به روز شده در: ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۲۳:۳۸
شهید «ابوالقاسم بارورز» در زمان مجروحیتش و در حسرت دوری از جبهه‌های جنگ می‌گفت: جبهه حال و هوای بسیار شگفت‌انگیزی دارد و من از اینکه مجروح شده‌ام و نتوانستم به مبارزه ادامه دهم و در کنار دیگر دوستانم باشم، خیلی ناراحت هستم. دلم برای دوستانم تنگ شده؛ می‌خواهم سریع برگردم.
کد خبر: ۴۵۰۵۴۰
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۴۰۰ - ۰۳:۴۰ - 17April 2021

زندگینامه شهید« ابوالقاسم بارورز باب اناری»به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از شیراز، شهيد «ابوالقاسم بارورز» اسفند سال 1344 در شهر باب انار به دنیا آمد. او در دامان مادر و پدری متدين رشد و تربيت يافت. هفت ساله بود که راهی مدرسه شد.

از همان ابتدای کودکی از هوش و ذکاوت خاصی برخوردار بود. دوران ابتدايی و راهنمايی را در روستای باب‌انار گذراند. ابوالقاسم در راهپيمايی و تظاهرات عليه رژيم پهلوی شرکت می‌کرد. او با دوستانش به پخش بيانيه ها و اعلاميه های امام می پرداخت.

دوم راهنمایی بود که به دلیل فقر مالی خانواده ترک تحصیل کرد و در کارگاه شیشه‌بری و لوله‌کشی مشغول به کار شد. پس از چند سال او در این کار استاد ماهری شد.

پس از پيروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، ابوالقاسم تصمیم گرفت که ادامه تحصیل دهد، اما با آغاز جنگ تحميلی، به‌عنوان یک بسیجی به جبهه رفت و در عملیات محرم از ناحیه زانو مجروح شد.

برادر این شهید در خاطره ای بیان می کند: روزی که زخمی به خانه آمد. با این حال که زخمی شده بود می گفت: «جبهه خیلی خوب است. حال و هوای بسیار شگفت انگیزی دارد و من از اینکه مجروح شده ام و نتوانستم به مبارزه ادامه دهم و در کنار دیگر دوستانم باشم خیلی ناراحت هستم. دلم برای دوستانم تنگ شده می خواهم سریع برگردم.»

پس از مدتی استراحت به صورت داوطلب عازم جبهه کردستان شد و شش ماه در آنجا خدمت کرد.

ابوالقاسم همراه با برادر شهيدش «احمد» در بسياری از عمليات ها خوش درخشيد. او بسيار شجاع و غيور بود و از هيچ خطری واهمه ای نداشت. وی سرانجام 15 فروردین 1363 در محور مهاباد - سردشت مفقودالاثر شد. پيکر پاکش پس از 10 سال چشم‌انتظاری خانواده برابر با 13 خرداد ماه 1379 (28 صفر) به وطن بازگشت و در جوار مزار همرزمان شهیدش در شهر باب انار شهرستان خفر به خاک سپرده شد.

انتهای پیام/

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها
آخرین اخبار