به روز شده در: ۲۹ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۱:۰۵
وصیت‌نامه شهید جعفر «محمدجواد محقق کجیدی»:
در فرازی از وصیت‌نامه پاسدار شهید «محمدجواد محقق کجیدی» آمده است: ای امت و ای مردم رنج دیده، انقلاب اسلامی به خون احتیاج دارد و شهدای ما هم به این درخت تازه رسیده خون دادند و انقلاب را آبیاری کردند، شما در قبال این خونها موظفید که از انقلاب پاسداری کنید.
کد خبر: ۴۱۶۱۵۰
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۹:۳۲ - 15September 2020

پاسداری از انقلاب حفاظت از خون شهیدان و نبرد با دشمن خصم است

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از رشت، به‌ مناسبت چهلمین سالگرد دفاع مقدس و در سالروز شهادت پاسدار شهید «محمدجواد محقق کجیدی» از شهدای شهرستان «املش» وصیت‌نامه این شهید بزرگوار را از نظر می‌گذرانیم.

زندگینامه شهید:

اول اسفند ۱۳۴۲ در یک شب سرد زمستانی در شهرستان «املش» گلی از دامن پاک مادری شکفت که مبشر بهار زندگی، پدر و مادر شد و او را «محمدجواد» نامیدند.

پدرش «محمدحسین» کشاورز بود و مادرش «خدیجه» نام داشت. محمد جواد در خانواده محروم و مظلوم خود، بدون اعتنا به کمبود‌های مالی و دیگر مشکلات به رشد خود ادامه می‌داد و هر روز از روز قبلش دوست داشتنی‌تر می‌شد، اما هنوز محمدجواد هفت ماه نشده بود که پدر جوانش دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت.

پس از گذر عمر و کودکی اش، وی برای کسب تحصیل علم و دانش راهی مدرسه شد تا مرحله‌ای دیگر از سرنوشت وی رقم بخورد. مقاطع ابتدایی را به همت معلمان ارزشمند این بخش به پایان رساند و به دوره راهنمایی راه یافت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز بازگشایی مدارس به فرمان حضرت امام خمینی (ره) در رشته علوم انسانی وارد دبیرستان شد.

محمد جواد که نوجوانی مسلمان و متدین بود و در طی این دوران در متن انقلاب اسلامی قرار گرفته بود با همه علاقه‌ای که به تحصیل داشت، با شروع جنگ تحمیلی، این جوان غیرتمند مدرسه را رها کرد و وارد دانشگاهی شد که کلاس آن جبهه، استادان آن شهدا و درس آنان ایثار، شهامت، شجاعت و شهادت بود؛ لذا محمدجواد عاشقانه سوی جبهه‌ها پر کشید.

«محمدجواد محقق کجیدی» ابتدا در نیروی رزمی، سپس مدتی در مخابرات و بعد در اطلاعات عملیات و هر جای دیگری که بوجود او نیاز بود حضوری فعال و چشمگیر داشت. پس از پذیرش قعطنامه و برگشت نیرو‌ها به مناطق خود، محمد جواد با پشتکار و توانمندی دوره دبیرستان را با موفقیت به اتمام رساند.

در تاریخ ۷۲/۶/۱۲ به سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به پیمان مقدس ازدواج گردن نهاد و در تاریخ ۷۲/۶/۲۰ عازم منطقه کردستان، شهرستان «سقز» شد و در بیست و پنجم شهریور ۱۳۷۲، در روستای «کاک سیاه» سقز توسط گروه­های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد در حالی که فقط ۱۳ روز بود که داماد شده بود. این جوان تازه داماد با شهادتش سندی معتبر شد بر جنایت ضد انقلابیون و عوامل سر کرده امریکای جهانخوار که ننگ ابدی را برای خود ثبت کردند.

وصیت نامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحیم

«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَ‌بِّهِمْ يُرْ‌زَقُونَ» مرده مپندارید آنانی که در راه خدا شهید می شوند بلکه آنان زنده اند و در نزد خدای خویش روزی می طلبند.

با ستایش بر پرورد گاری که ما را هستی و وجود بخشید؛ ما را هدایت نمود تا در راه اسلام و قرآن و حق قدم گذاریم و با عرض بهترین درود ما به محضر  مبارک محمد رسول الله و پیامبر اکرم و راهنمای مردم در جهل فرورفته و با درود وسلام به یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود(عج) و نایب برحقش امام خمینی (ره) و با سلام ودرود بر رزمجویان جبهه های نور علیه ظلمت و با درود وسلام بر شهیدان به خون خفته ایران عزیز «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ ۖ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ» با دشمن دین پیکار کنید تا فتنه و فساد از میان برود و{دین مخصوص خدای یکتا است} از روزی که آمریکای جهانخوار جنگ را بر ما تحمیل کرد بر شهدای ما روز بروز افزون ترمی شد و اهداف انقلاب روز به روز پیشرفت می کرد، آمریکا که از طریق گروهکها نا امید شده بود، از  طریق کشور خود فروخته ای بنام عراق با ما روبرو شد اما هر روز با شکست مواجه می شد. ای امت وای مردم رنج دیده، انقلاب اسلامی به خون احتیاج دارد و شهدای ما هم به این درخت تازه  رسیده خون دادند و انقلاب را آبیاری کردند و شما در قبال این خونها موظفید که از انقلاب پاسداری کنید و پاسداری از انقلاب حفاظت از خون شهیدان و نبرد با دشمن خصم است.

ای مردم در قبال خون شهیدان با هم یک پارچگی و وحدت را پیشه نمائید و با هم در تضاد نباشید. مردم را به تقوا و ایمان به خدا دعوت نمائید، با ظالم بجنگید و حق مظلوم را از ظالم بستانید. هرچند حقیقت برای انسان تلخ است اما روزی این حقیقت ها بر انسانهای گمراه روشن خواهد شد. ای امت اسلام را در دست یک دسته ضد انقلاب و منافق و خائن ها قرار ندهید و خائن ها را از ریشه بکنید. ولی مسئولین؛ مسئولینی که در بالا قرار گرفته اید به عنوان یک برادر حقیر به شما گفته می شود که مردم را با کارهای نا پسند خود ناراضی نکنید.

البته به آن دسته مسئولین که از راه صداقت قدم میگذارند جسارت نمی شود مردم به شما اطمینان کردند و شما هم نباید به ملت خیانت کنید اگر بخواهید با مردم بدرفتاری نمائید مسئولین محترم با همت مردم شما را بدون هیچ واهمه ای با دادگاه عدل جمهوری اسلامی روبروی خواهند کرد. پیام من به تمامی انسانهای روی زمین از پیرمرد تا پیر زن از بچه تا بزرگ از زن تا مرد این است که ای مردم این دنیا، دنیای فانی است این دنیا صحنه امتحان است و در آن دنیا خدا به انسانی سعادت می بخشد که از امتحانات او به درآید و ای دوستان وای دانش آموزان و ای دبیران محترم شما نونهالان انقلابید و شما دوستان با کردار و رفتار خوب خود و شما دانش آموزان با درس خواندن خود و شما دبیران با تعلیم دادن خود می توانید نهال انقلاب را به دست گیرید واز گزند دشمنان حفظ نمائید.

اگر از طرف من به شما اهانت و بدی شده مرا ببخشید و حلالم نمائید. از شما می خواهم که قدر امام عزیز را بدانید و دنباله رو ولایت فقیه باشید و قدر بچه های حزب الله و سپاهی و نیرو را بدانید و از پدر و مادران تقاضا دارم که از رفتن فرزندانشان به جبهه جلو گیری نکنند و وحدت بین یکدیگر را طبق آیه شریفه فراموش نکنید (واعتصموا بِحَبل الله جمیعاً ولا تَفرّقوا) به ریسمان خدای چنگ زنید و از هم متفرق نشوید؛

و اما چند جمله با مادرم صحبت دارم.

مادر جان سلام؛

امید است که در زندگی موفق و کامیاب بوده باشی وامیدوارم که این سلام گرم بنده حقیر که از ته قلب سر چشمه می گیرد و از استانی به  استانی دیگر واز کوههای پست و بلند و از جاده های سر سبز خونین جبهه ها به شهر مبارک شما روانه می شود و به محضر مبارک شما مشرف می گردد مورد قبولتان قرار گیرد. مادرجان امانتی را که خداوند به شما داده بود بدون هیچ کم و کاستی به او تحویل نمودید چه سعادتی بزرگتر از این هر پدر و مادری که فرزند خویش را در راه اسلام تقدیم و هدیه نماید از تمام عذابهای جهنم درامان است.

مادرم درست است جوانت را از دست دادی بخصوص از دست دادن جوانی را که با آن همه گرفتاری بزرگ نمودی از یک طرف نداشتن شوهر و از طرف دیگر داشتن کودک یک ساله از بدو تولد با از دست دادن شوهر مرا بزرگ نمودی و در این چنین سنی هدیه به خداوند نمودی می دانم برایت سخت می گذرد جدا شدن با چنین فرزندی واقعاً مشکل است اما چه می توان کرد؛ زمان، زمان جنگ است و قرآن و اسلام در خطر است اگر ما نرویم چه کسی باید برود، بچه سرمایه دار باید برود؟ مادرجان اگر بچه سرمایه داری را درجبهه ببینیم برما ننگ است. در آخر مرا حلال نمائید و شیرت را برایم حلال کن. در شهادت من گریه و زاری نکنید و همانند دیگر خانواده های شهدا مقاوم و سترگ باشید تا دشمن سوء استفاده ننماید در ضمن از اینکه فرزند خوبی برایت نبودم مرا مورد بخشش خود قرار بده.

انتهای پیام/  

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها