معلمانی که در سرمای ورزقان و اهر در سنگر علم ماندند
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از آذربایجان شرقی، در ادامه سلسله روایتها از ایثار معلمان استان در فصل زمستان این بار روایتی از معلمان منطقه اهر و ورزگان را با مخاطبان به اشتراک میگذاریم. در قلب روستای دورافتاده و صعبالعبور «ملک طالش» از توابع ورزقان، جایی که زمستان با شدت تمام بر شانههای کوهستان مینشیند، معلمی فداکار، دوری از خانواده و راحتی را به جان خریده تا نهال دانش را در دل دانشآموزانش آبیاری کند. روایت او از شبی شروع شد که به دلیل قطعی برق، مجبور شد تا طلوع خورشید در سرمای کلاس بماند و مدرسه را گرم نگه دارد.

در میان جنگلهای حسنو خانههایی در آغوش برف و کوهستانهای سر به فلک کشیده، جایی که دسترسی به امکانات و زیر ساختهای شهری بسیار دشوار است، مدرسهای کوچک و ساده میزبان یک معلم قهرمان است. محمد عزتی مدتها است که از خانواده خود دور مانده تا اطمینان یابد چراغ کلاس درس در روستای «ملک طالش» ورزقان خاموش نخواهد شد.
کلاس درس او، فضایی کوچک، ساده اما مملو از امید است. او دانش آموخته دانشگاه فرهنگیان است که دومین سال حضورش در مدرسه را تجربه میکند و شبهای طاقتفرسا و استخوانسوز زمستان منطقه ورزقان را اینگونه روایت میکند: روستا درگیر قطعی برق شده بود و این شب هم مثل همه شبا بسیار سرد بود. تصمیم گرفتم تا صبح کنار بخاری نفتی بمانم و مطمئن شوم که حداقل بچهها فردا در محیطی گرم مشغول به تحصیل میشوند.
این تصمیم، نمادی از تعهد عمیق این آموزگار به وظیفهاش است؛ تعهدی که فراتر از وظایف اداری و ساعات کاری تعریف میشود و زندگی شخصی او را تحت تأثیر قرار داده است.
این معلم فداکار منطقه ورزقان، با وجود دوری طولانیمدت از خانواده و سختیهای زندگی در محیطی با امکانات محدود، نشان میدهد که جریان تعلیم و تربیت در این مناطق دورافتاده، با عشق و ایثار فعال نگه داشته شده است؛ عشقی که گاهی هزینه آن، زیستن در تاریکی و سرما برای حفظ گرمای یک کلاس درس است.
روایت بعدی مربوط به آموزگار پایه چهارم ابتدایی روستای افیل اهر در دومین سال تدریسش است که ۱۸ دانشآموز پسر دارد و در فصل زمستان و در مواقع بارندگی به سختی میتواند سر کلاس حاضر شود.
خانم رباب رنج دوست با اشاره به موقعیت جغرافیایی روستای افیل در جاده "اهر_مشکین شهر" در بالای کوه،، از تجربه سخت رفت و آمد به مدرسه در هفته گذشته، میگوید: در روزهای گذشته به دلیل یخبندان مجبور شدیم از راه برگردیم و حتی ساعتی منتظر ماندیم که شاید اداره راه و ترابری راه را باز کند. چند ساعتی در راه ماندیم.
این معلم، علاقه به آموزش و وجدان کاری را از عمده دلایلی میداند که با وجود بدی آب و هوا او را به حضور در کلاس، ترغیب میکند و بیان میکند: بچهها را درست مانند فرزند خودم میدانم.
این آموزگار معتقد است که چنین رویدادی، تاثیر مثبتی بر یادگیری دارد و به ما میآموزد که در مسیر رسیدن به هدف، باید سختیهای زیادی را تحمل کرد و همین سختیها باعث میشود تا دیگران هم برای شغلم ارزش قائل باشند.
او میگوید اگر دیگران، فقط یک روز در زمستان مهمان ما باشند، همه چیز را خواهند فهمید و با سختیهای این شغل آشنا خواهند شد.
انتهای پیام/


