوردهاند. کشوری با این امتیازات چگونه میتواند در عرصه معادلات جهانی سهیم باشد و چه وزنی به آن تعلق میگیرد. برخی از این امتیازات را برمیشماریم.
1. منابع طبیعی ایران؛ این منابع، شامل منابع زیر زمینی بسیار غنی از نفت و گاز و معادن مختلف است که میتواند به عنوان یک موقعیت برتر برای جمهوری اسلامی به حساب آید. اگر چه همین امر، باعث طمع استعمارگران در سده اخیر به ایران بوده است، اما تغییر معادلات جهانی پس از انقلاب اسلامی و به وجود آمدن استقلال در کشور، تهدید گذشته را به فرصتی گرانسنگ تبدیل کرده است.
2. موقعیت ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی؛ ایران به دلیل دستیابی به آبهای خلیجفارس و آبهای آزاد جنوب و واقع شدن در شاهراه ارتباطی قارههای آسیا، اروپا و آفریقا، نقش ارتباطی مهمی را ایفا میکند.
3. دارا بودن دین و اعتقادات متعالی و ارزشهای والای الهی و انسانی؛ دین، ظرفیت اداره اجتماع انسانی را با همه پیچیدگیها دارد و در عین حال به ابعاد عرفانی و روحانی انسانها توجه کافی کرده و همه چیز را برگرفته از خالق هستی میداند. این دین با همه قدرت درونی در بین انسانهایی که آن را دریافتند و با تمام اشتیاق آن را پذیرفتند، توان بالقوه زیادی دارد. این توان، پس از انقلاب اسلامی شکوفا گردید و طعم حکومت الهی، مردم خداجوی را سیراب کرد.
بنابراین، داشتن یک مکتب مترقی که توان هدایت بشری به سمت صلاح دنیوی و اخروی را داشته باشد، میتواند انرژی بسیار متراکمی را برای پیشرفت و تمدن سازی در اختیار بگذارد. لذا این عامل که قبلاً تمدن بزرگ اسلامی را به جهانیان نشان داده است، در عصر جدید و پس از انقلاب اسلامی می تواند ظرفیت درونی خود را با جهان تطبیق و تمدن اسلامی افول یافته در اعصار گذشته را با قدرتی بیشتر احیا و براساس آن، جامعه را به گستره کل جهان نشان دهد.
دین اسلام به همه ابعاد بشری توجه کرده است و لذا عمل به این دین با وجود دیگر زمینههای پیش گفته و آتی میتواند آیندهای با عزت و اقتدار برای جهان اسلام رقم زند و ضمن احراز رهبری جهان اسلام، بقیه ملتها را نیز با حکمت و عقلانیت اداره کند. داشتن روحیه ظلم ستیزی، استقلال خواهی، شهادت طلبی و تمسک به اسلام اصیل و سیره پیامبر اعظم و ائمه معصومین(ع)، راهکاری است که وضعیت ایران در آینده نظام جهانی را روشنتر میکند.
4. مردم آگاه، باهوش و معتقد؛ داشتن مردمی باهوش، آگاه و معتقد به تعالی و پیشرفت و از سویی دیگر، معتقد به ارزش ها و عقاید دینی و رهبران اسلامی که پیوند دهنده مردمند و همچنین، نبود شکافهای قومی و فرهنگی و دینی تهدید کننده، باعث میشود تا اولاً استقلال کافی داشته باشند؛ ثانیاً نسبت به خودکفایی در سطوح مختلف معتقد شوند و آن را عملی سازند و ثالثاً مخالف هر نوع کجروی باشند.
5. مهیا شدن ظرفیت کافی پس از انقلاباسلامی؛ اینظرفیتها شامل سه بخش میشود:
اولاً: پس از انقلاباسلامی، امکان مشارکت سیاسی به مردم داده شد و آنها نیز با روحیهای که داشتند حکومت را برعهده گرفتند، لذا ساختن چنین حکومتی و حفظ آن برای مردم مهم شد و در کوران حوادث، آن را حفظ کردند؛ از دفاع نظامی گرفته تا نبردهای اقتصادی و فرهنگی، مردم همکاری کرده و نظام را حفظ نمودند.
ثانیاً: وجود قانون اساسی مترقی و برگرفته از وحی و در عین حال خواست مردم مسلمان، ظرفیت نظام را افزایش داده و همه اقوام، گروهها و مذاهب را در کنار هم برای ساختن تمدنی قوی و استوار دعوت کرد.
ثالثاً: وجود رهبری دینی، چون حضرت امامخمینی(ره) به عنوان معمار انقلاب و حرکتدهنده و تعیین کننده مسیر انقلاب، پیشرفت را سرعت بخشید و وجود نظام ولایت فقیه در قانون اساسی و انتخاب جانشینی شایسته پس از امام خمینی(ره)، ضمن ایجاد امکان تداوم انقلاب، تکامل آن را نیز تضمین کرد. لذا میتوان موارد پیش گفته را در نمودار منظومهای نشان داد که موجب اقتدار ایران در آینده تحولات و معادلات جهانی خواهد بود.
سند چشم انداز ایران
یکی از مدلهای اصلی پیشبینی حضور ایران در عرصه نظام بینالمللی، تعریف خود نظام از آینده تحولی خود است که با توجه به ظرفیتهای درونی و تحولات بینالمللی، جایگاهی را برای خود در آینده تصور میکند. در سند چشم انداز 20 ساله ایران، افق آینده این چنین ترسیم شده است: ایران کشوری است توسعه یافته، با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فن آوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بینالمللی. (سند چشم انداز 20 ساله)براساس تحقیقات کارشناسان و ترسیم الزامات این سند، رسیدن به تعریف مذکور، امری لازم و براساس سند، اجتناب ناپذیر است. بنابراین، ایران در دو دهه دیگر باید به اولین قدرت منطقهای تبدیل شود.
برخی معتقدند ایران تاکنون به عنوان یک بازیگر منطقهای بوده است و به قدرتمنطقهای تبدیل شده است و قدرت منطقهای آن، صرفاً ایدئولوژیک است. (رضایی، چشم انداز ایران فردا: 50) تصمیم گیران کشور، باید یکی از اجزای مهم چشم انداز ملی را تبدیل کردن ایران به یک قدرت هژمون منطقهای قرار دهند؛ زیرا ایران، استعداد و قدرت آن را دارد که به یک قدرت هژمونیک منطقهای تبدیل شود. (همان: 51) در صورتی که ایران به این نقطه برسد و قدرت هژمونیک منطقهای آسیای جنوب غربی را کسب کند میتواند این موارد را عملی کند.
1. عامل نظم و ثبات منطقه باشد و به نفوذ خود، ثبات و استحکام بخشد.
2. با قدرتهای دیگر توازن برقرار کند.
3. ضوابط رفتاری را اعمال کرده و از آن حراست کند.
4. یاغی را مجازات کند.
5. بر سلسله مراتب کشورهای منطقه، تأثیر تعیین کننده داشته باشد.
6. منافع ملی خود را حفظ کرده و تهدید را برطرف کند.
سند چشم انداز، رسیدن به قدرت منطقهای در آسیای جنوب غربی را مفروض گرفته و برای آن، برنامه ارایه کرده است. لذا پوشش سه دهه ظرفیت درونی انقلاب اسلامی به حدی است که رسیدن به این مرتبه با حرکت منظم و برنامه ریزی شده، امری طبیعی است. سند چشم انداز چراغی است که آینده را روشن کرده و مسیر را مشخصتر کرده است.
در یکی از بندهای سند چشم انداز به طور واضح به این نکته اشاره شده است و این قدرت را در عرصههای مختلف دیده است: دست یافتن به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) با تأکید بر جنبش نرم افزاری و تولید علم، رشد پر شتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء سطح نسبی درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل. (سند چشم انداز)
تحقق تمدن اسلامی
یکی از مهمترین کارکردهای انقلاب اسلامی، احیا یا باز تولید تمدن اسلامی است که در آینده با تحقق آن، اوج عظمت اسلامی از سویی و شکوفایی تمدن ایران اسلامی از سوی دیگر محقق خواهد شد. مقام معظم رهبری، خط کلی نظام اسلامی را رسیدن به تمدن اسلامی دانسته و میگوید: حرکت عظیم اسلامی و حرکت به سمت آن آینده آرمانی که ایجاد تمدن اسلامی است ـ یعنی تمدنی که در آن، علم همراه با اخلاق است؛ پرداختن به مادیات همراه با معنویت و دین است و قدرت سیاسی همراه با عدالت است ـ یک حرکت تدریجی است. (سایت مقام معظم رهبری: www.khamenei.ir سخنرانی 14/7/1379) بنابراین، انقلاب اسلامی و دولت اسلامی ایران قدمهای اولیه تمدن اسلامی را برمیدارد که الگوی نمونه برای دولتهای اسلامی نیز خواهد بود و این چنین نقشی را در آینده ایفا میکند.
فرهنگ متعالی
از آنجا که مهمترین ویژگی انقلاب اسلامی، فرهنگ متعالی و ارایه دنیایی معنویتگرا به ویژه در عصری که تهی از دین محوری و ارزش مداری میباشد، بوده است، الگوی یاد شده در بین ملتهای مختلف، جا باز کرد. آینده جهانی نیز جمهوری اسلامی را محور معنویتگرایی میداند و در نتیجه، جایگاه گستردهای در جهان خواهد داشت. جمهوری اسلامی نیز با اتخاذ سیاستهایی نظیر مهندسی فرهنگی، نهضت نرمافزاری و حفظ مواریث فرهنگی در راستای چنین جایگاهی قدم برمیدارد.
نتیجه
نقش ایران در آینده معادلات جهانی، بسیار اساسی خواهد بود و این فرضیه با نگاه به منابع طبیعی و زمینی، موقعیت ژئوپلتیکی وژئواستراتژیکی، مکتب متعالی، فراهم شدن انقلابی پر شور و مردمی و داشتن مردمی باهوش و آگاه و با تکیه بر هویت ایرانی ـ اسلامی و با حضور همه اقوام و گروهها و احزاب و شخصیتها، امری طبیعی است. برای تحقق این مهم، نظام اسلامی قدمهای نظری و عملیاتی مناسبی را برداشته است که از مهمترین آنها طراحی و تصویب سند چشم انداز نظام است.
آینده نظام اسلامی بر اساس این سند و بر اساس داشتههای بالقوه و بالفعل، نقشی مؤثر در منطقه و جهان خواهد بود. این امر، خود را در حوزههای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و فناوری نشان میدهد و مهمترین رکن آن، حوزه فرهنگی است. با نگاه به سند چشم انداز نظام و سیاستهای اتخاذی، عمده مقدمات گفته شده فراهم است که با دستیابی به این موارد و تقویت داشتهها، تبدیل شدن به موقعیت ممتاز در آینده، دستیافتنی است.
فهرست منابع
1. اسپوزیتو، جان ال، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، ترجمه محسن مدیرشانهچی، تهران، نشر مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 1382.
2. اسناد لانه جاسوسی، سند 1 تا 6.
3. بنیاد فرهنگیپژوهشی غربشناسی، آمریکا دنیا را به کدام سو می برد؟، تهران، سروش، 1382.
4. بیل،جیمز، عقاب و شیر، ترجمه مهوش غلامی، تهران، نشر کوبه، 1371.
5. خمینی، روح الله، صحیفه امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره).
6. رضایی، محسن، چشم انداز ایران فردا، تهران، انتشارات اتدکا، 1384.
7. روزنامه شرق: 8/2/83.
8. روزنامه کیهان: 22/6/1368
9. سایت مقام معظم رهبری www.khamenei.ir.
10. سایرونس ونس و برژینسکی، توطئه درایران،ترجمه محمود مشرقی، تهران، نشر هفته، 1362.
11. ستوده، محمد، تحولات نظام بین الملل و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، قم، نشر بوستان کتاب، 1385.
12. سلیمی نمین، صادق، ارمغان دمکراسی،قم، دفتر نشر معارف،1383.
13. سند چشم انداز 20 ساله.
14. صفاتاج، مجید، انقلاب اسلامی و استعمار فرانو در منطقه، تهران، انتشارات سفیر اردهان، 1387.
15. قانون مجازات ایران و لیبی، مجله سیاست خارجی، سال 11 شماره 15.
کمال اکبری/ دانشجوی دکترای انقلاب اسلامی دانشگاه باقرالعلوم(ع)
