به روز شده در: ۱۹ اسفند ۱۳۹۹ - ۰۰:۳۴
به مناسبت سی و هشتمین سالگرد شهادت شهید ابراهیم هادی؛
ابراهیم حقیقتا رابطه عاشقانه‌ای با خدا داشت. او همواره می‌گفت «خدا، خدا، خدا. همه چیز دست خداست. تمام مشکلات بشر به خاطر دوری از خداست. ما باید مطیع محض باشیم. او از سود و زیان ما خبر دارد. هرچه گفته باید قبول کنیم. خیر و صلاح ما در همین است. به این آیه دقت کنید که چقدر خدا قشنگ با ما حرف می‌زند. آدم می‌خواهد از خوشحالی فریاد بزند: ألیس الله بکاف عبده. آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟»
کد خبر: ۴۴۲۱۹۳
تاریخ انتشار: ۲۲ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۳:۳۳ - 10February 2021

گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس: اگر مردم تهران بخواهند یک نمونه از خوب‌های خودشان را مثال بزنند، خوب است که شهید ابراهیم هادی را مثال بزنند و بگویند: «بچه تهرونی؛ مثل شهید هادی». شهید هادی نه عالم دینی بود و نه جزء فرماندهان یا سرداران دفاع مقدس (به معنای خاص کلمه) محسوب می‌شد، بلکه او یکی از میان مردم بود.

پدر بزرگوارش، یک کاسب معمولی بود و کسب و کار بقالی داشت. او همیشه می‌گفت، «در بین بچه‌ها به ابراهیم محبت ویژه‌ای دارم و این بچه یک حس و حال معنوی دیگری دارد. من یقین دارم این فرزند در آینده، نام مرا هم بلند آوازه خواهد کرد...». ابراهیم در دوران دبیرستان در ورزش کشتی، قهرمان بود. او یک ورزشکار جوانمرد بود و می‌گفت، «من همیشه در کُشتی مراقب بودم که روی نقطه ضعف‌های حریفم انگشت نگذارم.» این در حالی است که رسم کشتی این است که طرف مقابل را از روی نقطه ضعف‌هایش به زمین می‌زنند. این نشان می‌دهد که ابراهیم هادی فوق قهرمان و فوق پهلوان بود.

حتما می‌دانید که آقای دولابی (ره) اهل تعارف و مبالغه نبودند؛ ایشان وقتی ابراهیم هادی را که یک جوان بیست ساله بود، دیدند، به او فرمودند: «آقا ابراهیم! کمی ما را نصیحت کن!» و ابراهیم با شرمندگی سرش را پایین انداخت. در بین ویژگی‌های برجسته ابراهیم هادی، اخلاص جایگاه ویژه‌ای دارد. او دقت می‌کرد که «کار برای خدا باشد!» و این یکی از تکیه کلام‌هایش بود و می‌گفت، «کاری که مخلصانه نباشد، به درد نمی‌خورد.»

ابراهیم حقیقتا رابطه عاشقانه‌ای با خدا داشت. او همواره می‌گفت، «خدا، خدا، خدا. همه چیز دست خداست. تمام مشکلات بشر به خاطر دوری از خداست. ما باید مطیع محض باشیم. او از سود و زیان ما خبر دارد. هرچه گفته باید قبول کنیم. خیر و صلاح ما در همین است. به این آیه دقت کنید که چقدر خدا قشنگ با ما حرف می‌زند. آدم می‌خواهد از خوشحالی فریاد بزند: ألیس الله بکاف عبده. آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶)»

هرگاه به ابراهیم می‌گفتند، «از سازمان تربیت بدنی خارج نشو. آینده و درآمد خوبی در انتظارت هست! آموزش و پرورش که...» می‌خندید و می‌گفت، «با خدا باش، از جایی که گمان نمی‌کنی، روزی تو را می‌رساند!». این جوان، الگوی بسیار مناسبی است که هرکس، با هر گرایشی، از دریای وجودی او می‌تواند بهره‌ای ببرد. او در ۲۵ سال حضور در دنیای مادی، به تمام انسان‌ها درس درست زیستن و درست بندگی کردن و حرکت صحیح در مسیر حق را آموخت. حکایت‌های او برای ورزشکاران، برای پاسداران حریم انقلاب، برای مداحان، برای معلمین و مربیان و برای تمام کسانی که به فکر تبعیت از دستورات خدا هستند بسیار آموزنده است.

به مناسبت ۲۲ بهمن ساروز شهادت شهید «ابراهیم هادی» در ادامه خاطراتی از زندگی این قهرمان میخوانید..

شهیدی که ثابت کرد «خدا برای بندکانش کافی است»

شهیدی که ثابت کرد «خدا برای بندکانش کافی است»

شهیدی که ثابت کرد «خدا برای بندکانش کافی است»

شهیدی که ثابت کرد «خدا برای بندکانش کافی است»

شهیدی که ثابت کرد «خدا برای بندکانش کافی است»

شهیدی که ثابت کرد «خدا برای بندکانش کافی است»

شهیدی که ثابت کرد «خدا برای بندکانش کافی است»

شهیدی که ثابت کرد «خدا برای بندکانش کافی است»

انتهای پیام/ 711

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها