مروری بر زندگینامه شهید «عین الله الوندی»
بخشی از زندگینامه شهید «عین الله الوندی» بهمناسبت سالروز شهادتش منتشر شد.
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از گلستان،شهید «عین الله الوندی»، شانزدهم اسفند ۱۳۴۰، در روستای بارکلا از توابع شهرستان بهشهر به دنیا آمد. پدرش «حاجی» و مادرش «مریم»، نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. به عنوان سرباز ژاندارمری در جبهه حضور یافت. شانزدهم آذر ۱۳۶۰، در بستان بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. مزار وی در گلزار شهدای امامزاده عبدالله گرگان واقع است.

سرباز شهید عین اله الوندی/ شهیدی که بدن او از کمر دو تکه شده بود
عین الله در یکی از روستاهای منطقه هزار جریب به نام بارکلا چشم به جهان گشود. پدر و مادری مهربان و دلسوز داشت که با توجه به زندگی پر مشقت مناطق کوهپایهای همواره سعی و تلاششان در رفاه و تامین نیازهای فرزندشان بود.
وقتی هفت ساله شد در مدرسه کیوان روستای محله زندگی اش ثبت نام نمود و مشغول به تحصیل شد. تا کلاس سوم ابتدایی در همان جا درس خواند. بعد از آن به شهر قم نزد خواهرش رفت و در آنجا به تحصیل ادامه داد. یک سال در شهر قم بود و دوباره به شهر گرگان عزیمت کرد. مدتی در منزل برادرش زندگی کرد و همزمان مشغول به تحصیل بود.
دانش آموز بود که تظاهراتها علیه رژیم پهلوی به اوج رسید و عین اله که همواره با برادرش در تظاهراتها و تک تک صحنههای انقلابی حضوری پر شور داشت خوشحال و مسرور از این اتفاق خوشایند بود.
تلاشهای زیادی در راه پیروزی انقلاب نمود و حتی یک بار توسط ساواک دستگیر و شکنجه شد. همواره با دوستانش کمیتهای تشکیل داده بودند و در آنجا فعالیت میکردند و برای اینکه مکانشان شناسایی نشود هر چند یک بار تغیر مکان میدادند.
همزمان با تحصیل و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی اش روزها کار بنایی میکرد و زحمت میکشید تا روی پای خودش بایستد و مخارجش را تامین کند. با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و فرمان امام مبنب بر دفاع از ناموس و میهن عین اله، مشتاقانه سر از پا نمیشناخت و برای حضور در جبهه و دفاع از سرزمینش لحظه شماری میکرد و آماده رفتن به جبهه بود.
بعد از مدتها تلا برای اعزام به جبهه بالاخره در پانزدهمین روز از بهمن سال ۱۳۵۹، با کسب رضایت خانواده اش از طریق ژاندارمری شهرستان گرگان عازم خدمت مقدس سربازی شد.
مدتی در منطقه جولانیه خدمت نمود تا این که مجروح و در بیمارستان بستری شد و فقط ۲۴ ساعت به منظور استراحت به خانه رفت و همان شب وصیت نامه اش را تنظیم کرد و صبح روز بعد همراه برادر کوچکش به روستا رفت و از پدر و مادرش خداحافظی کرد و به گرگان برگشت. یک شب در منزل برادرش بود و صبح روز بعد یعنی روز دهم آذر ماه سال ۱۳۶۰، راهی جبهه شد.
بعد از گذشت ۶ روز از حضور عین اله در جبهه صبح روز شانزدهم آذر ماه بود که از طریق ژاندارمری خبر شهادتش را به برادرش دادند. او را برای شناسایی به سردخانه بیمارستان پنجم آذر بردند. برادرش با دیدن عین اله و صورت غرق در خونش خواست برادر را در آغوش بگیرد که متوجه شد بدن برادر از کمر دو تکه شده است و عین اله به آرزوی قلبی اش که همان شهادت است رسید.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


