از خط امام و اسلام جدا نشوید
به گزارش دفاعپرس از لرستان، شهید «علیمردان آزادبخت» هشتم اسفند ۱۳۴۰، در روستای سه آسیابه از توابع شهرستان کوهدشت به دنیا آمد. سال ۱۳۶۳ ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد. گرچه تحصیلات کلاسیک خود را بهخاطر انجام تکلیف الهی به پایان نرسانده بود و تا پایان دوران متوسطه بیشتر ادامه نداد، اما بهخاطر حس وظیفهشناسی بسیار بالایی که داشت بهعنوان پاسدار خود را در کنار همسنگران مجاهد الهی قرارداد و از نظر معارف علوم اسلامی به عالیترین مرتبه درجه معرفت الهی رسانید، بهطوریکه راه ۱۰۰ساله را یکشبه طی و در عالم ملکوت سیر مینمود.

این شهید گرانقدر دوم اردیبهشت ۱۳۶۶، با سمت فرمانده گردان در شلمچه عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به خیل همسنگران شهیدش پیوست و خود را جاودانه ساخت. مزار وی در گلزار شهدای شهرستان کوهدشت واقع است.
وصیتنامه شهید:
و قاتلوا هم حتی لا تکون فتنه
گواهی میدهم که خدا یکی است و محمد پیامبر او است و قرآن کتاب خدا و معجزه پیامبر است.
وصیت من وصیتنامه تمام شهدا است که هر کدام به نحوی برای پیروزی دین خدا و اسلام به شهادت رسیدهاند از امام خمینی پیروی کنید و دستورات او را یکبهیک انجام دهید و مقلد امام باشید و از او پیروی کنید و امام را تنها نگذارید.
انشاءالله که راه کربلا باز میشود و همه انشاءالله به زیارت کربلا برویم و، اما اگر راه کربلا باز شد و اگر ما هم در میانتان نبودیم بهجای شهیدان همه بگوئید یا حسین.
بگوئیدای حسین این شهیدان اگر آن زمان در کربلا نبودند که به یاریات بیایند اکنون با اندک زمانی فاصله بهسوی تو آمدهاند تا قیام و انقلاب تو را شور بخشند و تداوم دهند و اینک سحرگاهان فرارسیده است و ما آمدهایم تا لاله خونها را بچشیم و باز مطلبی دارم کولهپشتی حمید سوری پیش من است و او هم وصیت کرده است که اگر ما به کربلا رسیدیم کوله او را به کربلا ببریم و بگوییمای حسین حمید رزمندهای بود که برای رسیدن به کربلای تو از جان خود گذشت و در این راه خنجر خصمانه دشمن را پذیرفت و به شهادت رسید.
اینک این کوله آن ره منزل جست و اگر بنده نیز در بین راه کربلا به شهادت رسیدم کولهام را با کوله حمید به کربلا ببرید و همین مطالب را نیز برای من بگوئید.
اما پدر و مادر شما به راه رشد و شکوفایی من دریغ نکردید و زندگیتان را در پای این نهال گذاشتید و مرا به این جا رساندید ولی من نتوانستم آنچنانکه بایدوشاید جوابگوی زحمات شما را به یاد داشته و هم ضرورت وجود در جبهه را که طبق دستورات ائمه حضور در جبهه را اولویت دادم و در نظر داشتم زحمات شما را جبران نمایم. از این که نتوانستم خدمتگزار شما باشم من را ببخشید و شهادت مرا لیاقت و نعمتی از طرف خدا بدانید که به شما داده است و توفیق در صف حسینیان را برای من طالب باشید.
اگر جنازهام به دستتان رسید در بهشتزهرا زیر پای محمود و کنار حمید دفن نمائید و اگر جنازهام به دستتان نرسید بدانید که من در صحراهای جنوب و غرب کشور و در بیابانها هم رزم دارم و در پیش آنها هستم.
و، اما همسر عزیزم امید است که حالت خوب باشد و هیچگونه نگرانی و ناراحتی نداشته باشی. از شما نیز میخواهم که مقاوم و استوار در برابر مشکلات ایستادگی کنی و ناراحتی به خود راه ندهی، چون که من راضی به رضای خدا هستم و تو نیز اگر مرا میخواهی تو نیز باید راضی به رضای خدا باشی و هر موقعی که مورد فشار قرار گرفتی به خداپناه ببر و بسیار ذکر خدا را کن و ذکر فاطمه را زیاد کن و هر موقع مورد فشار قرار گرفتی نماز بخوان و در برابر گرفتاریها به خداپناه ببر و صبور باش که قرآن کریم فرمود: ان الله مع الصابرین صبور باش که خدا با صابرین است.
بیش از هر چیز توکل بر خدا کن و من خانواده تو را میشناسم که صبرشان تا چه اندازه است. بیش از هر چیز توکل بر خدا کن و من خانواده تو را میشناسم که صبرشان تا هست تو از نسل آن خانواده هستی و میخواهم که صبورتر باشی انشاءالله تو را فراموش نمیکنم تو نیز نماز بخوان و هر چه بیشتر سعی کن قرائت نمازت صحیح باشد و نماز قضا دارم برایم تو نیز نماز بخوان. قرآن نیز زیاد بخوانید روحم تازه شود. برادرانم را درس قرآن یاد بدهید تا برایم بخوانند و از آنها میخواهم که از خط امام و اسلام جدا نشوید و محکم و پوینده راه امام و شهدا باشید. در ضمن مرا با لباس فرم سپاه دفن کنید اگر کسی حقی به گردن من دارد ببخشد و مرا حلال کند و من نیز اگر حقی پیش کسی دارم حلال میکنم.
انتهای پیام/


