یادداشت/ سمیه اقدامی
«مکتب سلیمانی» یک نقشه راه برای عبور از بحرانهاست
امروز، «مکتب سلیمانی» فراتر از یک نام، یک نقشه راه برای عبور از بحرانهاست. مکتبی که ارکان آن عقلانیت، شجاعت، میهندوستی، مردمداری و اتحاد است.
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از رشت، «سمیه اقدامی» فعال رسانهای استان گیلان؛ امروز ۱۳ رجب المرجب سالروز ولادت حضرت علی (ع) و روز مرد و پدر است که این روز را به همه پدران آسمانی و پدران ایران اسلامی تبریک میگوییم. همچنین امروز ۱۳ دی ماه و ششمین سالگرد شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی و روز مقاومت جهانی است. تقارن این دو مناسبت بزرگ در یک روز را باید غنیمت شمرد و برای معرفی شخصیت و مکتب امام علی (ع) و سردار شهید حاج قاسم سلیمانی که برای اعتلای دین مبین اسلام جان فشانی کردند را به نسل کنونی جامعه معرفی کنیم.

از آنجایی که مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی برگرفته از مکتب مولای متقیان امام علی (ع) است ما را برآن داشت که در مجالی کوتاه از یار و مالک اشتر زمان خود سخن بگوییم و نگاهی کوتاه به سیره او داشته باشیم تا باشد که از مکتب و سیره مالک اشتر علی زمان شهید حاج قاسم سلیمانی، راه و منش مولا متقیان امام علی (ع) را بهتر و ملموستر بشناسیم و به فرزندان اسلام و انقلاب بشناسانیم.
امروز که ششمین سال از آن سحرگاه خونین در فرودگاه بغداد میگذرد، نام «حاج قاسم» نهتنها کمرنگ نشده، بلکه به معیاری برای سنجش عیار میهندوستی و خدمت صادقانه تبدیل شده است.
برای بازخوانی چهره حاج قاسم که فراتر از یک فرمانده نظامی، به «نماد مدافع منافع ملی» و «ترازِ میهندوستی» در ذهن ایرانیان بدل شده است رهبر معظم انقلاب فرمودند؛ شهید سلیمانی نرمافزارِ مقاومت و الگوی مبارزه را به ملّتها تعلیم کرد. شهید سلیمانی اهل معنویّت و اخلاص و آخرتجویی بود و اهل تظاهر نبود. ۹۹/۹/۲۶

دشمن با شناخت دقیق از همین نقش اساسی و الهامبخش بود که خبیثانه دست به ترور او زد؛ چراکه سلیمانی تنها یک فرد نبود، او نماد قدرت نرم و سخت ایران بود.
او مطیع امر ولایت بود. مقام معظم رهبری در جای دیگر درباره او فرمودند که به شهید حاج قاسم سلیمانی به چشم یک فرد نگاه نکنیم؛ به چشم یک مکتب، یک راه و یک مدرسه درسآموز نگاه کنیم.
برای شهید سلیمانی، خط قرمز نه حزب بود، نه جناح و نه منافع قبیلهای؛ خط قرمز او «منافع ملی مردم ایران» بود. او سیاست را میفهمید، اما سیاستزده نبود. جمله معروف او که «من نه اصلاحطلبم و نه اصولگرا»، یک شعار نبود، بلکه مانیفست رفتاری او بود.
حاج قاسم تاریخ اسلام و ایران را درک کرده بود ایرانیها قهرمان را دوست دارند؛ یک زمان جنس این قهرمانها ساختگی، افسانه و پرداخته ذهن شاعر است و گاهی قهرمان واقعی همچون شهید سلیمانی وجود دارد.

نوع دیگر قهرمانسازی هم، قهرمان سازی هالیوودی است، اما ما قهرمان واقعی مثل شهید سلیمانی داریم. حاج قاسم تاریخ اسلام و ایران را درک کرده بود و اعتقاد داشت که جمهوری اسلامی حرم است و باید این حرم حفظ شود؛ این نگاه از تجربه تاریخی شهید سلیمانی نشات میگیرد.
هر جا که پای منافع ایران و انسانیت در میان بود، سلیمانی فارغ از خطکشیهای سیاسی آنجا ایستاده بود. همین نگاه فراجناحی باعث شد که چتر محبت او بر سر همه مردم ایران، با هر سلیقه و ظاهری گسترده باشد و دوقطبیهای کاذب در برابر عظمت نگاه او رنگ ببازند.
حاج قاسم یک کارگزار بود که در راه دفاع از اسلام و قرآن جانش را فدا کرد. شکست سنگین تروریستهای تکفیری نقشههای پلید استکبار جهانی و صهیونیستها برای منطقه را او نقش بر آب کرد.
رمز نفوذ کلام و محبوبیت افسانهای او در «اخلاصش» نهفته بود. حاج قاسم سالها در گمنامی مجاهدت کرد. او حقیقتاً باور داشت که «باید به بلوغی برسیم که نباید دیده شویم» و «آن کس که باید ببیند، میبیند». همین اخلاص، کارهای او را برکت داد و او را که از دیده شدن گریزان بود، به دیدهشدهترین و محبوبترین چهره تاریخ معاصر ایران تبدیل کرد.
او معتقد بود باید در جایی ایستاد که «مؤثر» بود، نه لزوماً جایی که «نامآور» باشد. حکمرانی میدانی او نشان داد که برای حل معضلات کشور، باید در میدان عمل بود.
رابطه حاج قاسم با رهبر انقلاب، الگویی از «اطاعت هوشمندانه» او بود. او خود را سرباز میدانست، اما سربازی که «دویدنش» برای اجرای اوامر ولی، از جنس رفع تکلیف نبود. او برای تحقق منویات رهبری، شبانهروز طراحی میکرد، برنامه میریخت و با عقلانیت و محاسبه دقیق، شجاعانه به دل خطر میزد.
ماجرای سوریه و عراق و یمن نمونه بارز این رویکرد بود؛ آنجا که با درایتی شگرف و برنامهریزی دقیق، نه با شورِ بدون شعور، بلکه با محاسبات راهبردی، نقشه شوم و پیچیده استکبار در منطقه غرب آسیا را خنثی کرد.
امروز، «مکتب سلیمانی» فراتر از یک نام، یک نقشه راه برای عبور از بحرانهاست. مکتبی که ارکان آن عقلانیت، شجاعت، میهندوستی، مردمداری و اتحاد است.
شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی در ۱۳ دیماه ۱۳۹۸، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران و جهان اسلام بود. این رویداد نه تنها موجی از اندوه و تأثر را در میان ملت ایران و دیگر ملتهای مسلمان برانگیخت، بلکه زمینهساز شکلگیری مکتبی شد که به نام «مکتب شهید سلیمانی» شناخته میشود؛ و حال قصه سرسپردگی مالک اشتر به ولی زمان و رشادت هایش در طول تاریخ سرخ شیعه، همواره نقل محافل بوده و مادران شیعی، کودکان خود را از هنگام طفولیت با قصه این سردار آشنا میکردند تا مگر آنکه نوری از مالک نیز در فرزندان آنها تابیده شود. در عصر حاضر، یکی از سلحشورانی که دربردارنده بسیاری از اوصاف مالک اشتر بود، سردار سلیمانی است.
مکتب سردار سلیمانی بر بزرگترها تأثیر خود را گذاشته و همه از او به عنوان انسانی شریف و کمنظیر وقهرمان یاد میکنند، مهم اینجاست که برای تداوم مکتب حاج قاسم برای نسل کنونی و آینده باید چه کنیم؟ ایشان و ابعاد مختلف مکتبش نباید فراموش شود، کشور به دست کودکانی که فردا جوانان این مرز و بوم را تشکیل میدهند ساخته میشود و مکتب سردار باید به داستانهای کوتاه و جذاب برای کودکان تبدیل شود. شاید ساخت فیلم خوب باشد که هست، اما برای تبیین مکتب سردار باید بر روی کودکان و نوجوانان و آینده سازانمان سرمایهگذاری کرد.

باید علاوه بر پیشرفتهای نظامی به فکر نسل جوان و نوجوان هم بود و سلیمانیها را پرورش داد. اگر امروز در خصوص حفظ شخصیت، مکتب، رشادتها، ولایت پذیری و ولایتمداری و ستکبار ستیزی و دستاوردهای سردار شهید سلیمانی مراقبت نکنیم؛ دشمنان در خصوص این شخصیت قهرمانی ایجاد تشکیک میکند.
شهید حاج قاسم در بیاناتشان فرمودهاند که برای تربیت باید از روشهای عملی و الگوی رفتاری استفاده کنیم و نه از الگوهای رایج امروز.
مکتب و شخصیت سردار سلیمانی الگوی امروز و فردای ایران اسلامی نیست و میتواند برای دهههای بعد و کشورهای اسلامی و مردمان آزادی خواه جهان نیز جریانساز باشد. اگر جوان و نوجوان امروز با این مکتب و قهرمان واقعی درست آشنا شود، قادر خواهدبود الگو را به درستی به نسل آینده منتقل کند.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


