آیا مبارزه با «داعش» نیازمند تشکیل ائتلاف منطقهای – بین المللی است

به گزارش خبرنگار بین الملل دفاع پرس، واقعا سخنان و اظهاراتی که درباره خطر «داعش» و دیگر گروههای تروریستی تکفیری بر منطقه و جهان دارند و تمام طرفهای منطقهای و بین المللی برسر آن توافق نظر دارند، دارای چه میزان ارزش و مصداقیت است؟ در حالیکه برکسی پوشیده نیست، اگر «داعش» اقدام به عملیات تروریستی و بمبگذاری در برخی از کشورهای غربی کند، این اقدام جز با موافقت آمریکا و به مقتضای طرحهای سلطه جویانه منطقهایش صورت نخواهد گرفت که پایه و اساس آن را مقابله محور مقاومت در برابر محور آمریکایی – صهیونیستی در منطقه تشکیل میدهد و در این میان اکنون «داعش» ابزاری در دست محور آمریکایی – صهیونیستی برای ضربه زدن به محور مقاومت است.
آخرین تحولات میدانی و امنیتی جاری در منطقه تاکید میکند که منطقه مرحله خطر داعش را پشت سر گذاشته و این خطر وارد مرحله تشکیل «امارت اسلامی» توسط داعش شده تا این گروه تکفیری در مناطق تحت تصرف خود که بخشهایی از خاک سوریه و عراق را در برمیگیرد، با آزادی و فراع بال کامل به جنایات خود ادامه دهد، در حالیکه دادههای موجود منطقهای تاکید میکند که پس از عراق و سوریه، کشور لبنان اولین گزینه داعش برای حمله و هجوم است و در شماری از مناطق شرقی آن حضور و فعالیت داعش مشاهده شده است.

ناگفته پیداست، توجه و تمرکز داعش بر سه کشور سوریه، عراق و لبنان، در کنار حمایتهایی که از کشورهای محور آمریکایی – صهیونیستی تحت عنوان حمایت از «انقلاب سوریه» دریافت میکند، نشان میدهد که هدف واقعی چه کشوری است و خطر داعش چه کشورهایی را در منطقه تهدید میکند.
به همین دلیل گزافه نیست، اگر گفته شود، تحلیلها و گزارشهایی که رسانهها درباره نزدیک شدن خطر داعش به عربستان سعودی و اردن منتشر میکنند، یاوه سراییهایی برای توجیه برخی اقدامات و پیاده کردن برخی سیاستهاست و در این تردید نیست که آینده عکس تمام این گزارشها و تحلیلها را ثابت میکند، به بیانی دیگر باید گفت، از هم اکنون تا زمانیکه منافع محور آمریکایی – صهیونیستی اقتضا کند، عربستان سعودی و اردن گزینههای حملات داعش خواهند بود تا مهمترین هدف این محور یعنی ضربه زدن به محور مقاومت و نابودی کامل منطقه و ترسیم مجدد نقشه آن براساس خواست و اراده محور آمریکایی – صهیونیستی فراهم شود.
تمرکز گروههای تروریستی تکفیری بر سوریه و عراق و لبنان و تعامل آشکار آنها با رژیم صهیونیستی بیانگر هویت واقعی آنها و ماهیت اهدافی است که آن را در این کشورها دنبال میکنند.
بالطبع در تمام این تغییر وتحولات منطقهای و خطری که داعش برای کشورها و طرفهای منطقهای ایجاد میکند، نام و نشانی از «رژیم صهیونیستی» مشاهده نمیشود، تا همین یک نکته اثبات کننده مطالبی باشد که در سطور بالا ذکر آنها رفت.
بنابراین ملاحظه شد که داعش در عرصه منطقهای چه خطراتی دارد و چه اهدافی را دنبال میکند، اما در عرصه بین المللی خطر داعش پیش از هر چیز کشورهایی مانند هند و شمال آفریقا و یوگسلاوی سابق را تهدید میکند که زمانی بخشی از امپراتوری جهان اسلام بودند و این امکان فراهم است، برای ایجاد دستاویزهایی مانند حوادث 11 سپتامبر که دولت وقت آمریکا از آن برای راه انداختن جنگ جهانی سوم از افغانستان و عراق استفاده کرد، از کشورهای فوق الذکر برای متهم کردن فعالیت داعش در آنها و حمله از آنها به کشورهای غربی بهره برد تا دستاویز مورد نیاز غرب و آمریکا برای دخالت نظامی مجدد در منطقه فراهم باشد.
سوالی که در اینجا مطرح میشود، این است که آیا داعش به عنوان ساخته و پرداخته محور آمریکایی – صهیونیستی اقدام به چنین حملاتی خواهد کرد؟ پاسخ بیشک با هدایت و به دستور آن محور «بله» خواهد بود، چون تاریخ نشان میدهد که این کشورها لحظهای در دستاویز قرار دادن این تجاوزات برای توجیه حملات تجاوزکارانه خود در قالب دفاع خویش و به عنوان پاسخ به این حملات تردید نکردهاند.

هدف واقعی در این حملات همچنان و آنگونه که رویای آمریکا و متحدانش بوده، ایران است و از زمان پیروزی انقلاب تاکنون این کشور همواره تلاش داشته این رویا را با هر ابزار و به هر طریق ممکن محقق کند.
بنابراین با وجود مجبور شدن آنها به نشستن پای میز مذاکره و گفتوگو، اما این رویا برای لحظهای از سر این کشورها خارج نشده و در هر لحظه و به هر بهانه و با هر ابزاری در صدد تحقق آن هستند.
اگرچه برای سالهای سال مهمترین سودای کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا و پس از آن رژیم صهیونیستی با همکاری برخی از رژیمهای عربی مرتجع حمله به جمهوری اسلامی ایران بوده، اما بیم از ورود مستقیم به جنگ با این کشور آمریکا را واداشت، استراتژی هرج و مرج خلاق را در منطقه پیش گیرد، به این امید که این استراتژی امکان نفوذ به داخل ایران و دیگر کشورهای محور مقاومت را بیابد و در این میان انقلابهای عربی با شعار آزادی و دموکراسی با توجه به پیش زمینهها که در پس آن قرار داشتند، عاملی شدند تا راه را برای ظهور گروههای مسلح تروریستی از جمله «داعش» هموار کنند که مهمترین استراتژی و هدف آن ایجاد هرج و مرج در منطقه است.
براین اساس با توجه به آنچه از تاریخ استراتژی غرب و از جمله آمریکا در منطقه برداشت میشود، این است که اگر گروه تروریستی تکفیری «داعش» حملاتی را علیه کشورهای غربی انجام دهد، این حملات ماهیت و اهدافی همچون حملات 11 سپتامبر 2001 خواهند داشت.
به همین دلیل داعش و دیگر گروههای تروریستی تکفیری به این جهت در منطقه تشکیل شدند تا خطری علیه کشورهای محور مقاومت ایجاد کنند و از این دیدگاه این گروهها نه برای اشاعه افکار واندیشههای خود عمل میکنند، بلکه صرفا ابزاری در دست محور صهیونیستی - آمریکایی برای ورود به جنگهایی هستند که این محور از ورود مستقیم به آن عاجز و ناتوان است و یا همچون جنگهای لبنان و غزه در صورت ورود به آنها با شکست مواجه خواهد شد.
بنابراین تشکیل ائتلافی بین المللی و گسترده برای مقابله با داعش و براساس طرحی که رئیس جمهوری آمریکا آن را ارائه داد و با استقبال و حمایت هم پیمانانش مواجه شد، چیزی جز گام برداشتن در راه تحقق این طرح نیست: «مقابله و مبارزه بدون نیروهای زمینی نیازمند تشکیل چنین ائتلافی نیست، چون در این طرح تنها بر هواپیماهای بدون سرنشین تمرکز شده است و در آن هرآنچه از مبارزه و مقابله با داعش مطرح میشود، یاوه سرایی و کذب محض بیش نیست».
منابع
- مکافحة ’داعش’... هل تتطلب تشکیل کل هذا الائتلاف الإقلیمی-الدولی، پایگاه خبری لبنانی العهد
- داعش والنفط.. عصفوران بحجر غربی واحد، پایگاه الکترونیکی روزنامه لبنانی الثبات
- الائتلاف الدولی فرصة لإسرائیل، روزنامه لبنانی النهار
