طریق القدس؛ عملیاتی که غلامعلی رشید فرماندهی کرد

محسن رضایی سکوت رادیویی را شکست و پشت بی‌سیم گفت: طبق توافقی که با برادران ارتش داشتیم با توکل بر خدا و با در نظر گرفتن یاری حضرت مهدی (عج الله) برادر عزیزمان آقا رشید مسئول عملیات سپاه در این جریان دستور آغاز عملیات را می‌دهد؛ به امید آن‌که ان‌شاء الله بتوانیم تا چند ساعت آینده به مرز برسیم!
کد خبر: ۷۹۶۶۰۱
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۱ - 30November 2025

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، عزل بنی‌صدر و تغییر در رویه و شیوه مدیریت جنگ در خیلی از بخش‌های دفاع مقدس قابل مشاهده بود. زمانی که سرهنگ علی صیاد شیرازی (سپهبد شهید صیاد شیرازی) به فرماندهی نیروی زمینی ارتش منصوب شد، سپاه و ارتش قرابت سازمانی بیشتری یافتند. انتخاب وی که در زمان بنی‌صدر به جرم همکاری با سپاه، مغضوب واقع‌شده بود، در کنار فرمانده جدید سپاه (محسن رضایی)، نزدیکی بیشتر دو سازمان ارتش و سپاه را موجب شد و این امکان به وجود آمد که فرماندهان سپاه و ارتش، طرح عملیاتی جدید موسوم به کربلا را طراحی کنند. طرحی چند مرحله‌ای که شهیدان حسن باقری و غلامعلی رشید و... در آن نقش اصلی را داشتند.

طریق القدس؛ عملیاتی که غلامعلی رشید فرماندهی کرد

در واقع عملیات ثامن الائمه علیه السلام اولین مرحله این طرح بود و با موفقیت این روش طرح عملیاتی کربلا به صورت جدی دنبال شد. این طرح پس از شکستن حصر آبادان در آغاز خود نگاه‌ها را به سمت آزادسازی محور چذابه تا سوسنگرد و دور کردن تهدید از اهواز برای اجرای مراحل بعدی طرح برد. در این میان یک فرمانده عملیاتی کارکشته و نابغه در کنار یک فرمانده اطلاعاتی نابغه، شهیدان شهیدان غلامعلی رشید و حسن باقری(غلامحسین افشردی) طرح اصلی عملیات را تهیه کردند. رشید به شرایط منطقه مسلط بود و بعد از پیروزی انقلاب در سپاه در همین مناطق مسئولیت فرماندهی داشت به جهت همین تسلط و توانایی‌های بالای طراحی در قرارگاه کربلا به سرعت رشد کرد و به بالاترین مسئولیت‌های عملیاتی رسید. حسن باقری هم به سبب نبوغ و توانایی اطلاعاتی در این قرارگاه به عنوان چشم جنگ نقش اساسی داشت.

یعنی از جهت سپاه محسن رضایی خیال فرماندهان سپاه و ارتش در جنگ را در جبهه جنوب با وجود رشید، باقری،‌صفوی و... راحت کرده بود و از جهت ارتش نیز شهید صیاد شیرازی با تجربه تشکیل واحد مشترک گردان‌ها و تیپ‌های سپاه با تیپ‌ها و لشکرهای ارتش نسبت به ادامه این روند بسیار خوش بین بودند.

طریق القدس آغازی بر طرح عملیاتی کربلا

عملیات طریق‌القدس که باهدف آزادسازی بستان و رسیدن به مرز در چذابه، در جبهه جنوبی و منطقه عملیاتی بستان از تاریخ ۱۳۶۰/۹/۸ آغاز و تا ۱۳۶۰/۹/۱۳ ادامه یافت، اولین مرحله از این طرح محسوب می‌شود.

ویژگی اصلی عملیات طریق‌القدس، گذشتن از زمین‌های رملی غیرقابل‌عبور در شمال منطقه عملیاتی در منطقه فکه جنوبی بود که سبب غافل‌گیری دشمن شد.

منطقه‌ای که از آن به عنوان تنگه چذابه یاد می‌شود،‌ در واقع در گذشته از آن به عنوان تنگه کذابه یاد می‌شد که در اصلاحات دوران پهلوی اول به جهت فارسی سازی مفرط و حذف وايگان عربی چذابه شد. منطقه‌ای که بین رملستان جنوب فکه و تالاب و نیزارهای هورالعظیم یا هور الاهویزه قرار داشت و تنها مسیر دسترسی جاده‌ای بین دو مرز را فراهم می‌کرد. این محور که از مرز چذابه امروزی در جنوب منطقه فکه شروع‌ می‌شود در مسیر خود تا اهواز بستان و سوسنگرد را هم دارد.

با آغاز عملیات در این محور که محور شمالی بود، موقعیت نیرو‌های عراقی مستقر در محور جنوبی نیز متزلزل شد و عملیات این محور هم به پیروزی رسید. در این عملیات کلیه اهداف تأمین شد. شهر بستان و تنگه مهم چذابه آزاد شد.

همچنین تصرف چذابه سبب شد که اتصال قوای دشمن در غرب کرخه و غرب کارون گسسته شود. بدین ترتیب توان ارتش عراق در جنوب تجزیه شد و زمینه مناسب برای پیروزی عملیات فتح المبین پدید آمد.» 

بر اساس اسناد از طرف سپاه با اعلام رسمی محسن رضایی غلامعلی رشید فرماندهی این عملیات را بر عهده داشت‌ که به واسطه تسلط بالا به منطقه و توانایی طراحی بالای عملیاتی این مسئولیت به وی واگذار شد.

تپه‌های رملی برای دور زدن دشمن

حجت‌الاسلام و المسلمین غلامحسین بشردوست؛ فرمانده قرارگاه کربلا در دوران دفاع مقدس در کتاب ترایخ شفاهی خود در رابطه با این عملیات چنین روایت می‌کند: «چون در طریق‌القدس یک گام جلو بودیم و شناسایی‌های خوبی انجام‌شده بود، از جبهه مقابل دشمن عمل نشد؛ بلکه برای این‌که نقطه قوت دشمن را درگیر کنیم و به پشت دشمن برویم، محور تپه‌های رملی انتخاب شد.

طرح شامل سه محور شمالی، میانی و جنوبی بود و اگرچه در این عملیات باید از نیرو‌هایی که در سوسنگرد بودند استفاده می‌کردیم، اما تکیه اصلی بر نیرو‌هایی بود که عملیات ثامن‌الائمه (ع) را با موفقیت انجام داده بودند. نیرو‌هایی مانند نیرو‌های اصفهان که تحت فرماندهی حسین خرازی، عملکرد خوبی در عملیات ثامن‌الائمه (ع) داشتند و آماده‌تر و دارای توانمندی بیشتری بودند؛ امکاناتشان هم خوب بود.

هر چه به ساعت عملیات نزدیک‌تر می‌شدیم ضربان قلب‌ها تندتر می‌زد و دلهره و اضطراب بر همه حکم‌فرما می‌شد، اما ایمان و اعتقاد نیرو‌ها و اطمینانی که خدا در وجود رزمندگان نهاده بود از اضطراب آنها کم کرد تا خود را به پیروزی نزدیک‌تر ببینند بااین‌همه زمان به‌کندی سپری می‌شد و هر دقیقه آن برای ما حکم یک ساعت را داشت.

رشید رمز عملیات را اعلام کرد: یا حسین (ع)

سرانجام، لحظه عملیات فرارسید و ساعت ۳۰ دقیقه بامداد، سکوت قرارگاه «بردیه» با صدای سردار محسن رضایی - فرمانده کل به‌یک‌باره شکست و در بیسیم گفت: بسم‌الله الرحمن الرحیم. ولا حول ولا قوه الا بالله العلى العظیم. الآن ساعت ۳۰ دقیقه بامداد است و طبق توافقی که با برادران ارتش داشتیم با توکل بر خدا و با در نظر گرفتن یاری حضرت مهدی (عج الله) برادر عزیزمان آقا رشید مسئول عملیات سپاه در این جریان دستور آغاز عملیات را می‌دهد؛ به امید آن‌که ان‌شاء الله بتوانیم تا چند ساعت آینده به مرز برسیم! سکوت همچنان در قرارگاه مرکزی عملیات (کربلا) حاکم بود چشم‌های همه به غلامعلی رشید - فرمانده عملیات دوخته‌شده بود.

او با صدای روان و رسا در بیسیم گفت: بسم‌الله الرحمن الرحیم. ولا حول ولا قوه الا بالله العلى العظیم. بنا به دستور فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و با کسب اجازه از ایشان، من به‌عنوان فرمانده عملیات، کلمه رمز شروع عملیات را که به نام عملیات طریق‌القدس معروف است، اعلام می‌کنم: یا حسین!

برادر قدسی، بیسیم چی قرارگاه کربلا همه یگان‌های واحد‌های عملیاتی و پشتیبانی را به گوش کرد و در پیامی، آقا رشید رمز عملیات را به آنان گفت: از رشید به کلیه واحدها، از رشید به کلیه واحدها: یا حسین، یا حسین، یا حسین، یا حسین، یا حسین، یا حسین. عملیات در ۳۰ دقیقه بامداد هشتم آذرماه، با عبور نیرو‌های پیاده یگان‌های سپاه از میادین مین و مواضع دشمن در چند محور به‌طور هم‌زمان آغاز شد.

نیرو‌های عمل‌کننده در محور شمال عملیات، در همان ساعات اولیه درگیری، مواضع نیرو‌های عراقی را در خطوط اول تصرف کرده و نیرو‌های احتیاط آنها را در پشت خطوط پدافندی منهدم کردند.

در محور شمال میزان موفقیت اولیه یگان‌های سپاه به حدی بود که فرمانده تیپ زرهی ارتش به گردان‌های زرهی و مکانیزه خود فرمان داد تا با چراغ روشن از معابر بازشده عبور کرده و با انهدام دشمن و حمایت از نیرو‌های پیاده خودی، به‌سوی هدف‌های خود در عمق منطقه پیشروی کنند.»

معطل نکنید، بروید جلو!

ساعت ۶ صبح روز اول عملیات تیپ امام حسین (ع) به همراه یک گردان از تیپ ۳ زرهی لشکر ۹۲، تنگه چذابه را تصرف و تأمین کرد. در این محور تا ساعت ۱۹ روز اول همه اهداف تعیین‌شده تأمین شد.

خبر‌های خوبی هرلحظه از طریق بیسیم به آقا محسن می‌رسید و او با خوشحالی می‌گفت: معطل نکنید بروید جلو! این مرحله از عملیات در روز دوم با ورود نیرو‌های سپاه به منطقه ابوچلاچ تحقق یافت و شهر بستان آزاد شد.

آقای عزیز جعفری، سعید سیاف، سعید تجویدی، امین شریعتی، آقای علیرضا رزم حسینی و بچه‌های مخابرات در قرارگاه ما بودند. نیرو‌های تحت امر ما، نیرو‌هایی به فرماندهی شهید احمد کاظمی و مرتضی قربانی و عده‌ای دیگر هم نیرو‌هایی از محور آبادان بودند. همه تلاش ما بیرون راندن عراقی‌ها بود.

احمد در بیسیم می‌گفت: ما با عراقی‌ها درگیر شده‌ایم و کار خوب پیش می‌رود. او را تشویق می‌کردم که کوتاه نیاید و بچه‌هایش را جلو ببرد. مرتضی هم با تمام توان با دشمن می‌جنگید و جلو می‌رفت. لهجه اصفهانی این دو در بیسیم شنیدنی بود.

محور سوسنگرد، سویدانی پل سابله، پل نیسان، مگاصیص و امامزاده زین‌العابدین (ع) از محور‌های حساس این عملیات، حکایت مفصلی دارد. دشمن در این محور‌ها مقاومت زیادی کرد و در ابتدا حاضر به قبول شکست و عقب‌نشینی نبود.

دشمن در شب عملیات مقاومت کرد و ما نتوانستیم به اهداف از پیش تعیین‌شده برسیم. شهید احمد کاظمی در بیسیم به عزیز گفت: دشمن خیلی مقاومت می‌کند تکلیف ما چیه؟! آتش سنگین است و اذیتمان می‌کند! آقا عزیز پاسخ می‌داد تو هم کوتاه نیا! هر طوری شده باید ایستاد. مقاومت کنید.

احمد باوجود آتش شدید دشمن، لحظه‌ای پا پس نکشید و به همراه نیروهایش با تمام وجود ایستاده بود و لحظه‌به‌لحظه کارهایش را گزارش می‌داد.

در ۱۰ روزی که این عملیات طول کشید، عراق مدام با تمام توان پاتک می‌کرد، ولی نمی‌توانست ما را عقب براند. روز سوم عملیات، آقا رشید برای پیگیری کار‌ها به قرارگاه فرماندهی ما آمد. خستگی به‌خوبی از چهره‌اش مشخص بود.

از آقا عزیز پرسید که اوضاع چطور است؟ وضع نیرو‌ها چطور است؟ آقا عزیز گزارش داد عراق کوتاه نمی‌آید و مقاومت می‌کند. محور پل سابله و مگاصیص از همه‌جا سخت‌تر است، بچه‌ها مشکل دارند، اما الحمد لله تعداد شهدا و مجروحان زیاد نیستند!

شبی که آقا رشید به قرارگاه ما آمد، من با سر پاند پیچی در حال استراحت بودم و عزیز هم مشغول هدایت عملیات بود. آقا رشید پشت سر هم از عزیز سؤال می‌کرد و او هم بلافاصله جواب می‌داد. من وسط حرف‌های او به آقا رشید گفتم: محور‌های دیگر وضعشان چطور است؟ آنجا هم عراق به آنها پاتک زده است؟ او گفت بهتر از شما هستند. بله. در همه محور‌ها پاتک می‌کند ولی باید مقاومت کرد تا آنها جلو نیایند.

آقا رشید روی محور مگاصیص حساس بود و می‌گفت هر طوری شده باید مانع نفوذ دشمن شویم. به فرماندهی یگان ارتش هم سفارش و تأکید می‌کرد که حواستان باشد.

در این عملیات غرب سوسنگرد تا پل سابله تا نزدیکی چذابه و بخشی از تپه‌های الله‌اکبر در دست دشمن بود که باید آنها را آزاد می. کردیم.

الحمد لله این اتفاق هم افتاد. اگرچه سازمان سپاه و ارتش باهم فرق می‌کرد و دارای دو شیوۀ نظامی متفاوت در اداره و فرماندهی عملیات بودند، اما این کار را به‌صورت ادغامی انجام دادند. دشمن در این عملیات خسارات زیادی دید و بخش زیادی از امکانات آن‌هم منهدم شد.» 

انتهای پیام/ 119

نظر شما
پربیننده ها