غلامی در بازدید از خبرگزاری دفاع مقدس:

جهادگران دیروز جنگ، مدیران موفق امروزکشور

مدیر عامل تعاونی خاص ایران‌خودرو ضمن حضور در خبرگزاری دفاع مقدس جهادگران دیروز جنگ را مدیران موفق و تاثیرگذار امروز کشور معرفی کرد.
کد خبر: ۳۰۴۹۸
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۱ - 09October 2014

جهادگران دیروز جنگ، مدیران موفق امروزکشور

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، مهندس ابراهیم غلامی که یکی از مدیران فعال در بخشهای اقتصادی کشور است، در دوران دفاع مقدس به عنوان یک رزمنده در جبههها حضور داشته است.

وی با حضور در خبرگزاری دفاع مقدس از تحریریه و بخشهای مختلف این خبرگزاری بازدید کرد و از نزدیک با فعالیتهای این خبرگزاری آشنا شد.

غلامی که خود از جانبازان جنگ تحمیلی است، در بخشی از این دیدار و در فضایی صمیمی، به بیان دغدغهها و دیدگاههاش در رابطه با رسانههای فعال در موضوع دفاع مقدس و نیز خاطراتی از زمان حضور در جبههها پرداخت.

وی با اشاره به نقش مطلوب رسانههای ارزشی در زنده نگهداشتن مفاهیم دفاع مقدس گفت: جایگاه خبرگزاری دفاع مقدس با توجه به همجمهای که علیه ارزشهای اسلامی و دفاع مقدس آغاز شده، جایگاهی ارزنده است و این موضوع، بسیار مایه خوشحالی است اما در شرایط فعلی به وجود رسانههایی بیشتر از این دست نیازمندیم. کار در این عرصه علاوه بر دارا بودن شرایط حرفهای توفیق و عنایت خاصی را از جانب خداوند میطلبد.

 غلامی تصریح کرد: در همین ایام اخیر مشاهده شد زمانی که شخصی به عنوان یک کارگردان علیه مفاهیم ارزشمند دفاع مقدس نظر میدهد و موضعگیری میکند؛ در این سو کارگردان ارزشی و صاحبنامی مانند آقای حاتمیکیا به این موضعگیری واکنش نشان میدهد؛ متاسفانه برخی از رسانهها همسو با همان جهتگیریها حرفهای ناامید کنندهای را میزنند و در چنین فضایی اهمیت و ارزش خبرگزاری دفاع مقدس بیش از پیش روشن میشود.

این جانباز دفاع مقدس در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مدیریت جهادی و ضروریت های تحقق اقتصاد مقاومتی افزود: شرکت تعاونی خاص ایرانخودرو به عنوان بزرگترین مجموعه تعاونی کشور و حتی منطقه با بیش از 70 هزار عضو توانسته برای دومین سال متوالی به عنوان تعاونی سود آور و برتر شناخته شود و در همین راستا با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری در مباحث اقتصاد مقاومتی با انجام برنامههای سعی در چابکسازی و سوددهی بیشتر این تعاونی شده است.

مدیرعامل تعاونی خاص ایرانخودرو در ادامه به بیان خاطراتی از دوران حضور خود در جبههها پرداخت و افزود: زمانی که به جبهه اعزام شدم، یک نوجوان 14 ساله بودم و در سال 64 و اوایل 65 به گردان عمار در لشگر 27 محمد رسول الله(ص) پیوستم.

وی ادامه داد: افراد بسیاری در این گردان بودند که به عبارتی ما در سایهی آنها میجنگیدیم. از نظر روح و معنویتی که این بچهها داشتند، فضایی در جبههها ایجاد شد که با هیچ جای دیگر قابل مقایسه نبود. بعد از آن به گردان تخریب در همان لشگر 27 رفتم که فرمانده بلند آوازهی آن شهید علی عاصمی بود.

مدیرعامل تعاونی خاص ایرانخودرو اظهار داشت: خداوند دو بار توفیق جانبازی را به من اعطا کرد؛ یک بار در منطقه دوپازا با خمپاره 60 از ناحیه سر و گردن و بار دیگر در عملیات کربلای 5 از ناحیه کمر و بازو مجروح شدم. بعد از عملیات کربلای 5 خبر رسید که بسیاری از نیروهای لشکر عاشورا که آذری هم بودند و با آن دل وجرأتی که از آذری زبانها سراغ داریم، خط عملیاتی را شکسته و به سمت نیروهای عراقی پیشروی کردهاند. توپخانه نیروهای خودی هم در چنین شرایطی عملا ناکارآمد شده بود. به این خاطر که اگر میخواست نیروهای عراقی را هدف قرار دهد حتما نیروهای لشکر عاشورا هم هدف قرار میگرفتند و از آنجایی که تمام این نیروها در یک خط عملیاتی بودند، امکان نداشت که فقط بخشی از خط عملیاتی را با توپخانه هدف قرار داد.

این جانباز دفاع مقدس  گفت: چارهای نبود مگر اینکه به این نیروها خبر دهیم که از خط عملیاتی فاصله بگیرند و به عقب بازگردند. بیسیمها نیز از کار افتاده بودند و در آن بهبوهه نبرد توپ و تانک باید به هر طریقی که امکان داشت به نیروهای لشکر عاشورا اطلاع میدادیم که به عقب بازگردند. من داوطلب شدم تا نیروهای لشکر عاشورا را از این خطر آگاه کنم و این دستور را به آنها برسانم. از سنگر فرماندهی تا خط عملیاتی که بچههای لشکر عاشورا از آن جلو زده بودند 3 تا 4 کیلومتر راه بود. در آن شرایط و بدون وسیلهای که با آن بتوان به خط عملیاتی نزدیک شد چارهای ندیدم مگر اینکه به سمت آنها بدوم. بعد از دویدن مسافت بسیاری تا خط عملیاتی احساس کردم که پاهایم به شدت گرم شده است. به ناچار پوتینها را درآوردم و پابرهنه مسافتی را در حدود 2 کیلومتر تا خط عملیاتی دویدم و این دستور را به بچههای لشکر عاشورا رساندم. بچههای لشکر عاشورا واقعا اهل جهاد و کارهای سخت در جبههها بودند.

وی ادامه داد: به یاد دارم در منطقه دوپازا در نزدیکی عراق که منطقهای کوهستانی و صعبالعبور بود دستور داشتیم که برای جلوگیری از غافلگیری و نفوذ نیروهای عراقی بسیار هوشیار باشیم و هر جنبندهای را که دیدیم با نارنجک از خودمان دفاع کنیم. در پایین ارتفاعی که بودیم متوجه حرکت چند نفر شدیم و به گمان اینکه عراقی هستند چند نارنجک به سمت پایین روانه کردیم. ناگهان یکی از آنها با همان لهجهاش داد زد که اخوی ننداز، خودی هستیم. متوجه شدیم که آنها از بچههای لشکر عاشورا هستند که یک سرباز عراقی را از خط پدافندی خودشان در همان دوپازا اسیر کردهاند و او را با خودشان کشان کشان تا مقر نیروهای خودی آوردهاند و این در حالی بود که برای این کار ابتدا میدان مین و کمینهای بسیاری از نیروهای عراقی را دور زده بودند.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین