به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاعپرس، عملیات کربلای ۲ از تاریخ ۱۳۶۵/۶/۱۰ تا ۱۳۶۵/۶/۱۱ در منطقه جبهه شمالی؛ اربیل- حاج عمران و باهدف تصرف مجدد ارتفاع ۲۴۳۵ (گرده کوه) به اجرا درآمد.
اگرچه زمان عملیات کربلای ۲ مربوط به دورهای است که استراتژی تعقیب متجاوز در جبهه شمالی پایهریزی شده بود، ولیکن تا قبل از احساس بنبست در جنوب، اجرای این استراتژی جدی نشد.
بهعبارتدیگر، اجرای عملیات کربلای ۲، بیش از هر چیز متأثر از استراتژی معروف به دفاع متحرک ارتش عراق بود. در این دوره ارتش عراق در مورخ ۲۴ /۲ /۱۳۶۵ در منطقه حاج عمران به ارتفاعات ۲۵۱۹ و ۲۴۳۵ حمله کرد و دستاوردهای عملیات والفجر ۲ را به اشغال درآورد.
در ادامه درباره این عملیات از کتاب «نبردحاج عمران؛ شرح عملیات کربلای ۲» نوشته محمدرضا میرزایی مطالبی از نظر خوانندگان محترم میگذرد.
در دو محور
ازآنجاکه تسلط و اشراف دشمن بر منطقه، نیروهای خودی را در فشار قرار میداد و پیوسته متحمل تلفات میکرد؛ عملیات کربلای ۲ با فرماندهی سپاه در دو محور شمالی و جنوبی اجرا شد.
در محور شمالی ارتفاع گرده کوه تصرف شد، اما در محور جنوبی، هوشیاری و مقاومت دشمن موجب شد تا نیروهای خودی به عقب بازگردند و ارتفاع ۲۵۱۹ در دست دشمن باقی بماند.
عبور از میدان مین به کمک داوطلبین شهادت
قرارگاه ساعت ۱ نیمهشب، به تمام یگانها آغاز درگیری را اعلام کرد. تیپ ۱۵۵ ویژه شهدا ساعت ۱:۰۲، تیپ ۱۰۵ قدس ساعت ۱:۰۵، تیپ ۱۱ قائم (عج) ساعت ۱:۰۷ و لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) ساعت ۱:۲۰، آمادگی خود را برای اجرای عملیات اعلام کردند.
حرکت نیروها در محورهای ارتفاع ۲۵۱۹ بهعنوان کلید منطقه و بعد از آن به ترتیب در ارتفاع وارس، یال آنه، ارتفاع سکران و یال آن بهمنظور تأمین سمت چپ منطقه و ارتفاع شهید صدر در محور راست منطقه آغاز شد. ساعت ۱:۳۶، اولین تماس تیپ ۹ بدر برقرار شد و اعلام کرد با دشمن درگیر شده و در حال پیشروی است.
نیروهای تیپ ۹ بدر که از ساعت ۲۰:۳۰ مورخ ۹ شهریور ۱۳۶۵ حرکت خود را از نقطه رهایی آغاز کرده بودند، موفق شدند پس از چهار ساعت پیادهروی، ساعت ۰۰:۳۰ به مکانهای تماس با دشمن برسند و پس از استراحت، با ابلاغ رمز، عملیات را آغاز کنند.
دسته خطشکن گردان صدر که جلوی گردان مستقرشده بود، برای خنثیسازی مینها و بریدن سیمخاردارها به میدان مین نزدیک شد. خطشکنها هنگام رسیدن به میدان مین مشاهده کردند؛ دشمن ضمن افزایش مینها، آنها را بهصورت پراکنده کاشته و سعی در نفوذناپذیر کردن این محور کرده است.
واحد تخریب در حال خنثیسازی مین معبرها در زیر شلیک منورها و خمپارههای عراقیها بود که ناگهان دشمن متوجه نیروهای خودی شد و آنها را به رگبار بست. به دنبال آن درگیری آغاز شد.
فداکاری و ایثار برای بازگشایی معبر
کوچکی منطقه باعث شده بود، ترکشهای معدود توپهایی که روی اهداف دشمن فرود میآمد، نیروهای خودی را در این محور مانند دیگر محورها، اذیت و نگرانی را بابت انفجار مینها چندین برابر کند. در این شرایط، سه، چهار نفر از نیروها، خود را روی مین انداختند و معبر باز شد.
زیر پا گذاشتن همرزمانی که تا چند لحظه پیش کنار دوستان خود در صحنه نبرد بودند، شوری عاشورایی در میان نیروها به وجود آورد، طوری که دسته خط شکن با تمام قوا فریاد اللهاکبر سر میداد و با تیراندازی ممتد، درحالیکه هنوز تا رسیدن به خط دشمن فاصله بود، به سمت آنان یورش میبرد. آنان باوجود شهید یا مجروح شدن تعدادی از نیروها، شجاعانه حرکت خود را ادامه دادند و خود را به سیمخاردارهای دشمن رساندند. درگیری پشت سیمخاردارها بهشدت ادامه یافت و حجم آتش از پشت سنگرهای عراق باعث شهادت ۱۸ نفر از دسته اول شد.
جنگ تنبهتن همراه با عقبنشینی دشمن
نیروها با جانفشانی یکی از نیروهای تخریب که خود را بر روی سیمخاردار انداخت، با عبور از او، خود را به خاکریز دشمن رساندند و زیر آتش و نارنجک به داخل کانال روبروی خود رفتند.
جنگ تنبهتن، داخل کانالی با عرض کم و ارتفاع نزدیک به ۱/۵ متر آغاز شد. نیروهای دشمن که با هجوم قدرتمندانه نیروهای خودی مواجه شده بودند، با وجود مقاومت شدید، مجبور شدند سنگر به سنگر و بهآرامی عقبنشینی کنند.
در این هنگام، گردان شهید دستغیب موفق شد با شکستن خط دشمن، از پشت به مواضع آنها حمله کند. این امر سبب شد نیروهای دشمن با ناامن دیدن وضعیت خود، دست از مقاومت بردارند و عقبنشینی خود را سرعت دهند.
در این شرایط، نیروهای خودی، داخل و بیرون کانال حرکت خود را آغاز کردند. ارتفاع ۳۰/۱ و عرض بسیار کم کانال باعث شده بود نیروها پشت سرهم به سمت سنگرهای دشمن حرکت کنند. دشمن نیز سرسختانه به عقب میرفت. کمعرض بودن کانال و مقاومت دشمن باعث شده بود نیروهایی که درون کانال درحرکت بودند، براثر تیراندازی دشمن، مجروح یا شهید شوند.
با افتادن هر رزمنده، نفر بعدی با گذاشتن از او به راه خود ادامه میداد. گاهی از نیروهای خودی، پنج شش شهید یا مجروح میشدند تا نفر هفتم موفق شود سنگری از دشمن را فتح کند.
درخواست تکبیر رحیم صفوی
درگیری گردان شهید صدر تا صبح طول کشید و در ادامه در پاکسازی یالهای شهید صدر، ۳۰۰ نفر از نیروهای عراقی خود را تسلیم کردند.
در ادامه، گردان شهید صدر موفق شد با گردان شهید دستغیب الحاق کند و هر دو بهسوی مثلث انتهایی ارتفاع صدر پیشروی کنند. براثر این حرکت، بقیه نیروهای دشمن به عقب رفتند و نیروهای دو گردان روی مثلث انتهایی مستقر شدند.
نیروهای خودی به پیشرویشان ادامه دادند تا توانستند در نیم ساعت اول، مواضع دشمن بر روی تختهسنگی را تصرف کنند. دشمن در این بین تعدادی اسیر، زخمی و کشته داد.
ساعت ۱:۳۰ به فرماندهی تیپ ۹ بدر اطلاع داده شد؛ تخت سنگی سقوط کرده است و نیروهای گردان شهید بهشتی وارد تپه شهدا شدهاند. یک قسمت از نیروها به سمت چپ تختهسنگی و مقر فرماندهی پیش میرفتند. ساعت ۱:۴۵ با شنیدن این خبر، موجی از خوشحالی قرارگاه را فراگرفت، طوری که رحیم صفوی با صدای بلند درخواست تکبیر کرد و صدای اللهاکبر در قرارگاه طنینانداز شد.
با شکست پیدرپی تکهای دشمن، عراق روی ارتفاعات شهدا و ۲۵۱۹ و جناح راست عملیات، تمرکز خود را بر آتش ادوات سنگین قرار داد. شدت آتش به حدی بود که بسیاری از رزمندگان در سنگرها دفن و تکهتکه شدند. با انهدام سنگرها، ارتفاع کانال نیز تا زیر زانوی رزمندگان رسیده بود و آنها مجبور بودند با مشکلات فراوان درون کانال دراز بکشند و مقاومت کنند.
آمبولانسها نیز زیر آتش دشمن موفق به تخلیه مجروحان نمیشدند. شدت آتش دشمن مانع رسیدن تدارکات، غذا، آب و مهمات به نیروهای خودی میشد. روحیه رزمندگان بهشدت تضعیفشده بود. با دستور دقایقی، برای تقویت روحیه رزمندگان، مقر فرماندهی به روی ارتفاعات شهید صدر منتقل شد و تمامی نیروهای قرارگاه به این مکان آورده شدند.
بهطورکلی در این روز، پاتکهای دشمن نسبت به روز گذشته کمتر شده بود و به دلیل صعبالعبور بودن راه و مقاومت رزمندگان تیپ ۹ بدر، دشمن از بازپسگیری مناطقی که از آنان عقبنشینی کرده بود، ناامید شده بود.
عطش رزمندگان از بیآبی
در عملیات کربلای ۲، تشنگی امان نیروها را بریده بود. مسئول تدارکات تیپ ۹ بدر در این زمینه چنین میگوید:
قبل از عملیات هرچه به بچههای اطلاعات عملیات میگفتیم آب چه میشود، میگفتند آب تو منطقه هست. تو هر شیاری که نگاه کنی، آب هست.
روز عملیات، تنها صدایی که از بچهها شنیده میشد، کلمه آب بود. صحنه رقت باری بود. مگر اینکه سنگ باشی و بچهها را توی این وضعیت ببینی و گریه نکنی. بسیاری از نیروها در حال برگشت، حتی نای بالا آمدن نداشتند. برای ترغیب آنها مجبور بودیم، قمقمه آب را تکان دهیم تا آنها ترغیب شوند و به بالا بیایند.
نیروهایی که سالم بودند، با هر زحمتی بالا میآمدند، اما زخمیها از فرط گرسنگی و تشنگی نای حرکت نداشتند. بااینکه صبح روز دوم عملیات، مسئول بهداری و امدادگران بالای سر این مجروحان حاضرشده بودند و آنها را مداوا میکردند، ولی به دلیل شیب تند شیار که نیروها از آن بهعنوان نقطه رهایی استفاده کرده بودند و زمان طولانی که حدود سه ساعت طول میکشید تا بتوانند از شیار بالا بیایند، نمیتوانستند همه مجروحان را با خود به پایین بیاورند.
تدارکات گردان همراه چند نفر مجبور شدند کیسههای کنسرو و آب و بیسکوییت را با خود به پایین برده تا نیروها مقداری رمق بگیرند و بتوانند بالا بیایند. اما شیب تند شیار، اجازه بازگشت مجروحان را نمیداد. مجروحان با دیدن هلی کوپترهای عراقی که در منطقه هلی برد میکردند؛ دائم میگفتند: هلی کوپترهای ما پس کی میرسد؟ غافل از اینکه هلی کوپتری در منطقه نبود.
باآنکه عده زیادی از مجروحان روحیه خود را حفظ کرده بودند، اما میشد زمزمههایی را بین بچهها شنید که دعا میکردند در صورت شهادت جنازهشان به عقب منتقل شود و به خانوادههایشان برسد.
قابل ذکر است که سردار شهید محمود کاوه از شهدای این عملیات است که البته روایت بیان شده از کتاب مربوط به یگان این شهید نیست اما باید از این سردار بزرگ جبهههای غرب هم در این عملیات یاد کرد.
انتهای پیام/ 119