به روز شده در: ۲۶ تير ۱۳۹۹ - ۲۱:۰۰
سردار «مرتضی قربانی» فرمانده لشکر ۲۵ کربلا در دوران دفاع مقدس در یادداشتی به یکی از آخرین دیدار‌های خود با سپهبد شهید قاسم سلیمانی در ماه رمضان سال گذشته پرداخت.
کد خبر: ۳۹۵۱۷۳
تاریخ انتشار: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۸:۰۳ - 05May 2020

به گزارش گروه سایر رسانه‌های دفاع‌پرس، سردار «مرتضی قربانی» فرمانده لشکر ۲۵ کربلا در دوران دفاع مقدس در یادداشتی به یکی از آخرین دیدار‌های خود با سپهبد شهید قاسم سلیمانی در ماه رمضان سال گذشته پرداخته است که در ادامه آن را می‌خوانید:

رمضان امسال متفاوت از رمضان‌های قبلی است. این زمزمه وجود دارد که حتی مراسم احیای شب قدر را هرکس در منزل خود و محدود به اعضای خانواده برگزار کند. امسال افطار‌های ساده و صمیمی که بهانه دید و بازدید اقوام یا دوستان قدیمی و خبر گرفتن از بستگان و همسایگان و صله رحم بود هم برگزار نمی‌شود.

برای نخستین‌بار مراسم افطاری ساده و صمیمی فرماندهان جنگ که هرساله در منزل سردار «محسن رضایی» برقرار بود، به‌علت شیوع ویروس کرونا، برگزار نمی‌شود و امسال از این اجتماع استثنایی و منحصربه‌فرد رفقای قدیمی در این ماه مهمانی خدا، اقامه نماز جماعت به‌امامت آیت‌الله موحدی کرمانی، شنیدن سخنان و خاطره‌گویی فرماندهان و پخش فیلم‌های واقعی قدیمی از جنگ و حال‌وهوای معنوی جبهه‌ها و تجدید میثاق با شهدا محرومیم.

روایت سردار «قربانی» از آخرین دیدار خود با حاج‌قاسم

افطاری پارسال در کنار شهید «قاسم سلیمانی» و دیگر بچه‌های جنگ که همه با لباس شخصی و همراه فرزندان و خانواده‌شان در منزل آقامحسن حضور داشتند و نه روی صندلی که روی فرش و موکت کنار همدیگر نشسته بودند، چقدر صفا کردیم، چقدر بغض کردیم و خندیدیم از دیدار دوستان و اشک حسرت ریختیم به‌یاد یاران سفر کرده.

انگار همین دیروز بود که من و قاسم، برای عملیات «کربلای ۵»، در فاصله شش کیلومتری بصره از پنج کیلومتر آبگرفتگی پنج‌ضلعی شرق بصره عبور کردیم و آمدیم روی پل عراقی‌ها. من و قاسم آن‌جا دست به دست هم دادیم، قاسم سمت راست پل و من سمت چپ رفتیم، ایستادیم تا یک پیروزی بزرگ به دست آمد. دشمن غافلگیر شد. من با «قاسم سلیمانی» و بعد هم آقای «محمد کوثری» فرمانده لشکر ۲۷ دقیقاً ۲۲ روز آب و غذای درست و حسابی نخوردیم، لباس‌مان پر از خون، پشت‌سرمان کانال ماهیگیری بود و آن‌قدر گلوله توپ می‌آمد که جای راه رفتن هم نبود. دشمن حتی سنگر‌های ما را تکه تکه و منهدم کرده بود؛ اما ۲۲ روز آن‌جا ماندیم و قطعنامه ۵۹۸ زمانی که ما ۶ کیلومتری بصره بودیم، بسته شد؛ یعنی زمانی که من و قاسم و کوثری و دیگر بچه‌ها دستان ارتش عراق را بستیم، به همین دلیل هشت بند از یازده بند قطعنامه به‌نفع ایران شد.

یاد همه یاران سفرکرده به‌خیر که سال‌های قبل در این افطاری ساده و صمیمی همدیگر را می‌دیدیم و در آغوش می‌گرفتیم و حالا از دیدارشان ــ برای تا نمی‌دانم کی ــ محرومیم؛ شهید «شوشتری»، شهید «همدانی»، شهید «کاظمی»، شهید «قاسم سلیمانی». امیدوارم به‌زودی دیدار تازه شود و سرنوشت ما در مسیر ولایت و همراه با شهادت رقم بخورد که سربلند و خندان به دیدار یاران سفرکرده بشتابیم.

منبع: تسنیم

انتهای پیام/ 113

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها