«هاسبارا»؛ ابزار پیچیده پروپاگاندای رژیم صهیونی در دیپلماسی جهانی+ فیلم
«هاسبارا»، یکی از پیچیدهترین ابزارهای دیپلماسی عمومی رژیم صهیونیستی اسرائیل است که به عنوان یک ماشین تبلیغاتی عظیم برای انتشار اطلاعات ناقص، شایعات و دروغها برای تأثیرگذاری بر عقاید و مواضع عمومی جهان عمل میکند.
به گزارش دفاعپرس از کردستان، در میانه جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند، در تلاطم اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست، سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند.
البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعات میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست، بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«هاسبارا» واژهای عبری به معنای «توضیح» یا «روشنگری»، به تلاشهای تبلیغاتی رژیم صهیونیستی برای مشروعیتبخشی به اقدامات خود و تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهان اشاره دارد.
این راهبرد از طریق تولید محتوا در شبکههای اجتماعی، رسانهها، لابیگری و تربیت فعالان رسانهای اجرا میشود.
هاسبارا در اوایل قرن بیستم توسط «ناهوم سوکولوف»، بهعنوان یک راهبرد تبلیغاتی برای معرفی اسرائیل بهعنوان قربانی مقاوم شکل گرفت و پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست، در چهارچوب مشروعیتبخشی به ایجاد دولت یهودی گسترش پیدا کرد و سه محور اصلی تبلیغاتی آن شامل: قربانی بودن یهودیان، ضرورت تأسیس اسرائیل برای بقای آنها، و وجود تهدید دائمی علیه اسرائیل شد.
پس از تأسیس اسرائیل در سال ۱۹۴۸، هاسبارا ابتدا از طریق دیپلماسی سنتی و رسانههای چاپی اجرا شد؛ اما با پیشرفت تکنولوژی، اینترنت و رسانههای دیجیتال، ابعاد گستردهتری پیدا کرد.
تا سال ۲۰۲۱، وزارت امور راهبردی اسرائیل مسئول هاسبارا بود، اما پس از انحلال این وزارتخانه، این مأموریت به وزارت خارجه سپرده و تحت هدایت «یائیر لاپید»، یک پروژه ۳۰ میلیون دلاری برای حمایت از نهادهای خارجی راهاندازی شد.
این نهادها شامل اینفلوئنسرها، سازمانهای نظارتی رسانهای و گروههای حامی اسرائیل در شبکههای اجتماعی و رسانههای جهانی بودند، که محتوای هماهنگ با رویکردهای اسرائیل را منتشر میکردند.
البته با بازگشت «بنیامین نتانیاهو» به قدرت و انتصاب «ران درمر» بهعنوان وزیر امور راهبردی، این وزارتخانه مجدداً فعال شد و در کنار وزارت خارجه اهداف هاسبارا را پیگیری کرد.
دیپلماسی عمومی در رژیم اسرائیل که غالباً با عنوان هاسبارا شناخته میشود، علاوه بر توجه ویژه به رسانهها و فضای دیجیتال، شامل همکاریهای فرهنگی، برنامههای تبادل دانشجویی، دیپلماسی ورزشی و کمکهای بشردوستانه، برای بهبود تصویر اسرائیل در افکار عمومی جهان به کار گرفته میشود.
سفارتخانهها و کنسولگریها و لابیهای قدرتمند اسرائیل، نظیر AIPAC در آمریکا و EJC در اروپا نیز، نقشی کلیدی در همسو کردن سیاستهای خارجی این کشورها با اهداف اسرائیل دارند.
هاسبارا عمدتاً توسط وزارت خارجه پیگیری میشود؛ اما کاملاً هم زیرمجموعه این وزارتخانه نیست، بلکه واحد ستاد ملی تبلیغات دفتر نخستوزیری نیز آن را پیگیری میکند.
به عبارتی دیگر، هاسبارا را میتوان بهعنوان یک «استراتژی فرابخشی» توصیف کرد که برای دفاع از اسرائیل در فضای بینالمللی طراحی شده، زیرا پروژههای هاسبارا همواره با هماهنگی وزارت خارجه، وزارت امور راهبردی، دفتر نخستوزیر، وزارت دیاسپورا، وزارت دفاع، ارتش اسرائیل و... اجرا میشوند و در مواقع لزوم همگی این نهادها درباره چگونگی اجرای هاسبارا پاسخگو هستند.
برای مثال «گالیت دیستل اطباریان»، وزیر سابق اطلاعات، ۴ روز پس از ۷ اکتبر در مصاحبه با شبکه ۱۲ اسرائیل حاضر شد و در پاسخ به انتقاد مجریان از عملکرد هاسبارا طی این مدت گفت: «دهها صفحه را باز کردیم که کسی نفهمید برای ما هستند، دهها ویدئو تولید کردیم که کسی متوجه نشد کار ما بود.
برای اینفلوئنسرها تیمهای رسانهای فرستادیم، بهویژه آنهایی که در خارج از کشور مخاطب دارند. پیام «حماس، داعش است» را درست کردیم و امروز دیدیم در همه جای جهان آن را منتشر کردهاند.
اسامی افراد را فاش نمیکنم، اما میتوانم بگویم که به لطف کار تیمی توانستیم یک گروه توجیهی برای مطبوعات درست کنیم، چون من نمیتوانم بسیاری از کارهایی را که انجام میدهم، توضیح دهم.
کار ما دیپلماسی عمومی نیست، تأثیرگذاری است و من نمیتوانم موفقیتهایمان را جار بزنم».
پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل بهموازات عملیات نظامی در غزه، در جبهه رسانه نیز تلاش کرد تا روایت خود را تقویت کند. این راهبرد سه پیام اصلی را دنبال میکرد:
۱. ایجاد احساس امنیت در میان مردم داخل اسرائیل با پیام «ما قوی هستیم و از شما محافظت میکنیم»
۲. بازدارندگی دشمنان اسرائیل با پیام «اگر حمله کنید، با قدرت پاسخ خواهیم داد»
۳. کسب مشروعیت در جامعه بینالمللی با پیام «ما قربانی هستیم و فقط از خودمان دفاع میکنیم».
در این راستا، چندین روایت رسمی تقویت شد:
۱. اسرائیل قربانی یک حمله تروریستی بیسابقه است و برای دفاع از خود مجاز به انجام هر اقدامی است.
۲. بیمارستانها، مدارس و دفاتر رسانهای، پایگاههای حماس هستند و هدف قراردادن آنها اجتنابناپذیر است.
۳. آنروا با حماس ارتباط دارد و برخی کارکنان آن در حملات ۷ اکتبر مشارکت داشتهاند، پس باید کمکهای بینالمللی به آن متوقف شود.
۴. افزایش تلفات غیرنظامیان نتیجه استفاده حماس از سپر انسانی است، نه سیاستهای نظامی اسرائیل.
انتشار گزارشهایی درباره خشونت حماس مانند تجاوز دستهجمعی به زنان اسرائیلی، سربریدن نوزادان و اعدامهای دستهجمعی، به احساس خطر و ضرورت اقدام نظامی گسترده دامن زد.
این روایتها در روزهای اولیه جنگ باعث شد اسرائیل کنترل افکار عمومی را در دست بگیرد. در داخل اسرائیل نیز فضای بحران موجب کاهش اعتراضات علیه دولت شد.
در فضای دیجیتال، شبکههای اجتماعی مانند توییتر، فیسبوک و اینستاگرام محتوای ضد اسرائیلی را حذف و حسابهای فعالان فلسطینی و خبرنگاران مستقل را مسدود کردند.
در میدان جنگ، دفاتر رسانههای بینالمللی مانند الجزیره و آسوشیتدپرس در غزه بمباران شد و خبرنگاران هدف قرار گرفتند.
کمیته حفاظت از روزنامهنگاران این جنگ را مرگبارترین جنگ برای خبرنگاران توصیف کرده است.
اسرائیل با راهاندازی استودیوهای خبری به زبانهای مختلف، انجام بیش از ۱۵۰۰ مصاحبه و دعوت از ۴۰۰۰ خبرنگار خارجی، روایتهای رسمی خود را در رسانههای جهانی گسترش داد.
علاوه بر این، شرایط ویژهای برای دانشجویان آمریکای شمالی فراهم شد تا به اسرائیل سفر کرده، با مقامات دیدار کنند و پس از بازگشت، از مواضع اسرائیل در دانشگاههای خود دفاع کنند.
ظهور رسانههای مستقل و شهروند-خبرنگاران، کنترل روایت را برای اسرائیل سختتر از همیشه کرد.
الجزیره و شبکههای اجتماعی با پوشش مستمر و گسترده، یکی از بازیگران کلیدی در رقابت رسانهای شدند و ابزارهایی مانند VPN، پلتفرمهای غیرمتمرکز و پیامرسانهای رمزگذاری شده به کاربران کمک کردند که سانسور را دور بزنند.
کاربران فلسطینی و حامیان حقوق بشر از این پلتفرمها برای مقابله با روایت رسمی اسرائیل استفاده کردند.
برخی تحلیلگران این وضعیت را شکست نسبی هاسبارا دانستهاند، زیرا برای اولینبار، تصویر عمومی اسرائیل در برخی مناطق جهان بهشدت مخدوش شد.
با افزایش انتقادهای بینالمللی، اسرائیل بودجه ۱۵۰ میلیون دلاری برای سال ۲۰۲۵ اختصاص داد (۲۰ برابر بیشتر از قبل) تا افکار جهانی را درباره اقدامات نظامیاش تغییر دهد.
«گیدئون ساعر»، وزیر خارجه اسرائیل، دراینرابطه اظهار داشت: «من مصمم به ایجاد تغییر هستم. هر مبلغ کمی که به این هدف اختصاص مییابد، یک سرمایهگذاری است نه هزینه، و اسرائیل و جایگاه آن را در جهان تقویت خواهد کرد».
خلاصه کلام اینکه؛ رژیم صهیونیستی از زمان تأسیس تا سالهای اخیر با برخی اقدامات همچون گفتوگوهای صلح با مصر و مذاکرات صلح اسلو توانسته بود یک تصویر مثبتی از خود به کشورهای غربی مخابره کند.
همچنین در جنگ ۱۹۹۱ خلیجفارس نیز اسرائیل با خودداری از اقدام مقابله به مثل ضد صدام توانست همدردی بینالمللی را به سوی خود جلب کند، اما با آغاز انتفاضه دوم و بعد از آن در خلال جنگ ۳۳ روزه و جنگ غزه، اعتبار خارجی اسرائیل به اذعان مسئولان این رژیم، به شکل گستردهای تخریب شد.
این موضوع باعث شد تا منتقدان، علت آن را فقدان یک سیاست مناسب در حوزه دیپلماسی عمومی این رژیم بدانند؛ لذا از این تاریخ و با روی کار آمدن «بنیامین نتانیاهو»، تغییرات زیادی در سیاست خارجی رژیم صهیونیستی حاصل شد، که نتیجه آن تشدید فعالیتهای دیپلماسی عمومی رژیم صهیونیستی بود.
نتیجه پژوهشها نشان از آن دارد غالب فعالیتهای رژیم صهیونیستی در حوزه فعالیتهای نرم و حتی حوزه فعالیتهای سخت، از طریق لابی و سازمانهای غیردولتی خارج از این رژیم دنبال میشود، که لاجرم برای شناخت دقیقتر دیپلماسی عمومی رژیم صهیونیستی، بررسی این مؤسسات ضرورت دارد.
منبع اصلی؛ یادداشت تحلیلی «هاسبارا؛ حقیقت یا روایت؟» به قلم: مهسا جعفریفر
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


