حاج احمد، در عین قاطعیت مهربانی خاصی داشت
«محمدتقی رضوانپور» از همرزمان سردار شهید حاج احمد کاظمی، در گفتوگو با خبرنگار دفاعپرس به تشریح ابعاد شخصیتی، مدیریتی و اخلاقی این فرمانده برجسته دوران دفاع مقدس پرداخت و اظهار داشت: آشنایی من با شهید کاظمی به سال ۱۳۶۱ برمیگردد. ورود اصلی من به لشکر نجف اشرف از سال ۱۳۶۲ و پیش از عملیات خیبر بود. خیلی زود با حاج احمد آشنا شدم و پس از عملیات خیبر، به پیشنهاد ایشان بهعنوان معاون نیروی انسانی لشکر مشغول به خدمت شدم. رضوانپور با اشاره به ویژگیهای شخصیتی شهید کاظمی گفت: او یک فرمانده به تمام معنا بود؛ اعتمادبهنفس بالا، شجاعت مثالزدنی و روحیه خطرپذیری داشت و در انجام مأموریتها با تمام وجود وارد عمل میشد. در عین قاطعیت در فرماندهی، مهربانی خاصی داشت که جمع شدن این دو ویژگی در یک نفر کمتر دیده میشود.

وی افزود: اگر از کسی ناراحت میشد، خیلی زود گذشت میکرد، بهویژه زمانی که میدید این گذشت در ادامه کار اثرگذار است. حاج احمد هیچوقت نمیخواست کسی شرمنده شود و حتی پیش از عذرخواهی افراد، خودش پیشقدم میشد و آنان را میبخشید. این رفتار او برگرفته از توصیههای اهلبیت (ع) بود.
این همرزم شهید کاظمی با تأکید بر حساسیت بالای وی نسبت به بیتالمال گفت: از کوچکترین تا بزرگترین امکانات برایش اهمیت داشت. اگر بیاحتیاطی باعث خسارت میشد، تذکر جدی میداد و برخورد میکرد؛ حتی در مواردی خسارت میگرفت. به همین دلیل، حاج احمد معروف شده بود به لشکری که در نگهداری اموال نمره بالایی در نیروی زمینی سپاه داشت.
رضوانپور خاطرنشان کرد: حاج احمد به جان نیروها اهمیت ویژهای میداد. در عملیاتها هرگز بیش از حد نیاز نیرو به کار نمیگرفت تا تلفات به حداقل برسد و برای حفظ جان تکتک رزمندگان ارزش قائل بود.
وی ولایتمداری را از برجستهترین ویژگیهای شهید کاظمی دانست و گفت: کلام امام خمینی (ره) برای او حجت شرعی بود. در زمان جنگ کلمات و سخنان امام (ره) را خیلی به کار میبرد و میگفت، ما تحت امر ولایت هستیم. پس از اعلام پذیرش قطعنامه ۵۹۸، ابتدا تصور میکرد این تصمیم سیاسیون است. آن زمان اهواز بودیم. یک سخنرانی کرد و گفت؛ ما جنگ را ادامه میدهیم و کاری به سیاسیون نداریم؛ اما بلافاصله پس از پیام امام (ره)، نیروها را جمع کرد و گفت: تا دیروز امام فرمود بجنگید و جنگیدیم، امروز هم هرچه دستور دهند، آمادهایم و میپذیریم.
این پیشکسوت دفاع مقدس با اشاره به توجه شهید کاظمی به معنویت و رفاه نیروها، بیان کرد: قبل از استقرار لشکر در هر منطقهای، ابتدا بر ایجاد حمام، سرویسهای بهداشتی و شرایط مناسب عبادت و نظافت تأکید داشت و حتی یک نفر را برای نظارت میفرستاد. حواسش به همه چیز بود؛ حتی به جهت قرار گرفتن سرویسهای بهداشتی که رو به قبله نباشد؛ وقتی همه چیز آماده میشد دستور رفتن لشکر را به آنجا میداد.
رضوانپور تأکید کرد: حاج احمد به رفاه و غذای نیروها خیلی اهمیت میداد. در عملیات کربلای ۵ نیز با وجود شرایط سخت منطقه و درگیری زیاد، اصرار داشت غذای گرم به خط مقدم برسد. میگفت وقتی نیروهای پشت خط قدم غذای گرم میخورند باید آنهایی هم که در خط مقدم هستند همین غذا برایشان برده شود.
او ادامه داد: در شرایطی که آن زمان سپاه، فاقد دانشکده افسری بود، شهید کاظمی در داخل لشکر یک مرکز آموزشی با کمترین امکانات راهاندازی کرد و نیروهای مستعد را آموزش داد. این ابتکار باعث شد خلأهای آموزشی در همان شرایط جنگی جبران شود. اسم این مرکز آموزشی را گردان یاسر گذاشته بودیم.
وی با اشاره به همکاری نزدیک سپاه و ارتش در عملیاتهای مشترک گفت: در عملیات قادر در منطقه شمالغرب، با وجود دشواری مأموریت، حاج احمد با تمکین از سلسلهمراتب، تحت فرماندهی ارتش قرار گرفت و با شهید امیر صیاد شیرازی هماهنگی مثالزدنی داشتند که نمونهای از وحدت نیروهای مسلح بود.
رضوانپور به یکی از تدبیرهای حاج احمد در عملیات بیتالمقدس ۷ اشاره کرد و گفت: عملیات بیت المقدس آخرین عملیاتی بود که سپاه قبل از پذیرش قطعنامه انجام داد. او برای اینکه ما کمتر تلفات دهیم گفت، گردانها یکییکی به خط بیایند. گردانها در پادگان شوشتر بودند. از آنجا به اهواز و بعد به منطقه حمزه و سپس به خط مقدم میرفتند. با رفتن هر گردان به مرحله بعد، گردان دیگر، به مکان بعدی میرفت و جایگزین میشد تا در بمبارانها و آتش توپخانه دشمن، نیروی اضافه در مقر نباشد و تلفات کمتری بدهیم.
رضوانپور با اشاره به زندگی شخصی شهید کاظمی گفت: ایشان تا سالهای میانی جنگ مجرد بود و حتی پس از ازدواج نیز فرصت مرخصی گرفتن و رفتن به نجفآباد را نداشت. عروسیش را با آمدن همسرش به اهواز گرفت و تولد فرزندش را در جریان عملیات کربلای ۵ و از طریق بیسیم به او خبر دادند. چون میدید بقیه نیروها نمیتوانند به مرخصی بروند خودش هم مرخصی نمیرفت.
رضوانپور افزود: حاج احمد رفته بود سفر حج. قرار بود عملیاتی انجامشود. هنوز هواپیما در فرودگاه ننشسته بود که ماشینی منتظرش بود تا سریع او را از تهران به جبهه غرب ببرد. وقتی به سرپل ذهاب رسیدیم ۱۰ دقیقهای بیشتر از مکه و سفرش تعریف نکرد و رفت سراغ برنامهریزی برای عملیات.
وی در پایان گفت: حاج احمد تمام عمر خود را وقف جبهه و جنگ کرد. من از سال ۱۳۶۲ تا سال ۱۳۸۰ تحت فرماندهی ایشان بودم. فقدان چنین فرماندهانی سخت است، اما فرهنگ ایثار و شهادت همچنان ادامه دارد.
انتهای پیام/


