آیا آمریکا از تنگنای خودساخته در عراق نجات مییابد؟

به گزارش گروه بین الملل دفاع پرس به نقل از پایگاه خبری النشره، آمریکا با مشاهده دستاوردهای نیروهای امنیتی و دفاع مردمی عراق در مبارزه با داعش به دنبال برون رفت از تنگنایی است که در آن گرفتار آمده زیرا نقشه های پشت پرده آن در عراق برملا شده و عراقی ها بر خلاف مسیری که پیش بینی می کرد، حرکت کردند.
در این میان، ژنرال مارتین دمپسی رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در اظهاراتی که به نظر غیرمنتظره می رسد، با بیان اینکه افزایش حملات هوایی نیروهای ائتلاف بین المللی به مواضع داعش اشتباه راهبردی فاحشی است، همه را شوکه کرد.
دمپسی با این اظهارات اکنون باید به این سوالات پاسخ دهد:
در عراق چه می کنید؟ چرا ائتلاف بین المللی علیه داعش تشکیل دادید؟ آیا هدف از این ائتلاف حمایت از داعش بود یا شوخی و مزاح با آن و فریب دادن عراق و در نتیجه سوق دادن آن به سمت تسلیم در برابر سرنوشتی که پیش روی آن قرار گرفته تا به این ترتیب داعش به دستور آمریکا به اهداف مورد نظر خود در عراق دست یابد؟
داعش پل تحقق اهداف آمریکا در خاورمیانه
پیش از این نیز گفته شد و بار دیگر تکرار می شود که آمریکا داعش را به عنوان پل عبور و ابزار تحقق اهداف متعدد خود در خاورمیانه به کار گرفته و از آن در راستای خدمت به طرح صهیونیستی- آمریکایی بهره برداری کرد.
واشنگتن هیچ گاه دشمن داعش نبوده و نخواهد بود، با این وجود زمانی که ائتلاف بین المللی علیه داعش را تشکیل داد، مدعی شد هدف از آن نابودی این گروه تروریستی است (ادعایی که تمام رخدادها و عملیات نظامی آمریکا و کمک رسانی هواپیماهای آن به داعش از نبرد جرف الصخر تا امروز دروغین بودن آن را ثابت کرده است).
اما در سوریه نیز عملیات آمریکا در راستای کنترل داعش متمرکز بود بدون اینکه به توانایی های داعش آسیبی برساند.
با درک این واقعیت ها اکنون دیگر نباید از موضع واقعی آمریکا در قبال داعش غافلگیر شد، اما چیزی که جای تعجب داشته و شوکه کننده است، اینکه علنی کردن لزوم کاهش فشار بر داعش با انتقادهای شدید آمریکا و متحدانش از نیروهای دفاع مردمی همراه بود.
این انتفادها در حالی است که نیروهای دفاع مردمی در عراق یکی از بازوهای نیروهای امنیتی عراق برای مقابله با داعش به شمار می آیند، بنابراین باید پرسید دلیل این موضع گیری چیست؟
به نظر می رسد دستاوردهای میدانی در عراق، آمریکا را سردرگم کرده و موجب شده است نقش حمایت جویانه آن از داعش برملا شود زیرا این دستاوردها در کنار آنچه در سوریه تحقق یافته است، بیانگر این است که از این پس دیگر طرح آمریکا در منطقه قابل اجرا نخواهد بود.
ترسیم هویت ملی و نه طایفهای
علاوه بر دستاوردهای نظامی میدانی نیروهای عراقی باید به این نکته توجه داشت که نیروهای نظامی عراق شامل ارتش و حمایت مردمی هویت ملی و نه طایفه ای را به تصویر کشیدند و این چیزی است که به مذاق آمریکا خوش نمی آید.
درا ین خصوص باید به یاد داشت که عراق پیش از سال 2003 در فضایی ملی به دور از طایفه گرایی به سر می برد و به ویژه در سطح زندگی اجتماعی مردم هیچ کشمکشی بین شیعه و سنی و یا بین مسلمانان و غیرمسلمانان وجود نداشت (البته باید در این خصوص اقدامات متعدد زمامداران را نادیده گرفت).
اما با ورود آمریکا به عراق و اشغال خاک این کشور، گروه تروریستی القاعده و گروههای وابسته و دست پرورده آن نیز به عراق راه یافته و آن را به ویرانی کشیده و ویژگی های ملی آن را از بین برده و تنش های مذهبی را شعله ور کردند.
هنگامی که آمریکا مستقیم یا غیرمستقیم زمینه تسلط گسترده داعش بر چهار استان عراق را که بیشترجمعیت آن اهل تسنن هستند، فراهم کرد، تصور می کرد با این کار یک منطقه سنی نشین و افراطی با منطقه شیعه روبه رو شده و درگیری به حرف اول بین دو طرف تبدیل خواهد شد، در نتیجه قدرت آنان تحلیل رفته و به این ترتیب زمینه تقسیم عراق فراهم خواهد شد و سپس شرایط مشابهی در سوریه به وجود آمده و پس از ایجاد منطقه ای سنی نشین و جدا کردن آن از متحد راهبردی یعنی ایران، شرایط تقسیم سوریه نیز مهیا می شود.
نیروهای مردمی عراق هرچه آمریکا رشته بود، پنبه کردند
اما با وجود تمام مانورها و فربیکاری آمریکا و اعمال فشار بر ارتش عراق از جمله جلوگیری از دریافت سلاح و مهات مورد نیاز برای مقابله با داعش، آنچه در صحنه عملی تحقق یافته این است که عراق پیش از هرچیزی به توانمندی های خود و کمک های کشورهای همسایه و منطقه به ویژه حمایت محور مقاومت و قبل از همه به ایران تکیه کرد و از پشتوانه مراجع دین و رهنمودها و حمایت های معنوی آنان برخوردار بود و با پشتگرمی این عوامل وارد میدان نبرد و دفاع از کشور شد.
آمریکا در ابتدا گمان می کرد با توجه به فشارهای روانی و تحریم لجستیکی، نیروهای عراقی توان این کار را ندارند، اما صحنه نبرد بر پیش بینی های آمریکا خط بطلان کشید تا جایی که نبردهای دفاعی عراقی ها در کمتر از چهار ماه دستاوردهای قابل ملاحظه ای را به ثمر نشاند و به این ترتیب تمام آنچه آمریکا رشته بود، پنبه شد.
مهم ترین دستاوردهای نیروهای عراقی در دفاع از کشور خود عبارتند از:
اولا: ثابت شد که عراق قادر است نیروهای سه گانه شامل نیروهای رسمی، مردمی و عشایر را گرد آورد و بی وقفه مناطق تحت اشغال را آزاد کند.
دوم: نیروی دفاع مردمی که به سرعت برای کمک به نیروهای ارتش عراق تشکیل شد، ثابت کرد که نیرویی میهن پرست تمام عیار است که دغدغه اصلی آن دفاع از کشور است و از انگیزه هایی که موجب می شود مبارزات آنان رویکردهای طایفه ای و مذهبی پیدا کرده و به ضرر کشور باشد، دور هستند.
نیروهای دفاع مردمی همزمان در دو جبهه ضد تروریستی و طایفه گرایی وارد نبرد شدند
اینجا بود که صحنه نبردهای آزادسازی با مشارکت نیروهای دفاع مردمی به صحنه نبرد دوگانه تبدیل شد به این معنی که نیروهای دفاع مردمی در کنار ارتش به موازات مبارزه با تروریست ها به جنگ طایفه گرایی رفتند و پرواضح است که این وضعیت با خواست و تمایلات آمریکا در عراق در تضاد بود.
در این میان مواضع سران عشایر اهل تسنن بر حمایت از نیروهای دفاع مردمی متمرکز بود از همین رو به آنان ملحق شدند و اینجا بود که میهنی بودن این جنگ به اثبات رسید و اتهام مذهبی بودن از آن رفع شد.
آمریکا نمی تواند مانع بازگشت عراق به نقشه منطقه ای خود شود
سوم: بی تردید موفقیت نیروهای عراقی در نبرد آزادسازی مناطق از چنگال تروریست ها و مبارزه با رویکردهای طایفه گرایی موجب خواهد شد، طرح تقسیم این کشور ناکام بماند و به این ترتیب نقشه آمریکا مبنی بر ایجاد ناامنی و بی ثباتی به منظور فرسایش عراق و جلوگیری از بازگشت آن به جایگاه تاثیرگذار منطقه ای نقش برآب می شود.
چهارم: گام گذاشتن در مسیر پاکسازی عراق و آزاد سازی مناطق اشغال شده از سوی داعش همزمان و هماهنگ با آزادسازی مناطق مختلف در سوریه و تحت حمایت آشکار ایران موجب می شود که عراق به سمت تثبیت جایگاه منطقه ای متناسب با موقعیت جغرافیایی و سیاسی خود سوق پیدا کرده و در مسیر پیوستن به محور مقاومت یا ائتلاف و هماهنگی عمیق با آن حرکت کند و این چیزی است که آمریکا و متحدان عربی آن در منطقه خلیج فارس را خشمگین می کند.
ناگفته پیداست که در این شرایط، تمام مانورها و جنگ های رسانه ای که به منظور جلوگیری از نزدیک شدن عراق به ایران صورت گرفت، ناکام خواهد ماند.
پنجم و آخر اینکه آمریکا با این هدف جنگ در عراق را طراحی و به اجرا در آورد که از این طریق سوریه را تحت فشار قرار دهد، اما واکنش ملی و وطن دوستانه عراقی ها راه تحقق مقاصد آمریکا را سد کرد و دستاوردهای نیروهای عراقی آمریکا و متحدانش را سردرگم کرده و به عاملی برای دفاع از سوریه در جنگ علیه تروریست تبدیل شد.
عراق تا کنون دستاوردهای زیادی را به ثمر نشانده که نه تنها به مذاق آمریکا خوش نمی آید، بلکه با نقشه های آن در تضاد است، زیرا واشنگتن به دنبال رواج طایفه گرایی ویرانگرانه در عراق بود غافل از اینکه عراقی در مسیر مورد نظر آن حرکت نخواهند کرد بلکه به حلقه ای تبدیل می شود که زنجیره جنگ علیه تروریسم متشکل از ایران، سوریه و حزب الله را تکمیل خواهد کرد.
بنابر این روشن است که این وضعیت موجب شده است آمریکا در جنگ علیه داعش کارشکنی کرده و هشدار می دهد که افزایش حملات هوایی علیه آن اشتباه بزرگی است و همچنین تشکیل نیروهای دفاع مردمی که به نیروی دفاعی و آزادیبخش تبدیل شده اند، به مذاق آن خوش نیامده است.
عراق پس از به ثمر نشاندن این دستاوردهای پربار اکنون باید از برخی موارد که به دستاوردهای ملی آن آسیب می رساند، اجتناب کند به ویژه اینکه دست بیگانه در کار بوده و سخت در تلاش است عراق را به سمت منحرف کردن این دستاوردها سوق دهد.
عراقی ها باید اکنون از هرگونه لغزش طایفه ای و یا مذهبی که وجهه ملی جنگ علیه تروریست ها را از بین می برد، بپرهیزند به اضافه اینکه باید از جنگ علیه تروریست غافل نشده و با یکدیگر به دفاع از وحدت کشورشان برخیزند و فریب مواضع سست برخی کشورها را نخورند، بلکه کسانی را که حامی واقعی هستند شناسایی کنند و از تکیه بر توطئه گران خود را در امان نگاه دارند.
انتهای پیام/ک.ف
