به گزارش دفاع پرس از یزد؛ طبق ماده ۶۰ کنوانسیون وین درباره معاهدات (۱۹۶۹)، «طرفی که معاهدهای چندجانبه را ترک میکند، دیگر حقّ استفاده از سازوکارهای درون آن را ندارد». بر همین اساس، سه کشور اروپایی نیز در بیانیه ۲۰ اوت ۲۰۲۰ بهصراحت اعلام کردند که ایالات متّحده دیگر صلاحیت فعالسازی «مکانیسم ماشه» را ندارد.
در عین حال، تروئیکای اروپایی نیز در روزهای اخیر، با لحنی هماهنگ، جمهوری اسلامی ایران را به فعّالسازی «مکانیسم ماشه» تهدید کردهاند؛ تهدیدی که بیش از آنکه پشتوانه حقوقی داشته باشد، بخشی از پازل «فشار روانی ـ رسانهای» پس از شکست پروژه تجاوز علیه ایران محسوب میشود.
با این حال، رسانههای فارسیزبان وابسته به سیا، موساد و پنتاگون، با هدایت اتاقهای «جنگشناختی» و هزینههای گزاف، از این ابزار حقوقی بیاثر، «بمب روانی» ساختهاند. آنان با بهرهگیری از تکنیکهای «عملیاتروانی» مانند تکرار کلیدواژه، اغراق تهدید و القای ناامیدی، سعی دارند واژه «مکانیسم ماشه» را به عنوان نماد سقوط قریبالوقوع اقتصادی ایران اسلامی جا بیندازند؛ نه با هدف «اطلاعرسانی»؛ بلکه برای «مهندسی ذهن افکار عمومی».
این خطّ «عملیاتروانی» دقیقاً پس از شکست پروژه «تجاوز ترکیبی» غیرقانونی ۱۲روزه علیه جمهوری اسلامی ایران بهعنوان رأس محور مقاومت فعّال شد؛ تجاوزی چندلایه که گرچه بهظاهر پوشش خود را در درگیری با غزّه قرار داده بود، امّا در واقع، تمرکز اصلی آن ضربه به توان بازدارنده ایران بود. آمریکا و رژیم صهیونیستی، با همراهی مادّی و دیپلماتیک تروئیکای اروپا، و با تمام ظرفیت سایبری، موشکی، دیپلماتیک و رسانهای خود وارد میدان شدند؛ امّا با پاسخ قاطع و راهبردی ایران، عملاً شکست خوردند.
برای پوشاندن این رسوایی ژئوپلیتیکی، دشمن در ادامهی «جنگ روایتها» تلاش کرد با بازنمایی «ماشه»، صحنه را وارونه جلوه دهد؛ بهگونهای که گویی ایراناسلامی، عامل بحران است و ایالات متّحده و غرب، خواهان مذاکره و صلح! این همان شگرد آشنای «دستورکارسازی رسانهای» است: «جابهجایی ذهن مخاطب، از پیروزی واقعی به تهدید خیالی».
در این میان، نکته نگرانکنندهتر، تلاش هدفمند دشمن برای تبدیل «افکار عمومی نگران»، به ابزار «فشار روانی» بر مسئولان ارشد نظام و دیپلماتهای ایرانی است؛ بهگونهای که انگار تنها راه نجات، عقبنشینی از مواضع عزّتمندانه و بازگشت به «میز تسلیم» است.
در همین زمینه، دکتر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور کشور عزیزمان، در واکنش صریح به این روایتسازی مزوّرانه اعلام کرد: «.. آنها بودند که با حمایت از اسرائیل، روی میز مذاکره بمب انداختند.» (۱۴ تیر ۱۴۰۳ – خبرگزاری فارس)
این جمله کوتاه، تصویری روشن از میدان واقعی میدهد: «آنان که مسیر دیپلماسی را با حمایت از جنایت مسدود کردند، امروز با فرافکنی، ایران را مقصر جلوه میدهند».
، امّا خطّمشیِ ما، از آغاز روشن بوده است. امام خمینی (ره) در یکی از بیانات ماندگار خود فرمودند: «ما برای اسلام تا آخر ایستادهایم. تحریمها، تهدیدها و محاصرهها نمیتواند ما را از راهی که انتخاب کردهایم، باز دارد.» (صحیفه امام، جلد ۱۸، صفحه ۲۶۷)
و امامخامنهای در ۱۳ دی ۱۴۰۲، با همان صلابت، تأکید کردند: «ملّت ایران را نمیشود با مکانیسم ماشه و تهدید و تحریم، از پای درآورد؛ این ملّت ایستاده است.»
اکنون بیش از همیشه باید دانست که آنچه در جریان است، یک «جنگ اقتصادی» صرف یا «دعوای حقوقی» بر سر توافق نیست؛ این یک «جنگ ارادهها» ست. جنگی که در آن دشمن به دنبال شکستن «مقاومت ذهنها» ست؛ نه صرفاً امتیاز در میز مذاکره.
قرآنکریم نیز در اوج این نبردها، به مؤمنان وعده داده است:
«وَلَا تَهِنُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ»
«سُست نشوید و اندوهگین مباشید، شما برترید اگر ایمان داشته باشید». (سوره آلعمران، آیه ۱۳۹)
هـادی امـامـی، دانشآموخته کارشناسی ارشد ارتباطات اجتماعی و رسانه و کارشناسی علوم سیاسی
/انتهای پیام