عملیات روانی و تکنیک‌های جنگ روانی دشمن علیه ملت ایران

رسانه‌های فارسی زبان خارجی با استفاده از تمام تکنیک‌ها و شگرد‌های مختلف جنگ روانی هدفمند تلاش کرده‌اند در خلال تحولات سیاسی- اجتماعی در سالیان اخیر، چهره‌سازی مطلوب خود را از ایران و ایرانیان برای افکار عمومی در داخل و خارج از کشور داشته باشند.
کد خبر: ۸۰۸۷۲۹
تاریخ انتشار: ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۸ - 28January 2026
گروه استان‌های دفاع‌پرس کردستان: امروزه به تبع گسترده شدن حوزه‌های زندگی بشر، مفاهیم شناخته شده در عرصه بین‌الملل هم با ابعادی تازه مواجه شده‌اند؛ مفاهیمی، چون قدرت، منافع، امنیت، دفاع و... در عرصه جهانی چند وجهی شده‌اند. در همین چارچوب، «جنگ» هم با ابعاد و جنبه‌هایی تازه همراه شده است.
 
عملیات روانی و تکنیک‌های جنگ روانی دشمن بر علیه ملت ایران
 
جنگ دیگر فقط بر استفاده از ابزار‌های سخت افزاری برای به انقیاد درآوردن طرف مقابل دلالت ندارد، بلکه خود مفهوم جنگ نرم هم به واسطه توسعه دنیای ارتباطات وارد ساحت‌های تازه‌ای، چون جنگ شناختی، رسانه‌ای، روانی و... شده است. افکار عمومی به عنوان یکی از مولفه‌های تعیین کننده در رفتار کشور‌ها این روز‌ها به مهم‌ترین هدف جنگ‌هایی تبدیل شده‌اند که در حوزه جنگ‌های نرم طبقه‌بندی می‌شوند. جنگ نرم از ابزار‌های قدرت نرم است.
 
اصطلاح جنگ‌های هیبریدی یا ترکیبی که رهبر معظم انقلاب به تازگی بر ضرورت هوشیاری و آمادگی نیرو‌های انقلابی برای مقابله در برابر آن تاکید فرمودند، از اهمیت توجه به ابعاد تازه مفهوم جنگ از جمله جنگ روانی حکایت دارد. مقابله در برابر حجم گسترده عملیات روانی رسانه‌های معاند علیه کشورمان، نیازمند مطالعه دقیق این حوزه و شناخت منابع، ابزار‌ها و تکنیک‌های عملیات روانی است. این گزارش با هدف شناخت جنگ روانی و شگرد‌های پیشبرد آن تهیه شده است.
 
در این گزارش بخشی از شگرد‌ها و تکنیک‌های عملیات روانی رسانه‌های فارسی زبان خارجی که در سال‌های اخیر برای ارسال پیام‌های هدفمند علیه ایران به کار رفته، مورد بررسی قرار گرفته است.
 
تکنیک دوقطبی سازی
دوقطبی کردن یکی از تکنیک‌های رسانه‌های جمعی برای ایجاد دوگانه‌ای ناهمساز میان دو گزاره‌ای است که دستکم یکی از آنها دغدغه بخش‌های مهمی از جامعه را تشکیل می‌دهد. برهم زدن قواعد بازی، دسـتکاری در افکار عمومی و تضعیف سرمایه اجتماعی برای به حاشیه راندن مسائل اصلی جامعه از اهداف این شگرد است
 
دوقطبی‌سازی تکنیکی است که رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی برای زیر سوال بردن توجیه منطقی تلاش برای دست‌یابی به فناوری هسته‌ای در داخل کشور بر آن تکیه می‌کنند. برسازی یک دوگانه‌ی ناهمساز میان «منافع ملی» و تلاش برای به رسمیت شناساندن بین‌المللی حق برخورداری از فناوری و انرژی هسته‌ای، دستورکاری است که این رسانه‌ها به کار گرفتند.
 
تکنیک پاره حقیقت‌گویی
 
تکنیک پاره‌حقیقت‌گویی با بیان بخشی از مساله و نادیده‌گرفتن یا کمرنگ جلوه دادن بخش دیگری از یک کلیت، مهندسی افکار عمومی را در دستور کار دارد. این در حالی است که اخبار، مجموعه‌ای به‌هم پیوسته و مرتبط است که اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد.
 
رسانه‌های خارجی فارسی‌زبان با تکنیک پاره‌حقیقت‌گویی همواره ایران را مسئول شرایط کنونی و اختلافات با غرب بر سر برنامه هسته‌ای معرفی کرده‌اند، بدون اینکه به طور ریشه‌ای دلیل مسائل به وجودآمده یعنی مسئولیت آمریکا و غرب در اعمال تحریم‌های ظالمانه و عمل به تعهدات برجامی را تبیین کنند. این در حالی است که عامل اصلی وضعیت برجام اقدام غیرقانونی آمریکایی‌ها در نقض توافق و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت است که در تناقض آشکار با قواعد و مقررات بین المللی است.
 
تکنیک کانال انحرافی
 
منحرف کردن توجه مخاطب از یک مسأله با طرح کردن موضوعی دیگر، هدف اصلی این تکنیک است. این روش معمولاً زمانی بیشتر به کار گرفته می‌شود که قرار است بخشی از داستان پنهان شود یا آن بخشی که به ضرر گروه خاصی است کمتر برجسته شود.
 
منحرف کردن توجه مخاطب از یک مسأله (مسئولیت طرف غربی در اعمال تحریم‌ها و کوتاهی در عمل به تعهدات) با طرح کردن موضوعی دیگر (اتهام‌زنی به ایران) از ظریف‌ترین تاکتیک‌هایی است که رسانه‌های خارجی فارسی‌زبان خارجی علیه کشور به کار می‌برند تا با معکوس کردن واقعیت، ایران همواره مسئول امور ادعایی آنها معرفی شود.
 
تکنیک مقصرنمایی
 
در تکنیک مقصرنمایی رسانه‌های خارجی تلاش می‌کنند با مسلم‌انگاری و تشریح یک وضعیت نامطلوب، یک طرف ماجرا را مسئول اصلی آن شرایط معرفی کنند. این رسانه‌ها یک طرف را مقصر‌ی معرفی می‌کنند که همه مسئولیت‌ها بر عهده او است و در برابر، مسئولیت طرف دیگر ماجرا را کمرنگ جلوه می‌دهند.
 
رسانه‌های خارجی فارسی‌زبان از تکنیک «مقصرنمایی» برای القای ذهنیت «غیرمنطقی بودن مطالبات ایران»، استفاده کرده و می‌کوشند با تظاهر به بی‌طرفی و توسل به این تکنیک، ایران را در موضوعات مختلف پیشاپیش مسئول تحقق فرضیه خودساخته خود نشان می‌دهند.
 
تکنیک تعمیم افراطی
 
تعمیم افراطی، تکنیکی در حوزه عملیات روانی است که برای تعمیم دادن نقصان یا ناکارآمدی در یک بخش یا حوزه به کل نظام سیاسی و کلیت جامعه از سوی رسانه‌ها به کاربرده می‌شود. در این شگرد، رسانه‌های خارجی نقاط ضعف در یک زمینه را به صورت اغراق شده به دیگر بخش‌های یک مجموعه تعمیم داده و به شکل افراطی کارآمدی کل مجموعه را زیر سئوال برده‌اند.
 
تکنیک واهمه افکنی
 
رسانه‌های فارسی زبان خارجی با بهره‌گیری از تکنیک ترس و واهمه‌افکنی، به طرز فکر و رفتار مردم سمت و سو می‌دهند. در این روش، بهترین روش برای وادار کردن افراد به تغییر دادن نگرش‌ها و رفتارهایشان این است که آنها از پیامد‌های تغییرندادن، ترسانده شوند.
 
این رسانه‌ها با توسل به این تکنیک، وضعیت بسیار نامطلوبی را پیش چشم مخاطبان به تصویر می‌کشند؛ وضعیتی که محصول تصمیم یا اقدامی در زمان اکنون است و برای جلوگیری از تحقق چنین وضعیت نامطلوبی باید جور دیگری رفتار کرد و واکنش نشان داد. 
 
تکنیک اهریمن‌سازی
 
در تکنیک اهریمن‌سازی، رسانه‌های خارجی تلاش می‌کنند تا تنفر و دشمنی جمعیت مخاطب را نسبت به عقیده گروه یا کشور‌هایی خاص برانگیزند و بر مواضع جمعیت مخاطب اثر می‌گذارد.
 
تکنیک ابهام‌آفرینی
 
تکنیک دیگری که رسانه‌های خارجی در سال جاری علیه ایران استفاده کردند، تکنیک ابهام آفرینی بود. در این روش از راه کلی‌گویی حساب شده و با تبحر خاصی مفهوم مورد نظر را در ذهن مخاطب مبهم جلوه داده می‌شود و معنای جمله و خبر برای هر شخص متفاوت خواهد بود. استفاده از عبارات نامشخص بدون اطمینان از موجه بودن آن، هدف اصلی در این سبک است.
 
ذهن آدمی ابهام را بر نمی‌تابد و هنگام احساس ابهام، در پی رفع آن برمی‌آید. کارشناسان عملیات روانی برای تاثیرگذاری بیشتر، پیام خود را به‌طور خلاصه به اذهان مخاطبان منتقل می‌کنند و این فرصت را فراهم می‌کنند تا به نتیجه مطلوب خود دست یابند. از سوی دیگر با ایجاد ابهام در موضوعی بستر برای شکل‌گیری انواع شایعات را فراهم می‌سازندکه این گام اول در طرح‌ریزی یک عملیات روانی هوشمندانه است.
 
تکنیک سیاه‌نمایی
 
یکی از شیوه‌های عملیات روانی، سیاه‌نمایی و القای ناامیدی است که رسانه‌های خارجی به طور مستمر علیه ایران استفاده کرده‌اند. یأس از دستیابی به اهداف، چنان اضطراب و پریشانی در میان مردم یک جامعه پدید می‌آورد که کسی انگیزه‌ای برای تلاش و حرکت به سوی اهداف پیدا نمی‌کند. این ناامیدی از طریق بزرگ کردن کاستی‌ها، کوچک جلوه دادن موفقیت‌ها، ترویج سئوالات بی‌فایده، ارتقای مطالبات عموم بیش از حد مورد انتظار، تردید در آرمان‌ها، ایجاد اختلاف در بین مدیران و بزرگ نشان دادن رقیب یا دشمن پدید می‌آید.
 
عملیات روانی و تکنیک‌های جنگ روانی دشمن بر علیه ملت ایران
 
راهکار چیست؟
 
‌افکار عمومی همواره، به عنوان هدف عملیات‌های روانی، در معرض بمباران تبلیغاتی رسانه‌هایی قرار دارند که به مثابه ابزار‌های نوین جنگی عمل می‌کنند؛ حرکت در برابر این جنگ نوین، نیازمند شناخت دقیق ماهیت، ابزار‌ها و شیوه‌های پیشبرد این نوع از جنگ‌ها است.
 
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به تهاجم ترکیبی دشمن تاکید کردند: «در مقابل این تهاجم ترکیبی و دسته‌جمعی، نمی‌توانیم همیشه در موضع دفاعی بمانیم و ما نیز باید در زمینه‌های مختلف از جمله رسانه‌ای، امنیتی و اقتصادی تهاجم ترکیبی کنیم که در این زمینه اهل فکر و اقدام بخصوص مسئولان، موظف به تلاش هستند».
 
با اشاره به این بیانات، به نظر می‌رسد نخستین گام در مقابله با جنگ رسانه‌ای تمام عیاری که از سوی دشمنان علیه جمهوری اسلامی ایران در جریان است، شناخت دقیق جنگ رسانه‌ای، شیوه‌های پیشبرد آن ازسوی معاندان و ارتقای آگاهی عمومی در حوزه سواد رسانه‌ای باشد.
 
با توجه به اینکه مهم‌ترین عامل موثر واقع شدن عملیات روانی، بهره‌گیری از مولفه ناآگاهی و کم‌سوادی رسانه‌ای در جامعه هدف است، ارتقای سواد رسانه‌ای می‌تواند ضریب آسیب‌پذیری و اثرپذیری افکار عمومی را کاهش دهد.
 
 «سواد رسانه‌ای» نوع درک متکی بر مهارت است که براساس آن می‌توان انواع رسانه‌ها و تولیدات آنها را شناخت و از یکدیگر تفکیک و شناسایی کرد. ارتقای سواد رسانه‌ای مخاطبان را از حالت انفعالی و مصرفی خارج کرده و آنها را به معادله متقابل و فعالانه‌ای وارد می‌کندکه در نهایت به نفع خود آنان باشد. به دیگر سخن، سواد رسانه‌ای کمک می‌کند تا از سفره‌ی رسانه‌ها به گونه‌ای هوشمندانه و مفید بهره‌مند شویم. ارتقای قوه تشخیص عمومی در خصوص اعتبار رسانه‌ها، اخبار و تکنیک‌های انتقال پیام، چون زرهی از افکار عمومی در برابر جنگ رسانه‌ای دشمن محافظت می‌کند.
 
 از آن‌جا که بدون سواد رسانه‌ای، نمی‌توان گزینش‌های صحیح از پیام‌های رسانه‌ای داشت، نهاد‌های آموزشی، مدنی و رسانه‌ای در ایران باید به این امر کمک کنند. نهاد‌های آموزشی مثل مدارس، دانشکده‌ها، دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌های مختلف می‌توانند مفهوم سواد رسانه‌ای را در کتب درسی ارائه کنند. نهاد‌های مدنی و صنفی که هر یک جمعی تخصصی را نمایندگی می‌کنند نیز می‌توانند اعضای خود را تحت آموزش مستمر در زمینه‌ی سواد رسانه‌ای قرار دهند؛ و بالاخره نهاد‌های رسانه‌ای و انتشاراتی هم می‌توانند مفاهیم ساده‌شده‌ای از این بحث را در دستور کار خود قرار دهند.
 
رسانه‌های جمعی در ایران بر اساس یکی از کارویژه‌های خود که ارتقای آگاهی عمومی است، برای مقابله با این جنگ ترکیبی، باید در راستای ارتقای سطح سواد رسانه‌ای عمومی تلاش کنند تا مردم بتوانند اخبار درست، دقیق و منسجم را تشخیص داده، اسیر جنگ روانی رسانه‌های خارجی نشوند و درک و شناخت کاملی از عرصه‌های مختلف این جنگ هدفمند داشته باشند.
 
منبع: موسسه مطالعاتی تحریریه
 
انتهای پیام/
نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار