دلنوشته/ غلامرضا تدینی‌راد

یلدای یک نگاه!

شب یلدا برای پدر و مادر و همچنین برادر شهید امیرحسین مزینی، یلدای یک نگاه پر از حس انتظار و شوق مرور خاطرات قشنگ گذشته است.
کد خبر: ۸۰۱۴۳۵
تاریخ انتشار: ۰۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۰ - 22December 2025

گروه استان‌های دفاع‌پرس- «غلامرضا تدینی‌راد» رئیس مرکز رصد فضای مجازی، اطلاع‌رسانی و افکار عمومی فرماندهی انتظامی خراسان رضوی؛ مادر است و مهر مادرانه عاشقانه در وجودش موج می‌زند. 

یلدای یک نگاه!

فاطمه خانم و همسرش آقا غلامرضا مزینی اهل شهرستان فریمان در استان خراسان رضوی هستند. 

پدر ۵۶ ساله خانواده راننده تاکسی و مردی خوشنام و نام آشنا در شهرشان است.

حاصل زندگی او که با لقمه حلال چرخ زندگی پر برکت خود را می‌چرخاند دو فرزند به نام‌های آقا جواد و امیرحسین بود.

آقا جواد ۲۹ سال دارد و کارشناس‌ناظر کارخانه قند فریمان است.

پسر کوچک خانواده، امیرحسین متولد هفدهم اسفند ۱۳۸۲ بود.

از کودکی علاقه قلبی به شغل پلیسی داشت، درسش که تمام شد با اشتیاق به استخدام فراجا درآمد. 

لباس زیبای پلیس یگان ویژه، برازنده قامتش بود. بعد از گذران دوره‌های تخصصی آموزشی در تیپ یکم امیرالمومنین (ع) تهران مشغول کار شد. 

دو هفته‌ای از شروع کارش گذشت. فاطمه خانم هر روز منتظر تلفن عزیز دردانه خود می‌ماند و پشت گوشی، قربان صدقه پسرش می‌رفت و می‌گفت ان‌شاءالله دامادی‌ات عزیز جانم. 

صبح دوم تیر ۱۴۰۴، امیرحسین به مادر تلفن کرد و قرارشان این بود شب یلدا مرخصی بگیرد و فریمان بیاید و تا صبح در جمع خانواده دورهمی داشته باشند و بعد از آن با هم برای زیارت حرم امام رضا (ع) مشهد بروند.

فاطمه خانم منصوری، از ظهر آخرین روز پاییز آرام و قرار نداشت، سفره کوچک یلدایی چیده و چشم به در دوخته، اشک امانش نمی‌داد، می‌گفت امشب مهمان داریم.

اما نزدیک ظهر همان روز، حمله دشمن صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه، شهادت جمعی از دلاورمردان فراجا را رقم زد و کبوتران امنیت به آسمان پر کشیدند.

آقای ادهمی، یکی از دوستان و هم دوره‌ای‌های امیرحسین خبر شهادت هم‌رزم خود را به آقا جواد داد. آقا غلامرضا چشم‌های معصومش دریای اشک شد. فاطمه خانم با قوت قلب، استوار ایستاد و گفت: خوشا به حال من که توفیق یافته‌ام مادر شهید باشم و از امروز تکلیف ما سنگین‌تر است.

شب یلدا برای آقا غلامرضا و فاطمه خانم، پدر و مادر و آقا جواد برادر شهید امیرحسین مزینی، یلدای یک نگاه پر از حس انتظار و شوق مرور خاطرات قشنگ گذشته است. 

امیرحسین به شهدای گمنام ارادت خاصی داشت و همیشه می‌گفت به عزت شهدای گمنام دعا کنید عاقبت بخیر شویم و به برکت همین دعا کبوتر آسمان شد.

انتهای پیام/

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار