حمایت از ولایت فقیه بر شما واجب است
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از ساری، «امیرعلی اسحاقی گرجی» فرزند «ابراهیم» نوزدهم تیر ۱۳۴۷ در شهرستان بهشهر به دنیا آمد و در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۶ در منطقه عملیاتی فاو به شهادت رسید.
فرازی از وصیتنامه شهید
حال که بر همه مسلمانان یک امر طبیعی است که پیش از مرگ نامهای از خود بجا بگذارند. اینجانب امیرعلی اسحاقی کوهستانی، بنابر وظیفه دینی خود چند خطی را برای آیندگان به امانت میگذارم.

حال که آمریکا و شوروی دو ابرجنایتکار جانی و جهانی دست به دست خود دادند تا با نقشههای شیطانی خود به قول خودشان اسلام را نابود کنند و اسلام عزیز را برای خود خطرناک میبینند، پس بر ما یک امر واجب است که از اسلام عزیز و قرآن کریم دفاع کنیم؛ و شما امت حزب الله را به وحدت دعوت میکنم که وحدت شما ضربه به منافع شیاطین میزند که اینجانب وظیفه اسلامی و میهنی من اقتضاء کرد که به سوی جبهه روانه گردم، آگاهانه و با چشم باز راه امام حسین (ع) را انتخاب نمودم و اگر آن روز نبودم که به سرور و مولای خود کمک کنم.
امروز که هستم تا از فرزند آن شهید دفاع کنم آنقدر میجنگیم تا از خون ما پلی برای آزادسازی قدس پاک درست شود، و آنقدر پیکار میکنیم تا آوارگان فلسطین و لبنان و گرسنگان آفریقا را از چنگال ستمگران بیرون بیاوریم. ای امت حزب الله و برادران و خواهران به شما توصیه میکنم که لحظهای از یاد خدا غافل مباشید و شما واجب است که در این برهه حساس از ولایت فقیه حمایت و پشتیبانی کنید.

برادران! سعادت شما در تقواست. پس تقوا را پیشه کنید، و با ایمان به الله، تنور جنگ را گرم کنید و همچون راهیان کربلا به پیش بتازید که آینده نزدیک فتح و ظفر نصیب شما میگردد.
برادران و خواهران عزیز! از روحانیت عزیز دفاع کنید و نگذارید که مشتی خودپرست هوای و هوس بر آنها غلبه کرده به روحانیت متعهد و در خط امام و حزب الله واقعی توهین کنند و آنها را به منطق ایمان از خود برانید که فرقی با شیطان ندارند. شما ببینید که مشوق رزمندگان و تشویق اگر برادر رزمنده کیست؟

ببینید چه کسانی خود را وقف انقلاب کردند و چه کسانی از خود میترسند. در نمازجمعه شرکت کنید. قرآن و دعا را زیاد بخوانید که شفای درد شما در قرآن است؛ و حال سختی دارم با شما پدر عزیزم و مادر مهربانم، پدر عزیزم، از اینکه مرا بزرگ و خوب تربیت کردی و به جامعه اسلامی تحویل دادی تا برای چنین روزی به اسلام کمک کنم کمال تشکر را میکنم، و اگر چه نتوانستم جبران خوبیهای شما را کنم مرا به بزرگواری خود عفو کنید؛ و شما ای مادر مهربانم، و بهتر از جانم خیلی شما را زحمت دادم، تا مرا در این سن و سال رساندی و چه آرزوهائی را در من نوید میدادی، و حال که برای اسلام و قرآن در حال جنگیدن هستم، پس چه سعادت و آرزوئی که مادر شهید شوی، و باید افتخار کنی که پسرت در راه اسلام کشته شد؛ و از شما معذرت میخواهم که نسبت فرزندی را خوب انجام ندادم؛ و امیدوارم با صبر و پایداری خود در روز قیامت با شهدا محشور شوید و در مرگم گریه نکن تا دشمنان اسلام شاد شوند؛ و شماای خواهر گرانقدر در مرگم گریه نکنید، و حجابتان را حفظ کنید، و پشت جبهه رزمندگان را دعا کنید.

انتهای پیام/


