الگوهای دفاع مقدس؛ قویترین محور وحدت نظامی منطقه
گروه حماسه و جهاد دفاعپرس - علیرضا جلالیان: هفته گذشته رزمایش ضد تروریسم کشورهای عضو شانگهای با حضور ۱۲۰ نفر شرکت کننده خارجی موسوم به سهند ۲۰۲۵ در ایران برگزار شد، تا بیان کننده شکلگیری هندسه جدیدی از پیمانهای دفاعی و امنیتی در عالم باشد. البته همه تحلیلها هم به این سمت رفت و اما از دیدگاه نگارنده باز باید گفت که «سالها دل طلب جام جم از ما میکرد / آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد» در واقع ضمن تائید این نگاه و اهمیت سازمان شانگهای و نقش ایران در این سازمان و انجام این رزمایش، باید نگاهی به داشتههای خود نیز داشته باشیم.

در الگوی دفاع مقدس در شکلگیری سازمان رزم سپاه در قالب نیروی زمینی با بکارگیری نیروهای مردمی بسیج بیش از آنکه سازمان رزم و تشکیلات اهمیت پیدا کند، پایههای مشترک ایمانی دخیل بود. شکل گرفتن گروههای پاسدار از مناطق مختلف کشور در بدو تهاجم و اعزام به مناطق جنگی و نیروهای مردمی، نظامی و انتظامی شهرها و روستاهای درگیر در جنگ، همچین تشکیلات ستاد جنگهای نامنظم و فدائیان اسلام از اولین جلوههای وجود ظرفیتهای مهم مردمی در دفاع از کشور بود. یعنی نیروهای شکل دهنده این یگانها با قدرت ایمان وارد این صحنهها میشدند نه از سر اجبار بواسطه موضوعاتی مثل خدمت سربازی و یا حتی مقابله با متجاوز به شهرهای خود.
از جهت دیگر در برهه دوم جنگ بعد از عزل بنی صدر و پیادهسازی نگاه جدید در جنگ که سپاه مردم را پایه دفاعی اصلی جنگ کرد، همه دیدند که یگانهای سپاه مبتنی بر جغرافیای منطقه زندگی به سرعت شکل گرفت، جالب اینکه سپاه در بعد نیروی و منابع انسانی دچار مشکل نبود، و در واقع مشکل اصلی نبود امکانات و تجهیزات برای این نیروها بود اما این همه ماجرا نیست. یک نگاه کلی به موضوع نشان میدهد که همه مردم ایران از همه جا در این دفاع دخیل بودند و حتی مجاهدین غیر ایرانی نیز بدون مزیت مادی تنها به واسطه پیوند ایمانی به این جبهه پیوستند.
برای درک بهتر این منظور بهتر است به بررسی آماری بپردازیم، مثلا در سپاه یگانهای مرتبط با استانهای مرزی کشور در پنج استان هم مرز با عراق بواسطه جمعیت استان خود یگانهای کوچکتری از استانهای پر جمعیت و حتی بسیار دورتر و استانهای شرقیتر ایران داشتند. یعنی نسبت تعداد یگان و نیرو در این سازماندهی بر اساس همان نسبت جمعیت استان است. به عنوان مثال استانهای اصفهان، تهران، خراسان و... هر کدام با دو یا سه لشکر یا تیپ مستقل در سازمان رزم سپاه حضور داشتند، اما استان خوزستان یک لشکر، استانهای ایلام، کرمانشاه، کردستان آذربایجان غربی در حد یک تیپ داشتند که نسبت مردم استان به کل کشور در این حوزه بیشتر دخیل است تا آنکه گفته شود مردم این استانها تهدید اشغال شهرهای خود را بیشتر حس کنند.
این در حالی است که همه روند نیروگیری این یگانها در ابتدای امر در کنار کادر فرماندهی پاسدار بصورت نیروی داوطلبانه مردمی بوده و بعدها بواسطه مطلوب بودن سربازی رزمندههای نوجوان و جوان عضویت سرباز هم به آن اضافه شده است تا رزمندگانی که برای ادامه حضور در جبهه باید وارد مراحل گذراندن خدمت سربازی میشدند در همان قالب قبلی و با عضویت جدید حضور داشته باشند.
البته اینکه اینجا در رابطه با یگانهای ارتش جمهوری اسلامی ایران سخن به میان نمیآید از سر دو منظور است، اول اینکه ارتش قبل از جنگ ساختار و سازمان لازم را داشته و مبتنی بر روش جاری خود عمل کرده و نمیتوان عده و ساختار آن را به رفتار مردم تعمیم داد، دوم اینکه ارتش ظرفیت مردمی مستقیم نداشته و با اتکا به سربازگیری و استفاده از نیروهای رسمی اقدام میکرده و سازمان و ساختار آن در جنگ خیلی دچار تغییر و تحول نشده است.
مردم ایران این نبرد را نبرد کفر و ایمان تلقی میکردند و به همین دلیل در آن حضور داشتند. البته اگر موانع اجازه دهد و تعداد رزمندگان غیرایرانی حاضر در جنگ بیان شود ابعاد مهمتری از این حقیقت آشکار خواهد شد که این نبرد نبرد بین حق و باطل و کفر و ایمان بود. در تداوم همین ادله باید به برهه دوم دفاعی بعد از دفاع مقدس یعنی دفاع از حرم اشاره داشت. شکلگیری جبهه مقاومت زمینه مهمی از دفاع مقدس دارد که مجاهدین عراقی، کردهای مخالف حکومت صدام، حزب الله لبنان، مجاهدین افغانستانی و... در آن دخیل هستند.

بر این اساس بود که در برهه دوم دفاعی بعد از دفاع مقدس جبهه مقاومت شکل گرفت و اینبار اگرچه ظاهر عمر تقابل تکفیر با مردم دو کشور سوریه و عراق بود، اما این نوعی تجاور به حریم ایمانی مسلمان و شیعیان محسوب میشد، در این میان اگرچه حضور جمهوری اسلامی ایرا در قالب نیروی قدس مشهود بود، اما این حضور بعد از مدتی خودجوش به شکلگیری تیپها و لشکرهایی از ملیتهای مختلف لبنانی، سوری، عراقی، ایرانی، پاکستانی، آذربایجانی، افغانستانی و... شد. همین عامل باعث شد تا حزب الله لبنان به فکر سازماندهی گستردهتری در سازمان رزم خود باشد و دهها هزار نیرو را سازماندهی و آموزش دهد.
اما نکته مهم این شکلگیری یگانی مدافعان حرم این بود که تنها عاملی که این جمعیت را در قالب مدافعان حرم ذیل شهید حاج قاسم سلیمانی به میدان آورد، ایمان بود. روزی در دفاع مقدس لشکرهای استانی شکل گرفت، یک روز هم در قالب دفاع از حرم و جبهه مقاومت لشکرهای ملتها همه این امور مبتنی بر یک اصل بود، ایمان. رهبر معظم انقلاب اسلامی مدظله العالی در پاسخ به اراجیف گویی دشمنان در رابطه با ایجاد نیروهای نیابتی به صراحت نسبت به این الفاظ واکنش نشان دادند و فرمودند که هیچکدام از اینها نیروی نیابتی ایران نیستند، ایشان تاکید داشتند که همه در این جبهه بواسطه ایمان خود حضور دارند و از ما دستور نمیگیرند.
بر این اساس است که معتقدیم ائتلاف که مبتنی بر ایمان شکل بگیرد اگرچه ساز و برگ سازمانی قطعا بر گسترش و قدرتگیری آن موثر خواهد بود، اما هدف مشترک ایمانی در راس عوامل همراهی و وحدت چنین ائتلافی است. چیزی که در چنان پیمانهای نظامی مرسوم دنیا وجود ندارد.
بر این اساس بنظر میرسد با الگوی عهد ایمانی بتوان ائتلاف قدرتمندتر از پیمانهای نظامی و امنیتی شکل داد، الگویی که در آن راهبردها همراستا است و در بعد تاکتیک و راهکنش تطبیق و هزینه کرد برای این منظور بسیار کم است، هرچند که بنظر میرسد همین امروز جبهه مقاومت هم نیازمند سازماندهی و منطبق سازی در برخی جهات است، چراکه کل این جبهه دشمن مشترک و واحدی دارد که در مقابل آ نیازمند اتخاذ روشهای متعدد و پیچیده است که جز با همراهی و تشکیل اتاق عملیات مشترک و همچنین همپوشامی ضعفها میسر نخواهد شد.
درس آموخته مهم دفاع مقدس توجه به همین ظرفیتها برای پاسخ به نیازهای امروز است.
انتهای پیام/ 119


