به روز شده در: ۰۲ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۰:۰۸
سخن عشق/ 2
شهید «محمدرضا اسلامی» در بخشی از وصیت‌نامه خود نوشته است: از امت حزب‌الله مي‌خواهم كه مسجدها را خالي نگذارند تا بتوانند به خوبي به دشمنان اسلام ضربه بزنند.
کد خبر: ۴۲۸۴۱۸
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۴ - 26November 2020

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از آذربایجان‌شرقی، شهید «محمدرضا اسلامی» در تبریز به دنیا آمد. وی پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و با آغاز جنگ تحمیلی راهی جبهه‌های حق علیه باطل شد و پس از مدتی مبارزه با دشمن بعثی به شهادت رسید.

وصیت‌نامه شهید:

«و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون»

«مپنداريد آنهایيكه در راه خدا كشته شده‌اند مرده‌اند بلكه آن‌ها زنده هستند و نزد خدايشان روزي مي‌خورند»

با درود فراوان به رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران و با سلام بر شهيدان راه حق، وصيتنامه خود را اين چنين آغاز مي‌نمايم:

من اكنون كه در اين راه قدم برداشته و اين راه را انتخاب نموده‌ام يعني شعادت را كه همان سعادت مي‌باشد و در انتخاب اين راه كسي مرا راهنمائي نكرده است. من مي‌دانم كه انسان در لحظه‌اي به دنيا آمده و در يک زمان معين از دنيا خواهد رفت پس چه خوب است كه اين رفتن از دنيا در راه خدا و آخرش شهادت با سعادت باشد.

مي‌دانم كه من لياقت شهادت را ندارم ولي اگر خدا نصيبم كرد چه خوب كه به دسته ياران امام حسين(ع) پيوسته‌ام. شهادت بزرگترين سعادتي است كه نصيب هيچ انساني نمي‌شود ولي خدا شهادت را به بندگان مخصوص خود نصيب مي‌كند و او را به سوي خود مي‌كشد، خلاصه شهادت نزديكترين راه تقرب به خداست من موقعي در عمرم به آرزويم خواهم رسيد كه به شهادت رسيده باشم.

من از امت حزب‌الله مي‌خواهم راه شهدا كه همان راه پيامبران و ادامه‌دهنده راه انبياء كه امام امت مي‌باشد بروند و فرمايشات امام عزيز را قبول كنند. از امت حزب‌الله مي‌خواهم كه مسجدها را خالي نگذارند تا بتوانند به خوبي به دشمنان اسلام ضربه بزنند.

من از تمام دوستان و آشنايان مي‌خواهم كه مرا حلال كنند و از خدا مي‌خواهم كه از گناهانم بگذرد. براي اينكه من در عمرم خيلي گناه كرده‌ام و اگر مرا حلال نكند و خداوند از گناهان من نگذرد آن قبر كوچک اين بدن ضعيف مرا مي‌فشارد و من نمي‌توانم درد اين قبر را بكشم.

من از تمامي خواهران تقاضا دارم كه حجاب اسلامي را مراعات كنند كه بزرگترين سنگر و وقار آن‌هاست و بايد بدانيم كه پيروزي ما آن‌وقت است كه ما انقلاب‌مان را به جهان صادر كنيم و امام را خوب بشناسيم و رو به اسلام بياوريم و در شعارهاي‌تان مرگ بر آمريكا و شوروي و اسرائيل و در آخر شعار خود دعاي هميشگي خود را تكرار نماییم.

«خدايا تو را به جان مهدي (عج) تا انقلاب مهدي (عج) خميني را نگهدار از عمر ما بكاه و بر عمر او بيفزا»

به اميد ديدار كربلا و زيارت آن و ياد پيش سرور شهيدان امام حسين(ع) و به اميد پيروزي لشكريان اسلام بر تمام ابر قدرت‌هاي جهان.

پدر و مادر گرامي، من تنها فرزند شما بودم كه در زندگي‌تان به شما رنج بسيار داده‌ام. پدر عزيزم مي‌دانم كه روزي براي هفت تومان كار كرده‌اي و مرا وقتي كه بيمار بودم به دكتر برده‌اي و دارو خريده‌اي، مي‌دانم كه سال‌ها كار كردي و مرا به مدرسه گذاشتي و اي مادر عزيزم تو را دوستت دارم و تو را خيلي دوست مي‌دارم همچون پدرم، مي‌دانم وقتي كه من بچه بودم شما اجاره‌نشين بوديد.

وقتي كه مي‌بردي لباس‌هاي مرا در حياط بشویی صاحب خانه تو را اذيت مي‌كرد، آري تو خيلي زحمت مرا كشيده‌اي و افتخار بكن كه در راه خدا قربانی مي‌دهي كه با زحمت بسيار بزرگش كرده‌اي و اين را بدانيد كه تنها كساني كه در راه خدا و حق مي‌روند و به شهادت مي‌رسند همين رنج كشيده‌ها و مستضعفين هستند كه بر اين‌ها ظلم شده است .

در آخر از پدر و مادرم و خواهر و برادرم مي‌خواهم كه مرا ببخشيد و حلال كنيد.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

انتهای پیام/

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها