الزام آموزش مدیریت بحران از مهدکودک تا دانشگاه و مشاغل حساس
رضا براتی کارشناس مدیریت بحران در گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار دفاعپرس در اراک طی سخنانی اظهار داشت: جامعه صنعتی امروز در کنار مخاطرات طبیعی، با تهدیدات پیچیده انسانی و تکنولوژیک روبروست. دستیابی به «هر خانواده، یک نیروی آموزشدیده» تنها راه ایجاد تابآوری ملی است.

براتی با اشاره ویژه به نیاز مبرم جامعه صنعتی و مشاغل حساس، جزئیات طرحی جامع را تشریح کرد که آموزش اجباری را از مهدکودک و دبیرستان آغاز کرده و در دانشگاه، دوره سربازی و اخذ مجوز مشاغل حساس تداوم میبخشد. هدف نهایی این طرح، تجهیز هر خانواده ایرانی به حداقل یک عضو آموزشدیده برای مقابله علمی با بحرانهای طبیعی و صنعتی است.
وی در ادامه عنوان کرد: ما در یک اقلیم پرخطر زندگی میکنیم که تهدیدات آن تنها به بلایای طبیعی محدود نمیشود. توسعه شتابان صنایع سنگین، پتروشیمی، معادن، شبکههای حملونقل و انرژی، کشور را در معرض طیف جدیدی از مخاطرات پیچیده انسانی و تکنولوژیک قرار داده است. امروز موضوع ایمنی و مدیریت بحران دو بعد طبیعی و صنعتی دارد که هر دو به یک اندازه حیاتی هستند. این موضوع نمیتواند تنها در حیطه مسئولیت چند سازمان خاص باشد. در لحظه وقوع یک حادثه اعم از زلزله یا یک نشت شیمیایی، اولین پاسخدهندگان، مردم حاضر در صحنه هستند و آموزش دیدن آنها نخستین و مؤثرترین خط امداد و کنترل حادثه را شکل میدهد.
آمارهای هشداردهنده: ترکیب مخاطرات طبیعی و صنعتی
این تحلیلگر با استناد به دادههای رسمی اعلام کرد: بر اساس مطالعات، بیش از ۷۰ درصد مساحت کشور و بیش از ۹۰ درصد جمعیت آن در معرض خطر حداقل یک بلایای طبیعی قرار دارند. از سوی دیگر، تراکم واحدهای صنعتی، شیمیایی و معدنی در نزدیکی مراکز جمعیتی یا بر روی گسلها، احتمال بروز حوادثی با منشأ انسانی یا تشدید فاجعهبار اثرات بلایای طبیعی را به شکل تصاعدی افزایش داده است. تصادفات جادهای با تلفات بالا، آتشسوزیهای گسترده در بازارها و کارگاهها، تخریب ساختمانهای ناپایدار، و خطرات نشت مواد خطرناک، همگی بخشی از واقعیات روزمره زندگی در یک جامعه در حال توسعه صنعتی هستند.
وی اضافه کرد: پژوهشها نشان میدهد کمتر از ۴۰ درصد دانشجویان حتی در رشتههای فنی میدانند چگونه یک کیف اضطراری تهیه کنند، یا با یک خاموشکننده و کپسول اطفا حریق کار کنند. نزدیک به ۹۰ درصد آنان نمیدانند در لحظات اولیه یک حادثه صنعتی در اطرافشان چه واکنشی باید نشان دهند. این شکاف عمیق بین پیچیدگی تهدیدات و سطح دانش جامعه، یک بمب ساعتی است.
نیاز ویژه جامعه صنعتی: پیشگیری از فاجعه در محل کار
براتی با تأکید ویژه بر محیطهای کاری گفت: جامعه صنعتی ما به شدت نیازمند نهادینه کردن فرهنگ «ایمنی و مدیریت بحران» است. یک کارگر در یک کارخانه تولید مواد شیمیایی، یک راننده در یک پایانه حمل سوخت، یا یک تکنسین در یک نیروگاه، به مراتب بیش از یک شهروند عادی در معرض خطر است. آموزش این نیروها تنها به معنای نجات جان خودشان نیست، بلکه به معنای پیشگیری از تبدیل یک حادثه محدود به یک فاجعه بزرگ است. یک عمل اشتباه در لحظات اولیه یک آتشسوزی یا نشت، میتواند خسارتی صدها برابر بزرگتر ایجاد کند. بنابراین آموزش مدیریت بحران برای مشاغل حساس نباید یک «دوره تشریفاتی» باشد، بلکه باید به یک پیششرط استخدام و ابقا تبدیل شود.
سرفصلهای پیشنهادی برای دانشگاه و صنعت: درسی برای بقا در شهر و کارخانه
براتی با بیان اینکه «دانشگاه کانون پرورش شهروند و متخصص مسئول است» پیشنهاد داد درس «مبانی مدیریت بحران و تابآوری اجتماعی» به عنوان یک واحد درسی عمومی و اجباری برای تمام رشتهها، و به صورت تخصصیتر برای رشتههای مهندسی، علوم و پزشکی تصویب شود.
این کارشناس با تأکید بر لزوم فرهنگسازی از سنین پایین گفت: نهادینه کردن فرهنگ رویارویی با بحران نیازمند مداخله پیش از دانشگاه بوده و دوره دبیرستان، زمان شکلگیری هویت اجتماعی است. گنجاندن آموزشهای کاربردی و تمرینهای عملی مانند مانورهای زلزله و آتشسوزی، اصول کمکهای اولیه و شناخت مخاطرات طبیعی و صنعتی محلی در سرفصل دروس، نوجوانان را به «سفیران تابآوری» تبدیل میکند که این دانش را در خانواده و جامعه ترویج میکنند. یک دانشآموز آموزشدیده نه تنها در مواجهه با حادثه به عنصری مفید تبدیل میشود، بلکه انتخابهای شغلی آیندهاش نیز با آگاهی بیشتری از جنبههای ایمنی همراه خواهد بود.
تکمیل زنجیره آموزش: سربازی و مشاغل حساس؛ خط مقدم مقابله
وی برای پوشش کامل جامعه بر لزوم آموزش در دو مقطع حیاتی دیگر تأکید کرد: ۱.دوران خدمت سربازی: «این دوره فرصتی طلایی و بیبدیل برای آموزش نظاممند و فشرده همه سربازان است. آموزش مهارتهایی مانند اصول نجات در آوار و تصادفات، اطفای حریق پیشرفته، کنترل جمعیت در شرایط خاص و پشتیبانی از عملیات امداد در حوادث شیمیایی و بیولوژیک، آنان را به یک «ذخیره استراتژیک ملی» تبدیل میکند. این نیروهای جوان آموزشدیده میتوانند در هر نقطه از کشور، هسته اولیه امداد و مدیریت محلی بحران را تشکیل دهند.
۲.مشاغل حساس (صنعت، معدن، کشاورزی، حملونقل): برای صاحبان، مدیران و پرسنل کلیدی مشاغل زیرمجموعه اصناف پرخطر (مانند پمپ بنزینها، انبارهای مواد شیمیایی، تولیدیها)، صنعت و معدن (به ویژه معادن، پتروشیمی، فولاد)، جهاد کشاورزی (سدها، مخازن) و حملونقل (پایانههای مسافربری و باری)، گذراندن یک «کارگاه تخصصی مدیریت بحران و ارزیابی ریسک» و دریافت گواهینامه معتبر، باید به یکی از پیششرطهای قانونی اخذ تمدید و یا ارتقای پروانه کسب تبدیل شود. این افراد باید به طور خاص با پیامدهای بحران در حرفه خود، روشهای مهار حادثه در محل کار، طرحهای تخلیه اضطراری تخصصی و با سازمانهای امدادی آشنا باشند. پیشگیری از تبدیل یک حادثه محدود به یک فاجعه بزرگ در گرو آگاهی و مهارت همین افراد است.
براتی تصریح کرد: این سه ضلع مدرسه و دانشگاه، و اصناف( دورههای شغلی ) و سربازی، یک «مثلث طلایی تابآوری» میسازند که جامعه را از پایه تا رأس در برابر مخاطرات طبیعی و صنعتی آماده میکند.
نکات علمی و اهمیت موضوع: از نظریه تا عمل در جامعه صنعتی
از منظر علمی آموزش همگانی مدیریت بحران در یک جامعه در حال توسعه صنعتی تنها یک آموزش مهارتی نیست، بلکه یک راهبرد کلان برای کاهش ریسک سیستماتیک و افزایش تابآوری اجتماعی-اکولوژیک است.
مطالعات بینالمللی نشان میدهد:
بازدهی اقتصادی بالا: براساس گزارش بانک جهانی و سازمان ملل، هر ۱ دلار سرمایهگذاری در آموزش پیشگیرانه و کاهش ریسک (به ویژه در بخش صنعت)، به طور متوسط از ۵ تا ۷ دلار خسارت مستقیم و دهها دلار خسارت غیرمستقیم ناشی از توقف تولید و بیکاری در آینده جلوگیری میکند.
تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی: آموزشهای جمعی مدیریت بحران، به ویژه در محیطهای کاری، اعتماد، همبستگی و شبکههای همیاری اجتماعی را تقویت میکند. این سرمایه اجتماعی، اصلیترین پشتوانه برای بازیابی سریع پس از سوانح است.
روانشناسی بحران در محیطهای پیچیده: آموزش صحیح، مکانیسمهای روانی «احساس کارآمدی» و «کنترل پذیری» را در کارکنان و مدیران تقویت میکند و از فراگیر شدن رفتارهای غریزیِ خطرآفرین (هراس جمعی، تصمیمگیری شتابزده، تشدید حادثه) در محیطهای حساس صنعتی جلوگیری مینماید.
مدیریت دانش و هماهنگی: تلفیق آموزشهای استاندارد با دانش بومی و محلی درباره مخاطرات و راههای مقابله، اثربخشی پاسخ به بحران را به شدت افزایش میدهد. هماهنگی بین نیروهای داخلی واحد صنعتی و سازمانهای امدادی بیرونی، نیازمند زبان مشترک و پروتکلهای آموزشدیده است.
نقش سیستم آموزشی به عنوان نهاد پیشگیر: نهاد آموزش و پرورش و آموزش عالی به عنوان قدرتمندترین نهاد نرمافزاری کشور، تنها نهادی است که میتواند در یک بازه زمانی معقول، این فرهنگ و مهارت را هم در شهروندان عادی و هم در نیروی کار متخصص آینده نهادینه کند. دانشگاهها باید با صنعت همکاری کرده و دورههای کاربردی طراحی کنند.
براتی در پایان خاطرنشان کرد: از شورای عالی برنامهریزی درسی، وزارتهای علوم، تحقیقات و فناوری، صنعت، معدن و تجارت، و آموزش و پرورش، سازمان مدیریت بحران کشور، سازمان آتشنشانی و ستاد کل نیروهای مسلح تقاضا داریم در اولین فرصت، یک «کارگروه ملی فرابخشی» تشکیل دهند. این کارگروه موظف است استانداردهای ملی آموزش مدیریت بحران را در دو سطح عمومی و تخصصی-صنعتی تدوین، مربیان مورد نیاز را تربیت، سازوکار اجرای اجباری آن در تمام مقاطع و مشاغل حساس را تصویب و بر اجرای آن نظارت کند. هر روز تاخیر در این امر، به معنای پذیرش خطر قطعی خسارات جانی و مالی سنگین در حوادث اجتنابپذیر فرداست. سرمایهگذاری روی نیروی انسانی آگاه و آماده، اولین و مهمترین قدم برای ساختن صنعتی ایمن و جامعهای تابآور است.
انتهای پیام/


