به روز شده در: ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۰:۵۳
یادداشت/ رحیم محمدی
آمریکا در شرایطی به دنبال توسعه توان موشکی ارتش خود است که سیاست‌های استعماری این کشور در غرب آسیا با شکست مواجه است.
کد خبر: ۳۸۴۹۱۸
تاریخ انتشار: ۰۴ اسفند ۱۳۹۸ - ۰۱:۵۴ - 23February 2020

شکست سیاست‌های نظامی آمریکا در غرب آسیاگروه دفاعی امنیتی دفاع‌پرس‌ـ رحیم محمدی؛ اخیرا گزارشی از سفارش‌های تسلیحات هواپرتاب آمریکا برای سال مالی ۲۰۲۱ منتشر شده که تنها دو قلم آن یعنی موشک ضد رادار AGM-۸۸ G قیمتی معادل شش میلیون و ۱۰۰ هزار دلار و موشک کروز ضد کشتی دوربرد AGM-۱۵۸ C نیز قیمتی معادل سه میلیون و ۹۶۰ هزار دلار دارد؛ یعنی فقط هزینه ساخت و تولید این دو موشک بالغ بر ۱۰ میلیون دلار می‌شود در حالی که کل بودجه دفاعی ایران در سال ۹۸ کمتر از شش میلیارد دلار بوده است.

این موضوع نشان می‌دهد آمریکایی‌ها تا چه اندازه برای گسترش سلطه خود بر دیگر کشور‌ها به دنبال توسعه تسلیحات نظامی خود هستند؛ البته آمریکایی‌ها با این کار علاوه بر تجهیز یگان‌های رزمی خود، درآمدی هم از طریق صادرات و فروش این‌گونه تسلیحات به دیگر کشور‌ها به‌ویژه کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس کسب می‌کنند و این هم موضوعی است که رئیس جمهور آمریکا به صراحت آن را عنوان می‌کند؛ به گونه‌ای که این‌گونه کشور‌ها به‌ویژه عربستان سعودی را به «گاو شیرده» تشبیه می‌کند.

از سوی دیگر، آمریکا در شرایطی به دنبال توسعه توان تسلیحاتی خود است که ارتش این کشور در رویارویی با مخالفین خود در منطقه، تاکنون ناتوان بوده است؛ به گونه‌ای که آمریکا علی‌رغم آن که بیش از هفت تریلیون دلار در منطقه هزینه کرده، ولی در دستیابی به اهدافی که برای خود متصور شده بود، شکست خورده است؛ به همین جهت به دنبال آن است تا به نحوی نیرو‌های خود را از منطقه خارج کند.

در مقابل، همان‌گونه که اشاره شد، جمهوری اسلامی ایران با داشتن بودجه دفاعی بسیار پایین‌تر از آمریکا توانسته سیاست‌های نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا را با چالش مواجه سازد که نمونه آن، اصابت ۱۳ موشک بالستیک نیروی هوافضای سپاه به مقر آمریکایی‌های مستقر در عراق یعنی پایگاه «عین الاسد» است.

این موضوع بیانگر آن است که صرف داشتن تسلیحات نظامی تعیین‌کننده قدرت در صحنه نبرد نیست؛ چرا که اگر این‌گونه بود، ارتش آمریکا که سال‌هاست در افغانستان با گروه طالبان در ستیز است، باید به پیروزی قطعی در برابر آن‌ها دست می‌یافت که تاکنون چنین موضوعی میسر نشده است.

نمونه دیگر این قضیه نیز شکست آمریکا در مقابل نیرو‌های ویتنام طی سال‌های ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۲ میلادی است؛ در آن مقطع زمانی هم ارتش آمریکا علی‌رغم برتری تسلیحاتی که داشت، نتوانست بر «ویت‌کونگ»ها پیروز شود.

از سوی دیگر، ذکر این نکته هم ضروری است که وقتی رئیس جمهور آمریکا در بیان علت ترور سردار سلیمانی، اقدام احتمالی سردار سلیمانی علیه منافع آمریکا در عراق ذکر می‌کند، نشان‌دهنده آن است که ارتش این کشور علی‌رغم برخورداری از سلاح‌ها و تجهیزات به‌روز و گرانقیمت، از تلاش‌های مجاهدانه فردی همچون سردار سلیمانی هراس دارد.

زیرا سردار سلیمانی که رهبری جبهه مقاومت را بر عهده داشت، توانسته بود در شرایط نابرابر، تکفیری‌ها را در منطقه وادار به قبول شکست‌های پی در پی کند و این همان موضوعی بود که آمریکا به هیچ وجه نمی‌توانست آن را بپذیرد؛ زیرا آمریکایی‌ها در پیدایش و تجهیز تکفیری‌ها نقش اساسی داشتند و به همین خاطر، شکست تکفیری‌ها به معنای شکست سیاست‌های استعماری آمریکا محسوب می‌شد.

انتهای پیام/ 231

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها