یک نکته از هزاران (11)؛
عجیبترین هدیهای که در طول عمرم گرفته بودم
بعد از گذشت سه روز از مجروحیتم، یكی از همرزمانم به عیادتم آمد. قسمتی از پوتین و انگشت شست پای چپم را به بیمارستان آورد و گفت: «هدیهای ناقابل برایت آوردم».

به گزارش دفاع پرس از کرمانشاه، کتاب «یک
نکته از هزاران» مشتمل بر خاطرات جمعی از سرداران و رزمندگان دفاع مقدس در غرب
کشور است که توسط اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای
دفاع مقدس
استان کرمانشاه جمعآوری و تدوین شده است.
خاطره زیر برگرفته از این مجموعه و از خاطرات «فرضالله مرادی» ازپیشکسوتان و رزمندگان دفاع مقدس استان کرمانشاه است.
... سال1365 در جبههی خرمشهر مجروح شدم. مرا به بیمارستان شهدای هفتم تیر تهران منتقل كردند. بعد از گذشت سه روز از مجروحیتم، یكی از همرزمانم به عیادتم آمد. قسمتی از پوتین و انگشت شست پای چپم را به بیمارستان آورد و به من نشان داد. پرسیدم:« این چیست؟»
گفت: «هدیهای ناقابل برایت آوردم.» این عجیبترین هدیهای بود كه در طول عمرم گرفته بودم.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


