پشت میله های رمادی

کد خبر: ۲۰۵۲۱۳
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۵۱ - 08May 2013

«پشت میله های رمادی» عنوان کتاب خاطرات اسیر آزاده شده ایرانی، محسن بخشی  است که به همت دفتر ادبیات و هنر مقاومت در سال ۱۳۷۲ منتشر شده است.

آزاده محسن بخشی اهل یکی از روستاهای شهرستان دماوند است. این آزاده در شهریور ماه ۱۳۵۹ پس از اتمام دوره آموزشی خدمت سربازی به منطقه سوسنگرد منتقل می کردد. وی در اواسط  شهریور ماه برای انجام یک مأموریت به پاسگاه مرزی طلائیه اعزام می شود.

در حالی که هنوز چند روزی از حضور در محل خدمت جدید اون نگذشته متوجه تحرکات نیروی دشمن بعثی می شود تا اینکه روزی سی ام شهریور ماه ۱۳۵۹ پاسگاه طلائیه زیر آتش سنگنین توپخانه ارتش بعث عراق قرار گرفته و پس از آن نیروهای عراقی با پیشروی، پاسگاه را به تصرف خود درآورده و نیروهای ایرانی از جمله آزاده محسن بخشی را به اسارت درمی آورند.

این آزاده مدت ده سال را در اردوگاه های عراق سپری می کند تا اینکه با توافق دو کشور برای مبادله اسرا، در اول شهریور ماه ۱۳۶۹ به آغوش وطن بازمی گردد.

کتاب حاضر حاوی خاطرات این آزاده سرافراز از سال ها زندگی در اسارتگاه های رژیم بعث عراق است که فهرست مطالب آن از این قرار است:

پاسگاه طلائیه، خبرهای بد خبرهای خوب،اردوگاه عنبر، و اما محرمی دیگر،پذیرش قطعنامه، تا هجرت خورشید، روزهای بلندتر

نویسنده خاطرات خود را با توضیح چگونگی حضور در منطقه سوسنگرد و پاسگاه مرزی طلائیه آغاز می کند و به شرح تهاجم ارتش تا دندان مسلح رژیم بعث عراق به مرزهای میهن اسلامی مان و نحوه عکس العمل نیروهای پاسگاه مرزی به این تجاوز در اواخر شهریور ماه ۱۳۵۹ می پردازد.

نکته جالب توجه در این بخش، مشاهده تحرکات دشمن توسط نیروهای ایرانی و انفعال فرماندهان در مقابل این فعالیت های واضح است. آزاده محسن بخشی در این باره می نویسد:

«.. منطقه خیلی حساس به نظر می رسید.با دیدن این وضع پی بردم که قضیه جدی است. وارد پاسگاه شدیم و پس از دور زدن و بررسی اطراف آن به این نتیجه رسیدیم که پاسگاه از نظر موقعیت مکانی و مرزی، بسیار مهم و حساس است و باتوجه به نیروی کمی که در آن مستقر است و در صورت تهاجم احتمالی دشمن نمی شود کاری از پیش برد…»

این آزاده پس از دستگیری توسط دشمن، مدتی را در زندان العماره به سر برده و پس از آن به اردوگاه رمادی منتقل می شود و تا اواسط سال ۶۴ در این اردوگاه نگهداری می شود.

وی به شکنجه های دوران اسارت و اتفاقات خوب و بدی که در آن سال ها برایش رخ داده اشاره می کند.

به گفته این آزاده پیروزی های رزمندگان، مسرت بخش ترین خبرهای آنان بود و آخرین رهنمودهای حضرت امام، راهگشای پیام های آنان و کارشکنی ها و خیانت های منافقین تلخ ترین گزارش های اسرای جدید بود.

حضور خبرنگاران خارجی در اردوگاه رمادی برای تهیه فیلم تبلیغاتی با کمک منافقین به نفع عراق و برخورد انقلابی اسیران ایرانی با خبرنگاران و فیلمبرداران و استقبال از آنان با دمپایی، کفش و صابون و فریادهای الله اکبر از دیگر موضوعات مطرح شده در این کتاب است.

آزاده محسن بخشی به عنوان یکی از اسرای فعال اردوگاه و امام جماعت آسایشگاه ۱۵ پس از این درگیری، شناسایی و به همراه یک گروه ۳۰ نفره به اردوگاه عنبر (الانبار) فرستاده می شود که تا پایان مدت اسارت در سال ۶۹ در این مکان به سر می برد. وی در مدت حضور در اردوگاه عنبر شاهد و ناظر وقایع و اتفاقاتی بوده که قسمتی از آن ها را در این کتاب آورده است.

در ایام اسارت، دشمن بعثی بیش از هر چیز به برپایی مراسم مذهبی و معنوی بخصوص عزاداری حضرت سیدالشهدا(ع) توسط اسیران ایرانی حساسیت نشان می داد و از این گونه مجالس وحشت داشت و با تمام توان کوشش می کرد از برپایی چنین مراسم هایی جلوگیری به عمل آورد. یکی از ترفندهای دشمن برای این کار تزریق واکسن به اسرا بود که نزد آزادگان به «آمپول ضد محرم» معروف بود. نویسنده در قسمتی از خاطراتش اشاره ای به آمپول ضد محرم دارد.

برپایی مراسم در عید نوروز، رحلت امام و … از دیگر خاطرات بیان شده در این کتاب است.

به نظر می رسد هدف نویسنده از نوشتن این کتاب مرور خاطرات ایام اسارت و آشنایی خوانندگان با نحوه زندگی اسیران ایرانی و پایداری و ایستادگی آنان در مقابل اعمال وحشیانه دشمن بوده باشد. نویسنده در بخش هایی از خاطراتش به جزئیات واقعه و موضوع که اهمیت چندانی نداشته، پرداخته است ولی در بیان موضوعات مهم تر به یک جمله کلی بسنده کرده است. به عنوان مثال در صفحه ۱۳ کتاب می گوید: چند نفر از اسرای با تجربه برای اینکه بچه ها بیکار نباشند و رخوت و کسلی از بین رفته و شادابی جایگزین گردد، دست به اقدامات جالبی زدند که در وحدت و یکرنگی اسرا بی تأثیرنبود. اما هیچ اشاره ای به این فعالیت ها و اقدامات نمی کند.

یا در جایی دیگر به شوخی های جذاب و فراموش نشدنی بعضی از اسرا اشاره کرده اما ذکری از این شوخی ها و یا خاطرات طنز و شیرین نکرده است.

هرچند که ذکر همه لحظات و حوادث و خاطرات آن ایام به تفصیل، پس از سال ها برای نویسنده امکان پذیر نبوده، اما بیان برخی از لحظات و خاطره ها به جهت حساسیت و اهمیت آن ها مانند وضعیت بهداشتی، درمانی و تغذیه و پوشاک اسرا و روابط اقشار مختلف اسرا چون سربازان، افسران، فرماندهان، روحانیون، بسیجی ها و اوقات فراغت اسرا و تشکیلات مدیریتی آنان می توانست غنای بیشتری به مطالب کتاب داده و تصویر بهتر و روشن تری از ایام اسارت ارائه کند.

علیرغم کاستی های موجود، کتاب حاضر به خاطر ارائه اطلاعات مفید و بازگویی بخشی از مصائب و مشکلات اسیران ایرانی با نثر ساده و روان خود می تواند خواننده را در شناخت و درک آن سال ها یاری نماید.

کتاب «پشت میله های رمادی» در ۸۷ صفحه و با شمارگان ۴۴۰۰ نسخه در سال ۱۳۷۲ توسط حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی چاپ و منتشر شده است.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین