بابایی؛نویسنده کالک های خاکی:

کشاکش حوادث انقلاب در "کالک‌های خاکی" ترسیم شده است

کد خبر: ۲۰۵۱۸۹
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۸:۲۹ - 07May 2013

گلعلی بابایی را بیشتر از آنکه معاون هنری بنیاد حفظ آثار بشناسیم، او را نویسنده کتاب‌هایی می‌دانیم، به همین دلیل است که به او لقب علمدار فرهنگی انقلاب داده‌اند. انتشار سه مجموعه جدید از «بیست و هفت در بیست و هفت» و مهمتر از آن انتشار خاطرات سردار محمدعلی(عزیز) جعفری از روزهای جنگ با عنوان «کالک‌های خاکی»، از جمله آاثر اوست.

«کالک‌های خاکی» یکی از آثار پرفروش سوره مهر است. این اثر از وجوه مختلفی حائز اهیمت است، بعضی‌ها آن را مقدمه‌ای شیرین برای بیان خاطرات دیگر فرماندهان جنگ می دانند و برخی دیگر برای خاطرات به دلیل اهیمت راوی در جنگ، ارزش قائل می‌شوند. با بابایی به گفت‌وگو نشستیم که با هم می خوانیم :

* آقای بابایی از این نکته شروع کنید که چطور شد به سراغ خاطرات سردار جعفری رفتید؟

ما کارمان تحقیق و پژوهش در زمینه‌ دفاع مقدس است و برای این کار از هر فرصتی استفاده می‌کنیم تا برگی از تاریخ جنگ را بنویسیم. یکی از کسانی که در جنگ نقش مؤثری داشت و از ابتدا هم وارد جنگ شد و تا آخر در جبهه ماند، سردار جعفری بود. ایشان از همان روزهای اول، ابتدا به عنوان یک نیروی داوطلب بسیجی در جنگ حضور پیدا کرد و سپس مدارج عالی را طی کرد و تا فرماندهی قرارگاه پیش رفت، به همین دلیل خاطرات ایشان از نظر محتوایی و بازگو کردن بخش‌هایی از ناگفته‌های جنگ، حائز اهمیت است.

با توجه به همین موضوع برخی از دوستان، مانند آقای صفار هرندی و آقای حسنی را واسطه قرار دادیم تا سردار را مجاب کنند که بنشیند و با حسین بهزاد و بنده گفت‌وگو کند. سردار هم با وجود مشغله‌های فراوانی که داشتند، قبول کردند. ماحصل چندین جلسه مصاحبه‌ من و حسین بهزاد با سردار جعفری شد کتاب "کالک‌های خاکی".

* به نظر شما به عنوان نویسنده این کتاب، جمع‌آوری و تدیون خاطرات سردار جعفری چه اهمیتی در حوزه تاریخ شفاهی و خاطرات دفاع مقدس خواهد داشت؟

فکر می‌کنم انتشار کتاب «کالک‌های خاکی» دیگر فرماندهان را هم به شوق بیاورد که خاطراتشان را بگویند و یا خودشان دست به قلم بشوند تا آنها را مکتوب کنند. این عزیزان باید بپذیرند ناگفته‌هایی که در سینه‌ آنها باقی مانده، متعلق به تاریخ این ملت و کشور است. باید تا دیر نشده برای ماندگاری این خاطرات اقدام کنند. خیلی از این عزیزانی که در جنگ حضور داشتند سالهای پس از جنگ به شهادت رسیدند و خاطراتشان را هم با خود بردند. شهیدانی مثل احمد کاظمی، نورعلی شوشتری، سعید مهتدی، سعید سلیمانی و... که انتشار خاطرات آنها می‌توانست خیلی از ناگفته‌های جنگ را برای نسل‌های بعدی بازگو کند.

اعتقادم این است اگر ما این خاطرات را که بخشی از تاریخ شفاهی کشورمان است، ننویسیم، دیگران آن‌طور که می‌خواهند آن را می‌نویسند و تاریخ را آن‌طور که دوست دارند، تغییر می‌دهند. متأسفانه هنوز هم برخی از دوستان بنا به دلایلی از جمله مشغله‌ کاری و یا تواضع، حاضر به ثبت خاطراتشان نیستند. امیدوارم این کتاب فتح بابی بشود برای دیگر فرماندهان جنگ تا به سمتِ ثبت و ضبط خاطرات‌شان بروند.

کشاکش حوادث انقلاب در "کالک‌های خاکی" ترسیم شده است

اما در خصوص کتاب "کالک‌های خاکی" چیزی که می‌توانم بگویم این است که تنوع وقایع و اتفاقات در خاطرات سردار جعفری زیاد است و فکر می‌کنم همین تنوع در بیان حوادث، کمک کرده تا کتاب از جذابیت بالایی برخوردار باشد. جدای از دوران کودکی و نوجوانی، وقتی ما وارد سال‌های 1356ـ1355 می‌شویم و خاطرات سردار جعفری را به عنوان دانشجوی دانشکده هنرهای زیبا پی می‌گیریم، با انبوهی از خاطرات جذابی مواجه می‌شویم که هر کدام به عنوان مقطعی حساس از دوران مبارزه مردم انقلابی ایران محسوب می‌شوند.

خب، همان‌طور که در کتاب آمده، سردار جعفری اهل شهرستان یزد و دانشجوی دانشگاه تهران بودند. به عبارتی هم در جریان مبارزات مردم یزد بودند و هم در تظاهرات مردم تهران شرکت می‌کردند. این یکی از مزیت‌های کتاب "کالک‌‌های خاکی" به شمار می‌آید که با حوادث و جریانات انقلاب، در شهرهای دیگری غیر از پایتخت نیز آشنا می‌شویم و از نگاه تیزبین یک دانشجو حوادث را پی می‌گیریم.

بخش دیگری از خاطرات این کتاب، به حوادث روزهای پیش از پیروزی انقلاب در تهران باز می‌گردد. به عنوان مثال در روز 12 بهمن‌ماه که امام(ره) وارد ایران شدند، سردار جعفری به همراه تعداد دیگری از دانشجویان، مسؤولیت حفظ امنیت محل سخنرانی امام در بهشت زهرا(س) را برعهده داشتند و یا در روز 21 بهمن 1357 جزء پیش‌قراولان حمله به مراکز نظامی و امنیتی رژیم شاه بودند و از نزدیک شاهد بسیاری از حوادث. پس از پیروزی انقلاب هم ایشان در قالب دانشجویان مسلمان پیرو خط امام(ره) در جریان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا نقش فعالی داشتند و مطالب ارزنده‌ای را بازگو کردند که بیان آن مطالب روشن‌کننده‌ بسیاری از ناگفته‌های تاریخ انقلاب به شمار می‌آید.

در سال‌های 58 و 59 عمده فعالیت‌های آقای جعفری معطوف است به دانشگا‌ه‌ها و مبارزه با گروهک‌های سیاسی چپ و راست. گروه‌هایی مثل سازمان مجاهدین خلق ایران(منافقین) سازمان چریک‌های فدایی خلق، سازمان پیکار و... که دانشگا‌ه‌ها را محل جولان خود برای ضربه زدن به انقلاب و انحراف جوانان تبدیل کرده بودند.

رویارویی و مقابله دانشجویان مسلمانی مثل سردار جعفری با این گروهک‌ها منجر به اجرای انقلاب فرهنگی در کشور و بسته شدن دانشگاه‌ها شد.
پس از بسته شدن دانشگاه‌ها سردار جعفری به عنوان یک نیروی داوطلب بسیجی دقیقاً دو هفته پس از شروع جنگ در روز پانزدهم مهر 1359 وارد اهواز شد و تا آخر جنگ در جبهه حضور داشت. بازروایی خاطرات مقاطع مختلفی از جنگ که سردار جعفری در آنها نقش مستقیم داشتند، از زبان ایشان بسیار جذاب و خواندنی است.

*به نظر شما کدام بخش اثر خواندنی‌تر است؟

همه‌ بخش‌ها و خاطرات اثر به نوعی جذابیت دارند؛ چه آن موقع که ایشان برای اولین‌بار وارد جنگ می‌شوند و از نگاه ایشان به عنوان کسی که تا به حال حتی صدای خمپاره و گلوله را نشنیده و فضای جنگ را ندیده زیباست و چه آنجایی که به عنوان یک نیروی نظامی قوی و با تدبیر در جبهه فعالیت می‌کند و فرماندهی عملیات را برعهده می‌گیرد. همه‌ اینها حائز اهمیت هستند و شنیدنشان شیرین است.

اما مطالعه‌ چند بخش از این اثر، به نظرم می‌تواند برای مخاطب شیرین‌تر باشد؛ نخست آن حالت اولیه‌ ورود ایشان به جبهه که در حالت بهت و شگفتی به شهری مثل سوسنگرد وارد می‌شوند؛ شهری که مردمانش دارند آن‌جا را ترک می‌کنند. در اینجا مظلومیت مردم به خوبی تصویر شده است.

بخش دیگری از خاطرات خواندنی ایشان به موضوع ازدواجشان بازمی‌گردد که چگونه و در شرایط سخت جنگی دو جوان انقلابی با کمترین امکانات و در ساده‌ترین شرایط تشکیل زندگی می‌دهند. بعد هم با اندک وسایل زندگی همسرش را هم با خود به جبهه می‌آورد و زندگی را ادامه می‌دهد. به نظرم بازگویی این خاطرات می‌تواند درس بزرگی برای جوانان امروز باشد. ارتباط ایشان با بسیاری از شهدا مثل شهید دقایقی، شهید باقری، شهید کاظمی، شهید همّت و... دیگر فرازهای خواندنی این کتاب هستند. از فرازهای مهم دیگر کتاب، تشریح دقیق و همراه با تحلیل سردار جعفری از عملیات‌های بزرگی مثل "طریق‌القدس"، "فتح‌المبین" و "الی‌بیت‌المقدس" است.

سردار جعفری و همراهانش "نقشه راه" جوانان هستند

* چرا "کالک‌های خاکی"؟
"کالک" نوعی کاغذ است که از آن برای ترسیم نقشه‌ها، نقاشی‌ها و دیگر کارهای هنری استفاده می‌کنند. آقای جعفری همان ابتدا و در زمان دانشجویی‌شان در دانشکده هنرهای زیبا با کالک و نقشه کار داشتند. بعد هم که وارد جنگ شدند کارشان را با کالک و نقشه در سپاه سوسنگرد شروع کردند و بعدها که هم به عنوان فرمانده تیپ، لشکر و قرارگاه در جبهه کار می‌کردند، مدام با کالک و نقشه کار داشتند.

نامگذاری کتاب "کالک‌های خاکی" بی‌تأثیر از این ارتباطات نیست و از نظر بنده سردار جعفری و امثال ایشان چه آنان که شهید شدند و چه آنان‌که در قید حیات هستند، به عنوان «نقشه راه» و کالک‌های شناسایی می‌توانند الگوی جامعه باشند.

نکته‌ مهم و قابل توجه درخصوص کتاب خاطرات سردار این است که سردار جعفری در بازگو کردن خاطرات خودشان وسواس عجیبی داشتند. علاوه بر این، گذر زمان چگونگی وقوع برخی از اتفاقات را از ذهن ایشان خارج کرده بود، و این دو، کار ما را برای ثبت کامل و دقیق خاطرات با شکل مواجه می‌کرد. ایشان در نقل خاطره‌ای، اگر 20 درصد شک داشتند، آن را بازگو نمی‌کردند. این‌هایی هم که گفته شد، نتیجه‌ سماجت‌های آقای حسین بهزاد بود.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین