انتخابی آگاهانه میان شهادت و اسارت!
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از اصفهان، غواص آزاده «غلامرضا علیزاده» از رزمندگان و یادگاران گردان امام حسین (ع) و گردان یونس با یاد و نام شهید حسین فروجانیزاده و شهید حاج علی باقری، به بیان خاطراتی از روزهای تشکیل و مأموریت گردان حضرت یونس پرداخت. او از شبی گفت که انتخاب، نه میان ماندن و رفتن، بلکه میان اسارت و شهادت بود.
دیدار دوباره با فرماندهای که حواس، جمع بود
علیزاده با اشاره به نخستین دیدار دوباره خود با شهید حاج علی باقری اظهار داشت: اولین باری بود که به لشگر ۱۴ امام حسین (ع) آمده بودم. ماشینی آمد و ایشان پیاده شد، چهرهاش برایم بسیار آشنا بود. مدتها او را ندیده بودم. حالا فرمانده گردان شده بود؛ هیبت و جذبه زیادی داشت و خیلی دقیق بود. من را از قبل میشناخت و زیر نظر داشت. مدام تأکید میکرد حواستان را جمع کنید.
وی ادامه داد: قرار بود گردانی تشکیل شود که بعدها به نام حضرت یونس شناخته شد، اما آن زمان هنوز نامی نداشت. بنا بود تعدادی نیرو، برای آموزش غواصی، انتخاب شوند. ۱۳ نفر بودیم که از لشکر ۱۴ امام حسین (ع) اعزام شدیم. گردانهای دیگر هم کمکم رسیدند. در همان مراحل اولیه، بچهها توان و روحیه خودشان را نشان دادند و آموزشهای سختی را پشت سر گذاشتیم.
این رزمنده دفاع مقدس با اشاره به ورود نیروها به منطقه عملیاتی کربلای ۴ اظهار داشت: وقتی وارد منطقه شدیم، همان ابتدا مشخص بود شرایط عادی نیست. دشمن هوشیار بود؛ صداها و تحرکات غیرمعمول نشان میداد احتمال لو رفتن عملیات وجود دارد. ما آخرین نفراتی بودیم که با تویوتا همراه شهید اسماعیلی وارد منطقه شدیم. در بهداری پیاده و به طرف مقر گردان رفتیم. شهید اسماعیلی گفت؛ خدا به داد برسد. چند روز پیش که آمده بودیم برای شناسایی، هیچ خبری نبود ولی حالا صدای شنیهای تانک و عراقیها به گوش میرسید.
وی افزود: با توجه به اینکه عملیات لو رفته بود فرماندههان این پیشنهاد را دادند که ۱۵ غواص بهعنوان پیشتاز جلو بروند. وقتی برای انتخاب بچهها رفتیم همه دوست داشتند جزء آن ۱۵ نفر باشند. فکر میکردند اگر نیایند از عملیات جا میمانند.
وی افزود: با سختی زیاد، ۱۵ نفر انتخاب و بچههای تخریب هم به ما ملحق شدند. تمرینهای زیاد و سختی داشتیم تا کاملاً هماهنگ شویم. یک نفر به نام آقای سیاهپوش را همراه ما فرستادند که عربی بلد بود. قرار شد به آب بزنیم.
برتری تجهیزاتی دشمن و برتری ایمانی رزمندگان ما
این رزمنده عملیات کربلای ۴ درباره شرایط دشمن گفت: دشمن از نظر تجهیزات و آمادگی، در سطح بسیار بالایی قرار داشت. از نظر ظاهری و جسمی شاید هر ده نفر ما به اندازه یک نفر از آنها توان مقابله داشت، اما ایمان و اراده بچهها چیز دیگری بود.
وی تأکید کرد: مأموریت ما فقط یک دستور نظامی نبود؛ انتخابی آگاهانه برای رفتن در مسیری بود که انتهایش یا اسارت بود یا شهادت و بچههای گردان حضرت یونس این راه را با تمام وجود پذیرفتند.
عبور از آب؛ آغاز مأموریتی نفسگیر
علیزاده در ادامه خاطرات خود به آموزشها و مأموریتهای ویژه پیش از عملیات اشاره کرد و گفت: ما آموزشهای خاص و سنگینی دیده بودیم. مأموریتمان عبور از مسیرهای آبی سخت بود؛ باید از محدوده جزیرهامالرصاص عبور میکردیم و بین جزیرهامالرصاص و جزیره ماهی، خودمان را به جزیره بلجانیه میرساندیم. وقتی پشت سر دشمن میرسیدیم از آب بیرون میآمدیم و معبر را باز میکردیم و با بیسیم خبر میدادیم تا بقیه غواصها بیایند.
وی افزود: به ما تأکید شده بود مسیر بسیار حساس است و اگر حتی یک درصد شرایط تغییر کند، باید آماده درگیری مستقیم با دشمن باشیم.
وی با اشاره به رسیدن نیروها به مواضع دشمن تصریح کرد: بعد از چند ساعتی زیر آب بودن، به خط دشمن رسیدیم. نیروهای عراقی کاملاً مستقر بودند. بالای سر ما دیدهبانها حضور داشتند و در هر سنگر، حدود پنج نفر با سلاحهای سبک و سنگین مستقر بودند. عملاً برای هر یک از ما، چندین نیروی دشمن قرار داشت.
انتهای پیام/


