حکایت نسیمی که زمستان را بهار کرد
گروه استانهای دفاعپرس- «حمید حلاج» فعال رسانهای؛ پاییز سال ۱۳۵۷ بود که مردم تربت حیدریه همزمان با حالوهوای کشور، با رهبری علما و مبارزان دینی خود، در تبوتاب یک حرکت بودند تا بتوانند از زیر یوغ جرثومه پهلوی نجات پیدا کنند.

آن زمان، شهربانی و ساواک در این شهر بیش از سایر شهرهای اطراف به این خطه و مردمان دیارش حساسیت نشان داده و با ایستوبازرسیهای شبانه و گاه حکومت نظامیهایی که اعلام میشد، سعی در آرام نگهداشتن اوضاع داشتند.
با این حال، مردم دیار تربت حیدریه بدون توجه به این قضایا، تیری را از دل بیرون کرده بودند و زن و مرد و دانشآموز، همه پای کار آمده بودند تا حرکتی شگرف و تاریخی را رقم بزنند.
در این بین، مردم بدون معلم، یا همان بهتر است بگوییم بدون رهبر، کاری انجام نمیدادند. عالمان و مبارزانی در این دیار بودند که با ارتباطاتی که با افرادی همچون شهید مطهری و هاشمینژاد داشتند، این مبارزه سیاسی را رهبری میکردند.
پاییز و نهم دی ۵۷ مصادف با ماه محرمالحرام بود و مردم تربت حیدریه با رهبری عالمانی همچون حجج اسلام عبدالله امامی، سید محمدباقر طباطبائی، سیدحسن ربانی و دیگر مبارزان انقلابی، شبها در محافل روضه سیدالشهدا (ع) و منبرها گرد هم میآمدند و با شنیدن شعار «هیهات منا الذله» از امام حسین (ع)، انگیزه بیشتری برای مبارزه پیدا میکردند.
تجمعات و اعتراضات به گونهای بود که در ۱۱ آذرماه سال ۵۷، مقابل مسجد مهدیه (میدان مجسمه) که بعدها به میدان شهدای نهم دی تغییر نام یافت، کانون ثقل آن شد و بعد از چند روز درگیری، نخستین شهید انقلاب، یعنی دانشآموز «رضا عسکری»، در عصر همین روز، پس از یک تعقیبوگریز در کوچهپسکوچههای این شهر، در خیابان روحبخش مجروح شده و پس از انتقال به بیمارستان، به فیض شهادت نائل میشود.
او اولین شهید قیام انقلابی مردم تربت حیدریه بود و پس از مراسم تدفین این دانشآموز شهید در قبرستان پایین شهر، آنجا به نام «بهشت عسکری» تغییر نام یافت و اکنون بعد از ۴۷ سال، با تشییع هر شهیدی در این دیار، نام و یاد او در دلها زنده میشود. (گلزار شهدای بهشت عسکری)
بالاخره دیماه و فصل سرد زمستان فرا رسید و محافل ماه محرم و صفر در کوچهپسکوچهها و مساجد دیار تربت حیدریه، با حساسیتی که ساواک و شهربانی نسبت به این محافل و منابر و همچنین اشخاص منبری داشتند، ادامه یافت و در همین اوایل دیماه بود که جرقه یک حرکت از مسجد جامع این شهر زده میشود.
پس از پایان مراسم منبر و روضه در مسجد جامع، افرادی که بیشتر با علما و رهبران سیاسی این دیار در ارتباط بودند، در یک جلسه تصمیم میگیرند هر طور شده مجسمه طاغوت را از میدان مجسمه پایین کشیده و شهربانی را تصرف کنند.
شب نهم دی فرا میرسد و افرادی همچون کاظم واعظی، کاظم جلیلی صفار، اکبر مهرجو، عزیز چوببر، مرحوم رضا ذبیحی به همراهی علما و مبارزان دینی و سیاسی همچون حجج اسلام عبدالله امامی، سید محمدباقر طباطبایی و سیدحسن ربانی تصمیمی تاریخی میگیرند.
فردای آن روز، یعنی نهم دیماه ۵۷، صبح زود همه در مسجد جامع تجمع میکنند و حرکت انقلابی مردم از همین نقطه کلید میخورد. مردم با شعار «مرگ بر سلسله پهلوی» به سمت میدان مجسمه حرکت میکنند.
مردم این دیار در اولین اقدام خود به مکانی که متعلق به شعبات شهربانی بود و اکنون بانک سپه مرکزی شده، حمله میکنند و مجسمههای طاغوت را میشکنند و در ادامه، با وجود تیراندازی و خشونت شهربانی و ساواک، به سمت میدان مجسمه حرکت میکنند.
نرسیده به میدان مجسمه، نزدیک به ۱۰ نفر جانباز و شهید میشوند تا اینکه مردم به میدان میرسند. مجسمه با آهن جوش داده شده بود و فقط یک جوشکار میتوانست آن را سرنگون کند که در همین بین، مصطفی امامی با آوردن وسایل هوابرش و نردبان به سمت بالا حرکت میکند و با وجود تیراندازی، اقدام به بریدن پایههای مجسمه میکند و همین که مجسمه در حال سقوط است، مصطفی با اصابت تیری به شهادت میرسد.
«اکبر مهرجو» یکی از پیشکسوتان انقلاب اسلامی در تشریح این روز میگوید مردم در میدان مرکزی حاضر شده بودند و ابتدا با هجوم به سمت بانک سپه، مجسمههای دو ملعون پهلوی را شکستند که بلافاصله با تماس رئیس بانک، عوامل شهربانی حاضر و شروع به تیراندازی کردند. در همین حین، یک تانک که در کنار خیابان مستقر بود توسط مردم به وسط خیابان آورده شد و همه انقلابیون در پشت آن سنگر گرفته و با راندن آن به سمت میدان مجسمه حرکت میکردند. تیراندازیهای متعددی صورت گرفت. شاید اغراق نباشد بگویم حداقل در این فاصله یکساعته، حدود ۱۰ هزار تیر شلیک شده که منجر به زخمی و شهادت دهها تن شده بود.
«کاظم جلیلی صفار» دیگر پیشکسوت انقلاب در خاطرات خود آورده است که در بین معترضان، به سمت یک دستگاه کمپرسور شهرداری که نزدیک میدان مجسمه بود رفتم و این خودروی سنگین را برعکس به سمت میدان مجسمه چرخانده و یک آجر روی پدال گاز گذاشتم و با بقیه مردم به سمت میدان حرکت کردیم. به محض ورود کمپرسور به داخل میدان، نردهها شکسته شد و مردم همه در داخل میدان برای پایینکشیدن مجسمه تجمع کردند، بهطوریکه هر کس هر وسیلهای در دست داشت دریغ نکرد تا نماد طاغوت را از بین ببرد.
سرپرست هیئت محبالزهرا (س) در خاطرات خود آورده است: یک سیمباکسل به گردن مجسمه انداختیم و آن را کشیدیم، اما فقط مجسمه به حالت سرنگونی قرار گرفت، اما نیفتاد. در همین اوضاعواحوال بود که شهید مصطفی امامی با یک دستگاه هوابرش قصد سرنگونی مجسمه را داشت که در نهایت این حرکت به شهادت وی منجر شد، اما تلاش مردم مجسمه طاغوت را به پایین کشاند. همه این اقدامات باعث شد تا اولین نسیم انقلاب اسلامی، پس از کنترل شهر در دیماه ۱۳۵۷ در این خطه از ایران وزیدن بگیرد و پیام آزادی در فضای پرالتهاب کشور، از گنبد بلند مسجد جامع تربتحیدریه طنینانداز شود.
حجتالاسلاموالمسلمین «محمدعلی رضایی» قائممقام اسبق نماینده ولیفقیه در بنیاد مسکن که در آن زمان بهعنوان عالم دینی این دیار حضور داشت، واقعه نهم دیماه ۵۷ تربتحیدریه را حاصل وحدت و تلاش و روشنگری عالمان دینی و اطاعتپذیری از ولایت فقیه عنوان کرد و از شهامت و شجاعت مردان و زنان این دیار بهعنوان دومین شاخصه مهم این قیام یاد کرد.
وی این قیام را با تقدیم ۱۰ شهید والامقام و بیرون راندن عوامل ساواک، عاملی برای گرفتن زمام امور بهدست انقلابیون دانست که موجب شد ۴۳ روز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، شهر تربت حیدریه از لوث رژیم ستمشاهی پاک شود.
انتهای پیام/


