بیست و پنج خاطره

کد خبر: ۲۰۵۲۱۲
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۵۰ - 08May 2013

کتاب «بیست و پنج خاطره» حاوی خاطراتی از آزادگان شیراز است که در دفتر ادبیات و مقاومت حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی تهیه و تدوین شده و در سال ۱۳۷۰ چاپ و منتشر شده است.

۲۵ تن از آزادگان شهر شیراز در پاسخ به درخوست حوزه هنری این شهر برای ثبت خاطرات، پاسخ مثبت داده و خاطرات خود از ایام اسارت در اسارتگاه های رژیم بعث عراق را به صورت مختصر و کوتاه، مکتوب نموده و در اختیار حوزه قرار داده اند و دفتر ادبیات و هنر مقاومت با ویرایش آن ها، آن ها را چاپ و به صورت کتاب در اختیار علاقمندان قرار داده اند.

این آزادگان در خاطرات خود، ضمن توصیف وضعیت اسفناک اسیران ایرانی در زندان ها و اردوگاه های رژیم بعث عراق به تشریح رفتار خشونت بار و ددمنشانه نیزوهای بعثی پرداخته و نمونه هایی از فشارهای جسمی و روحی و شکنجه های اعمال شده بر اسرا را ذکر کرده اند.

نحوه دستگیری توسط نیروهای عراقی و به اسارت درآمدن، شرح ضرب و شتم ها و شکنجه های صورت گرفته، شهادت جمعی از اسیران ایرانی در اسارت، گرسنگی و تشنگی دائمی اسرا، فعالیت و همکاری برخی افراد خودفروخته و منافق با دشمن، عبور اسرا از تونل وحشت، تلاش دشمن برای وادار کردن اسیران ایرانی به توهین به رهبر جمهوری اسلامی و مسئولان آن، عزاداری اسرا در ماه محرم و رحلت امام راحل از موضوعاتی است که در خاطرات اکثر به اتفاق این آزادگان به چشم می خورد.

بیشتر این آزادگان پس از اسیر شدن، برای بازجویی به استخبارات عراق در شهر بغداد فرستاده شدند.

آزاده منصور علیپور در این رابطه می نویسد: «ما را سوار ماشین کرده و به سوی بغداد حرکت کردند. شب بود که به بغداد رسیدیم. مستقیم ما را به استخبارات بردند و چهار یا پنج روز آنجا نگه داشتند. در یک اتاق ۳ در ۴ حدود ۷۴ نفر جا داده بودند و در مدت چهار یا پنج روز یک بار در را باز نکردند تا بچه ها حتی برای قضای حاجت به دستشویی بروند. دریغ از یک لیوان آب.بوی تعفن و ادرار در فضا پیچیده بود. تشنگی و گرسنگی و بوی آزار دهنده و هوای گرم همه ما را آزار می داد.»

در دوران اسارت وضع آزادگان به گونه ی بود که سخت ترین قلب ها را نیز متأثر می کرد. دشمن بعثی کوچکترین توجهی به وضع اسرا نمی کرد و در حقیقت رفتار آن ها با اسرا رفتاری غیرانسانی و وحشیانه بود. آزاده همت فرهمند در مورد وضعیت رقت بار و اسفناک خود و دیگر اسرا در تکریت چنین روایت کرده است: «… در آنجا یک مرغدانی را خالی و کمپ اسرا کردند نام آنجا را اردوگاه شماره ۱۴ گذاشتند. تعداد ۱۸۰۰ نفر در آن ساکن بودیم. چهار بند بود و هر بند، سه آسایشگاه داشت و هر آسایشگاه ۱۵۰ اسیر را در خود جای داده بود. تا شش ماه بدون پتو و لباس روی زمین داغ به سر می بردیم و به هر نفر حدود یک وجب جا می رسید. در این شش ماه جیره روزانه مان کتک و شکنجه بود. هر ۲۴ ساعت یکبار آن هم ساعت ۳ بعدازظهر به ما غذا می دادند. هفته ای یک بار در را به روی ما باز می کردند تا به دستشویی برویم! از بس که کتک می زدند خود اسرا هم مایل به بیرون رفتن نبودند…»

خاطرات بازگو شده در این کتاب بیشتر حول محور رفتار خشونت بار دشمن و استقامت و پایداری اسرا در مقابل شکنجه های حسمی و روحی مزدوران بعثی و شرح محرومیت ها و مصائب و مشکلات آزادگان در تنگنای اسارت است.

آزادگان شیرازی خیلی فشرده و مختصر و به صورت گزارش وار خاطرات خود از اسارت را شرح دده اند و به صورت کلی و بدون ذکر جزئیات به ذکر بعضی حوادث و موضوعات پرداخته اند.

برگزاری کلاس های سواد آموزی در اسارت یکی از کارهایی بود که آزادگان در اسارتگاه های عراق به آن توجه خاصی نشان می دادن و آن را امری واجلب تلقی می کردند.

کتاب «بیست و پنج خاطره» علیرغم حجم کم آن توانسته بخشی از مشکلات و مصائب پیش روی اسرای ایران در دوران اسارت را بازگو کند و گوشه هایی از حماسه مقاومت و ایستادگی آزادگان در مقابل مزدوران بعثی را به تصویر بکشد.

این کتاب در ۱۱۶ صفحه در سال ۱۳۷۰ با شمارگان ۶۶۰۰ نسخه توسط انتشارات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی چاپ و منتشر شده است.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین