مسجد چرا هدف شد؟ روایتی از جنگ با معنا
گروه استانهای دفاعپرس_«سیده معصومه حسینی»؛ در اغتشاشات تروریستی اخیر، صحنههایی دیده شد که اگر فقط در سطح بمانیم، فهم نمیشوند. حمله به مسجد، تخریب امامزاده، هتک حرمت مکانهایی که ظاهراً نه پایگاه نظامیاند، نه مرکز قدرت سیاسی. اما درست همینجاست که باید مکث کرد...، چون هیچ پروژهی خشونتآمیزی، «تصادفی» به مقدسات حمله نمیکند.

هیچ آشوبی، بدون محاسبه، دست به تخریب نمادها نمیزند؛ و هیچ جریانی که صرفاً مدعی اعتراض است، حرمتهایی را نمیشکند که قرنها ستون روانی و هویتی یک جامعه بودهاند. مسجد در این جغرافیا فقط محل عبادت نیست؛ امامزاده فقط یک بنای تاریخی یا مذهبی نیست؛ اینها گرهگاه معنا، حافظه، هویت و انسجام اجتماعیاند. پس وقتی این مکانها هدف قرار میگیرند.
باید پرسید: هدف، دیوار و گنبد بود؟ یا چیزی عمیقتر در ذهن و روح جامعه؟ آنچه رخ داد، صرفاً تخریب فیزیکی نبود؛ نشانهای بود از یک هجوم چندلایه به «قداست»، «هویت» و «همبستگی»
در سلسله تحلیلهای پیشرو، هر بار از یک زاویه و یک محور مشخص، به چرایی این هجوم و پیامهای پنهان آن خواهیم پرداخت؛ از جنگ روانی و قداستزدایی گرفته تا نقش رسانه، الگوهای تروریستی، و... در این پروژه. این فقط روایت یک اغتشاش نیست؛ روایت نبردی است بر سر معنا.
مسجد؛ ستون هویت جمعی است
علت اول: مسجد؛ فقط جای نماز نیست، ستون هویت جمعی است این را دشمنان خوب میدانند خطای تحلیل از جایی شروع میشود که مسجد را فقط «مکان عبادت» ببینیم. در جامعهای مثل ایران، مسجد همیشه فراتر از نمازخانه بوده است.
مسجد جایی است که: آدمها همدیگر را میشناسند، درد مشترک شکل میگیرد، اعتماد اجتماعی ساخته میشود و معنا از فرد به جمع منتقل میشود. به همین دلیل، مسجد یکی از آخرین ستونهای هویت جمعی است. ستونی که افراد پراکنده را به «ما» تبدیل میکند.
وقتی به مسجد حمله میشود. هدف خاموش کردن اذان یا جلوگیری از نماز نیست؛ هدف ضربه زدن به همان «ما» ست. جامعهای که ستونهای هویتش فرو بریزد، نه به فشار بیرونی نیاز دارد و نه به دشمن قدرتمند؛ خودش از درون فرسوده میشود. به همین خاطر است که در پروژههای آشوب، مسجد تصادفی هدف قرار نمیگیرد.
هدف اغتشاشگران جنگ با «دینداری اجتماعی» است
علت دوم: هدف، جنگ با دین نیست؛ جنگ با «دینداری اجتماعی» است. برخلاف آنچه القا میشود، مسئله دشمنان، اصل دین یا عبادت فردی نیست. مشکل آنجاست که دین از خلوت انسانها بیرون میآید و وارد اجتماع میشود. دینِ فردی. بیصداست، بیادعاست و برای پروژههای سلطه، خطری ندارد. اما مسجد، دین را به صحنه اجتماع میآورد. ایمان را جمعی میکند و باور را به رفتار اجتماعی تبدیل میسازد.
دینداری اجتماعی یعنی: ایمان فقط در دل نماند، ارزشها در جامعه جاری شوند و مردم بر اساس باور مشترک کنار هم بایستند. دقیقاً از همینجا ترسان شروع میشود.
وقتی مسجد فعال است دین فقط اعتقاد نیست، قدرت نرم است. به همین دلیل، هدف نه نمازگزار در خانه است و نه نماز است، بلکه «حضور اجتماعی دین» است که نماز به نماز جماعت دز مسجد بدل میکند. تخریب مسجد، تلاشی است برای بیرون راندن دین از جامعه و محدود کردن آن به حریم شخصی افراد.
جنگ روانی؛ شکستن خط قرمزها
علت سوم: جنگ روانی؛ شکستن خط قرمزها؛ در هر جامعهای، خط قرمزهایی وجود دارد که عبور از آنها، فقط تخلف نیست. شوک روانی ایجاد میکند. در فرهنگ ایرانی–اسلامی، مسجد یکی از مهمترین این خط قرمزهاست. وقتی مسجد هدف قرار میگیرد، پیام فقط تخریب نیست؛ پیام این است: «هیچ حرمتی باقی نمانده است.»
این دقیقاً منطق جنگ روانی است: ایجاد ترس، القای بیپناهی، فرو ریختن احساس امنیت بالاخص امنیت معنوی و وقتی مقدسترین مکانها هم امن نباشند ذهن جامعه دچار تزلزل میشود.
هدف این حملهها؛ عادیسازی عبور از خطوط قرمز است تا قداستها یکییکی فرو بریزند جامعهای که خط قرمز نداشته باشد خیلی زود دچار بیمرزی میشود و بیمرزی، مقدمه فروپاشی است. به همین دلیل، در پروژههای آشوب شکستن حرمت مسجد یک تاکتیک روانیِ حسابشده است نه یک رفتار هیجانی.
انتهای پیام/


