جنگ و دفاع متحرک بعث

کد خبر: ۲۰۵۲۰۵
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۷:۴۶ - 08May 2013

۲۲ بهمن ۱۳۶۴ رزمندگان ایرانی در پی انجام سومین عملیات بزرگ سالانه خود (والفجر هشت) شبه جزیره فاو را طی یک روز آزاد می‌کنند. در این زمان چیزی در حدود چهار سال از فرورفتن ارتش بعث در لاک دفاعی گذشته بود و چنین تصور می‌رفت که این نیروی متجاوز با از دست دادن شخصیت نظامی‌اش، چاره‌ای جز کشیدن انتظاری مرگبار برای انجام عملیات‌های بزرگ سالانه ایران در فصل زمستان و آن هم در جبهه‌های استراتژیک جنوبی را ندارد. عملیات خیبر؛ زمستان ۶۲، بدر؛ زمستان ۶۳ و والفجرهشت؛ زمستان ۶۴. اما در همین زمان بروز استراتژی«دفاع متحرک» از سوی عراق، شرایط جنگ را تا حدودی تغییر می‌دهد. گویی ارتش بعث از خوابی چند ساله بیدار شده باشد، از حالت دفاعی خارج شده و حملاتی محدود اما متعددی را در چندین نقطه از مرزهای غربی کشورمان انجام می‌دهد. اوج این حملات مقارن با ایام اردیبهشت‌ماه ۱۳۶۵ می‌شوند که پنج عملیات تهاجمی را تنها در همین ماه تدارک دیده و در شدیدترین آنها، شهر مهران را به اشغال خود در می‌آورد.

روند جنگ از آغاز تا سال چهارم
حملات اولیه: بمباران هوایی چندین فرودگاه کشور به تاریخ ۳۱ شهریور سال ۵۹، رسمیت بخشیدن به جنگی بود که حداقل از سه ماه قبل به صورت غیررسمی آغاز شده بود. صبح روز بعد، یعنی در بامداد یک مهرماه نیروی زمینی ارتش بعث عراق از چندین محور به مرزهای ایران حمله می‌کند که سه استان خوزستان، ایلام و کرمانشاه شاهد تجاوز ۱۲ لشکر عراق می‌شوند به نحوی که در برخی از محورها متجاوزان تا ۱۵۰ کیلومتر به عمق خاک کشورمان پیشروی می‌کنند. چنانچه در چهارم مهرماه به منطقه نورد یعنی در ۱۵ کیلومتری جنوب اهواز می‌رسند.
رکود در جبهه‌ها: به این ترتیب با گذشت یک ماه از جنگ، ‌صدام که پیشتر اعلام کرده بود ارتش عراق به اهداف مد نظر خود دست یافته، ‌تحرک چندانی از خود نشان نمی‌دهد و در سوی دیگر، عملیات‌هایی که فرماندهی وقت نیروی‌های نظامی کشورمان یعنی بنی صدر تدارک می‌بیند در چندین مقطع با شکست روبه‌رو می‌شوند. کمی دورتر از خطوط نبرد، با توجه به تنش‌های شدید سیاسی در فضای داخلی کشور که منجر به عزل و فرار بنی‌صدر و همچنین انجام موج گسترده‌ای از ترورها می‌شود، رکودی چندین ماهه در جبهه‌های جنگ به وجود می‌آید اما پس از برکناری بنی صدر و تغییر در فرماندهی نیروهای نظامی، رزمندگان ایرانی از آغاز سال دوم جنگ یعنی پاییز سال ۶۰، با طرح‌ریزی و اجرای موفق عملیات ثامن الائمه(ع) و شکست حصر آبادان نشان می‌دهند که دوره جدیدی در جنگ آغاز شده است. فصلی که طی آن بر روند تهاجمی ایران افزوده و ارتش بعث رفته رفته به لاک دفاعی فرو می‌رود.
ابتکار عمل ایران: انجام چهار عملیات موفق ثامن‌الائمه(ع)، طریق القدس، فتح‌المبین و الی‌بیت‌المقدس (آزادسازی خرمشهر) که همگی در فاصله زمانی ۹ ماهه رخ دادند، شکست‌های سنگینی را بر ارتش بعث وارد می‌کنند. اما تغییر استراتژی نظامی عراق که شاخصه‌هایی چون عقب‌نشینی به مرزها و نقاط استراتژیک (بلندی‌ها و موانع طبیعی)، تجمیع نیروها به عوض پراکندگی‌شان در بخش‌هایی از خاک ایران و مهم‌تر از همه ایجاد موانع مصنوعی عظیم شامل میادین مین، سیم خاردار، ‌کانال‌های طویل و... در برابر ایرانی‌ها دارد، باعث می‌شود که سیاست بعدی جمهوری اسلامی ایران یعنی «تعقیب و تنبیه متجاوز» در داخل خاک دشمن چندان موفق نباشد.
آفند‌های سالانه: رمضان، محرم، والفجر مقدماتی و والفجرها (یک، دو، سه) عملیات‌هایی بودند که در تعاقب سیاست تعقیب و تنبیه متجاوز و به فاصله چندماهه از هم انجام شدند. هرچند هیچ کدام از آنها فتوحات چهار عملیات بزرگ قبلی را شامل نشدند، اما در این زمان نیز همچنان حالت تهاجمی ایران حفظ و شرایط فرو رفتن به لاک دفاعی از سوی عراق تقویت می‌شود. انجام عملیات‌های نه چندان موفق با فاصله زمانی کوتاه از هم، فرماندهان جنگ را مجاب می‌کند که کشورمان برای مقابله با موانع دشمن و شکست دژهای نظامی‌او نیاز به صرف نیرو و زمان بیشتری دارد. بنابراین از سال ۶۲ علاوه برانجام عملیات‌های کوچک، تجمیع نیرو و امکانات و شناسایی‌های گسترده برای انجام یک عملیات بزرگ تدارک دیده می‌شوند و از زمستان همین سال و با انجام عملیات خیبر، جبهه‌ها شاهد انجام آفندهای بزرگ سالانه کشورمان می‌شوند. عملیات‌هایی که با توجه به مطلوبیت آب و هوای فصل زمستان در گرمای سخت جنوب کشور و نیز طولانی شدن شب‌ها که تاریکی‌شان فرصت نزدیک شدن به خط دشمن را به رزمندگان می‌دادند، این فصل را برای انجام خود مناسب می‌دیدند.

دفاع متحرک راه نجات ارتش بعث
آغاز یک استراتژی: عملیات خیبر در اسفند ۱۳۶۲، بدر در اسفند ۶۳ و نهایتاً والفجر هشت در بهمن ۶۴ که منجر به تصرف شبه جزیره فاو توسط نیروهای ایرانی شد، زنگ خطری برای رژیم بعث بود تا فکری به حال حملات بزرگ سالانه ایران بکند. به همین خاطر «استراتژی دفاع متحرک» تقریباً مقارن با عملیات والفجر هشت و در حالی که مراحل پایانی این عملیات همچنان در حال اجرا بود، از سوی ارتش بعث آغاز شد. فرماندهان عراقی برآن بودند تا با تعقیب چنین استراتژی با ماندن در مواضع دفاعی و حفظ موقعیت، با انجام حملاتی با شدت کم یا متوسط، به خصوص در مرزهای غربی کشورمان، به گونه‌ای نیروهای ایرانی را در این نقاط درگیر کنند تا رزمندگان فرصت نکنند برای انجام یک عملیات بزرگ دیگر در حد و اندازه والفجر ۸ نیرو و امکانات جمع کنند.۱۵ اسفندماه ۶۴ حمله به چوارتا و اشغال مناطقی که توسط نیروهای ایرانی آزاد شده بودند، اولین هشدار برای فرماندهان ایرانی در این راستا می‌شود. دو هفته بعد یعنی در ۲۹ همین ماه بار دیگر ارتش عراق با حمله به پنجوین و آزاد کردن قله‌های شیخ گزنشین؛ میشلان و شیخ لطیف، دومین ضربه محدود اما سریع و غافلگیرکننده را به ایران می‌زد. مقطع دیگری از جنگ تحمیلی در شرف شکل گرفتن است.
شیوه انجام: استراتژی دفاع متحرک عراق با انتقال سریع ۱۵۰ عراده تانک تی ۷۲ روسی که در زمان خود از مدرن‌ترین تانک‌ها بود و آرپی‌جی روی زره آن اثر نداشت (مگر از فواصل خیلی نزدیک و اصابت به نقاط خاص) شروع شد، عراقی‌ها در کنار این ۱۵۰ تانک ۱۵۰ عدد تریلی تانک هم تهیه دیده بودند و در هر نقطه‌ای که نیروهای ایرانی اقدام به آفند می‌کردند بلافاصله تانک‌ها را سوار تریلی‌ها می‌کردند و به نقطه درگیری می‌رسانند، البته به خاطر وجود راه‌ها و اتوبان‌های متعدد در شرق عراق، این جابه‌جایی بسیار سریع و مؤثر انجام می‌شد، در حالی که خطوط ارتباطی ایران در استان‌های غربی چنین ویژگی‌هایی را نداشتند. گاهی اوقات فاصله نقطه آفند تا محل استقرار تانک‌ها بیش از ۲۰۰ کیلومتر بود اما عراقی‌ها سریعاً و طی حداکثر سه ساعت خودشان را به محل درگیری می‌رساندند و باعث غافلگیری شدید نیروهای ایرانی می‌شدند به طوری که در اولین مواجهه‌های رزمندگان با این تاکتیک تلفات بالایی به نیروهای ایرانی وارد آمد. برخی اوقات نیز عراقی‌ها از این تاکتیک برای آزاد کردن زمین‌های در تصرف نیروهای ایرانی استفاده می‌کردند. 
دفاع متحرک و اشغال مهران: همانطور که اشاره شد روند انجام دفاع متحرک ارتش بعث گاهی اوقات به حمله و تصرف بخشی از خاک کشورمان نیز منجر می‌شد. پس از حمله به پنجوین که به عنوان دومین مرحله از استراتژی نظامی جدید عراق در ۲۹ اسفند سال ۶۴ صورت گرفت، دو ماه نخست سال ۶۵ شاهد شدت گرفتن این حملات هستند.
۱۵ فروردین۶۵ تصرف ارتفاعات شاخ شمیران و شاخر سورمر در محور دربندی خان. ۱۸ فروردین۶۵ تصرف تپه ۱۷۵ شرهانی در محور پیچ انگیزه به شرهانی، ۲۲ فروردین تصرف بخشی از ارتفاعات سومار نظیر تپه اسماعیل خانی و پاسگاه دوله شریف در جبهه میانی. چهارم اردیبهشت تصرف ۲۵۰ کیلومتر مربع در محور سیدکان شامل ارتفاعات سرسول؛ گرشولان و لولان، ششم اردیبهشت ۲۰۰ متر پیشروی دشمن در مواضع خودی در جنوب جزیره مجنون توسط یک لشکر عراق که این عملیات چهار روز طول کشید، ۱۰ اردیبهشت پیشروی در جبهه خودی در محور فکه- بجلیه به عمق هفت کیلومتر و عرض ۲۰ کیلومتر که دشمن تحت فشار نیروهای ایرانی مجبور به عقب‌نشینی شد، ۱۹ اردیبهشت حمله چند روزه برای فتح ارتفاعات حمرین بی‌نتیجه ماند اما حدود ۳۵ کیلومتر مربع از اراضی منطقه توسط دشمن تصرف شد. ۲۴ اردیبهشت تصرف ارتفاعات ۲۵۱۹ و ۲۴۳۵ در منطقه حاج عمران طی یک جنگ ۱۰ روزه توسط دشمن از دیگر مراحل استراتژی دفاع متحرک هستند که نهایتا در ۲۶ اردیبهشت ۶۵ ارتش عراق بزرگ‌ترین موفقیت خود را به دست آورده و شهر مهران را اشغال می‌کند. رویدادی که به ارتش عراق جرئت می‌دهد صریحاً به استراتژی جدید نظامی خود اقرار کند و اشغال مهران را با عملیات بزرگی چون والفجر هشت و فتح فاو برابر بداند.
طرحی فراتر از مرزها: نکته جالبی که درخصوص استراتژی نظامی دفاع متحرک عراق مطرح می‌شود، عدم اعلام طراح این استراتژی توسط ارتش بعث بود. عراق که پیشتر در رویدادهای مختلف نشان داده بود قابلیت ستاره‌سازی از برخی فرماندهان خود را دارد اما در خصوص طراح چنین استراتژی سکوت اختیار کرده و این گمان تقویت می‌شود که احتمال طرح‌ریزی چنین سیاستی از سوی کارشناسان فرامنطقه‌ای بسیار زیاد است.

پاسخ ایران
عملیات‌های برون مرزی: در طرف مقابل ایران نیز سعی می‌کند با انجام عملیات‌های محدود اما در عمق خاک دشمن، همچنان تحرک و پویایی نیروی نظامی خود را حفظ کند. انجام سلسله عملیات‌های موسوم به فتح؛ فتح یک (کرکوک عراق ۲۰مهر) فتح ۲ 
(سد دوکان عراق ۴ آبان) فتح ۳(محور زاخو- دهوک عراق ۲۹ آبان) فتح۴ (دیانای عراق ۲۲ بهمن)، نصر
(۲۸ دی محور دهوک- دولان) و... در همین راستا هستند. این عملیات‌ها حاصل ماه‌ها تلاش تعدادی از نیروی نفوذی سپاه به مناطق کردنشین عراق و هماهنگی با معارضین رژیم بعث هستند که اکنون ثمره این زحمات به شکل رشته عملیات‌های گیج‌کننده آن هم در داخل خاک دشمن خود را نشان می‌دهد.
در اینگونه عملیات‌ها که به آنها نفوذی و انهدامی نیز گفته می‌شود، دشمن ضربات غافلگیرکننده‌ای را دریافت کرده و خسارات فراوانی می‌بیند. به عنوان نمونه در عملیات فتح یک، طی دو روز تأسیسات پالایشگاه کرکوک، واحد بهره‌برداری نفت شماره یک، نیروگاه حرارتی برق کرکوک، سه پایگاه موشکی زمین به هوا، تأسیسات تفکیک نفت و گاز «حمبور» در جنوب کرکوک، «جبل بور» و «شوار» منهدم و همزمان با آن مراکز استراق سمع و جاسوسی الکترونیکی و پارازیت دشمن در منطقه «سقزلی» از بین می‌روند. در جریان این عملیات برق آسا و با اجرای آتش بر روی قرارگاه‌های سپاه یکم و لشکر هشتم این مراکز نظامی خسارات فراوانی می‌بینند و در پیامد آن نیز پادگان «دارامان» ارتش عراق به کلی ویران می‌شود.
کربلاها و پایان یک استراتژی: با وجود آنکه برخی از فرماندهان نظامی ایران با بیان اینکه کشور پس از چند سال جنگ بخشی از توان نظامی خود را از دست داده و بهترین راهکار برای مقابله با دفاع متحرک عراق تقویت حالت پدافندی در مرزهای کشورمان است اما اشغال شهر مهران توسط عراق و پیشروی آنها تا عمق ۲۰ کیلومتری کشورمان، اعلام خطری جدی است که باید برای آن را علاجی قطعی در نظر گرفته شود. علاوه بر عملیات‌های برون مرزی، ‌همانطور که مدنظر امام(ره) نیز است، نیروهای ایرانی در تیرماه ۱۳۶۵ عملیاتی موسوم به کربلای یک طی ۱۰ روز نبرد بی‌وقفه، شهر مهران و هشت روستای اطراف آن را آزاد می‌سازند. لیکن همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، هدف عراق از انجام استراتژی دفاع متحرک، علاوه بر خروج از حالت رخوت و بالابردن روحیه نظامیانش، به جهت انجام نشدن آفندهای بزرگ سالانه ایران در جبهه‌های جنوب بود. اما انجام عملیات کربلای ۴ که در آن حدود ۳۵۰ گردان رزمی از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تدارک دیده می‌شوند، خط بطلانی قطعی بر سیاست دفاع متحرک می‌شود. هرچند کربلای۴ به دلیل ضعف اطلاعاتی با عدم‌الفتح روبه‌رو می‌شود، اما تنها دو هفته بعد عملیات کربلای ۵ در منطقه شملچه انجام می‌شود که طی آن بزرگ‌ترین دژ دفاعی دشمن در شرق بصره شکسته می‌شود و نیروهای ایرانی به شش کیلومتری دومین شهر استراتژیک عراق (بصره) می‌رسند. 

 

 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین