دعای مادر شهیدان «محمدآبادی» برای سردار حاج قاسم سلیمانی
مادر شهیدان «محمدعلی و اصغر محمدآبادی» در دعای خود در حق سرلشکر قاسم سلیمانی گفت: خدایا، سردار بزرگ اسلام، سرباز ولایت و رهبری را در پناه خودت و در جهت خدمت به این نظام حفظ کن. در این دیدار صمیمانه پس از آنکه مادر شهیدان محمدآبادی نسبت به سردار «حاج قاسم سلیمانی» ابراز دلتنگی کرد، با سردار سلیمانی ارتباط تلفنی برقرار و ایشان از مادر شهید دلجویی کرد.
بعد از اتمام تماس تلفنی، این مادر صبور و والامقام دستهایش را رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا سردار بزرگ اسلام، سرباز ولایت و رهبری را در پناه خودت در جهت خدمت به این نظام حفظ کن».
سرلشکر «حاج قاسم سلیمانی» در پایان این تماس خطاب به مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمان گفت، دست مادر شهید را از طرف من ببوس.
علی پاسدار بود و محمد در آموزش و پرورش خدمت میکرد که با آغاز جنگ تحمیلی، عازم جبهه حق علیه باطل شدند و در این راه به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

شهید «محمدعلی محمدآبادی» در بیست و هفتم فروردینماه سال 1336 در ماهان به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات به خدمت سربازی فرا خوانده شد.
همزمان با شروع
انقلاب شکوهمند اسلامی و فرمان حضرت امام خمینی (ره) از پادگان فرار کرد.
با شروع جنگ تحمیلی جزو اولین گروهی بود که به جبهه عزیمت کرد و در دشوارترین عملیاتهای هجومی دشمن مقاومتها و رشادتهای فراوانی از خود نشان داد.
در یکی از
جبهههای آبادان با ترکش خمپاره روانه بیمارستان شد.
پس از برگشت از جبهه در تابستان سال 62 ازدواج کرد و بعد از مدتی دوباره عازم جبهه شد. یادگار ازدواجش فرزند پسری بود که هفت ماه پس از شهادت پدر به دنیا آمد و بنا به سفارش شهید، او را حمزه نامگذاری کردند.
برادر شهید میگوید: در عملیات والفجر 3 یک شب قبل از عملیات، لحظه وداع خیلی برای ما چهار برادر سخت بود. خدا میداند لحظه با شکوه آن خداحافظی هیچ وقت از یادم نمیرود با گریه از هم جدا شدیم.
محمدعلی خطاب به ما گفت: بالاخره از ما چهار نفر هر کدام که لیاقت داشته باشیم، فردا مهمان خدا هستیم. بعد از وصیت و سفارشها از هم جدا شدیم در همان شب عملیات وقتی که فرماندهی دستور عقبنشینی داده بود، تیربارچی مجروح شده بود، خودش که فرمانده دسته بود، تیربار او را گرفته و با دشمن درگیر بود و یکییکی بچهها را عقب میفرستاد که آخرین رزمنده فریاد میزند، محمدعلی بیا عقب.
جواب داده بود شما بروید من هم پشت سرتان میآیم و در این عملیات شهید میشود.
بخشی از وصیتنامه شهید «اصغر محمدآبادی»
برادران و خواهران عزیز و محترم بدانید که دنیا گذرگاهی بیش نیست. دنیا فانی شدنی است. فقط خداست که فانی نمیشود. بکوشید کارهایتان خداپسندانه باشد اعمالمان هم فانی نمیشود. از دنیا خوب بهرهبرداری کنید. به دنیا نچسبید و شیفته آن نشوید. دل از آن بکنید. دل کندن از دنیا بدین معنی نیست که از نعمتهای آن بهرهبرداری نکنید. بلکه دل کندن از دنیا یعنی استفاده از آن به عنوان وسیلهای جهت پیشروی به سوی قرب الهی.
گاهی وقتها نمازها و دعاها و مناجاتها دنیا میشود. حتماً نباید چیزهایی همچون مال و ثروت دنیا باشند. چون اگر نماز برای خدا نباشد، دعاها برای خدا نباشد، جزو موارد دنیا حساب میشوند. دل بکنید از غیر خدا.
