چشمانی منتظر و نامههایی که هرگز به مقصد نمیرسید!
گروه استانهای دفاعپرس- «علیاصغر زینلی» فعال رسانهای؛ وقتی در مورد اعتبار و منزلت کهنه سربازان جنگهای جهانی در جوامعشان صحبت میکرد که خود و خانوادهها و حتی نوههای آنها از مزایای اجتماعی بهرهمند هستند؛ موجی از حسرت در کلام و نگاهش موج میزد!

او هرگز از اسارتی که بخاطر وطن کشیده بود نادم و پشیمان نبود، اما بیتوجهیها و نامهربانیها آزارش میداد و از اینکه شرمنده خانوادهاش است، دلخور بود.
او زمانی اسیر دشمن بعثی شد که پسرش سه ماهه بود و زمانی که آزاد شد در مقابل یک پسر ۵ سالهای قرار گرفته بود که همسرش او را برای چنین روزی آماده کرده بود که از پدر استقبال کند و او را نسبت به خود بیگانه نداند.
در یکی از روزهای بهمنماه به دیدار آزاده سرافراز محمد معظمی رفتیم تا او و خانواده ایثارگرش را در منزل ملاقات کنیم؛ وقتی ما را دید خیلی خوشحال شد و این خوشحالی را در قالب واژهها وعباراتی زیبا بیان کرد.
او جزو غیورمردان ارتش جمهوری اسلامی است که سال ۶۵ در منطقه فکه و پس از جراحت شدید در محاصره دشمن بعثی قرار گرفته و به اسارت در میآید.
سرنوشت او پس از اسارت شباهت زیادی به سایر آزادگان عزیز دارد؛ او را ابتدا به العماره برده و سپس برای بازجویی به استخبارات رفته و در نهایت به اردوگاه رومادیه کمپ ۱۰ منتقل میشود.
در همان روزهای اول اسارت یکی از اسرا در جریان هواخوری روزانه به او پیشنهاد تصرف اسلحهخانه اردوگاه را میدهد؛ اما او میداند این پیشنهاد فرجامی جز ناکامی نخواهد داشت و اتفاقا افسر عراقی اردوگاه او را احضار و در مورد گفتوگویش با اسیر پیشنهاددهنده تصرف اسلحهخانه پرسوجو میکند و پس از شکنجههای زیاد بدون اینکه آزاده سرافراز معظمی حرفی بزند او را از مصاحبت با آن اسیر برحذر میدارد.
او از خاطراتش در مورد خلبان شجاعی گفت که دستش بر اثر شکستگی بصورت ناقص جوش خورده و در درمانگاه بدون هیچ بیهوشی دستش را شکسته و دوباره درمان میکنند.
آزاده عزیزمان قریب به یک سال مفقود بود و پس از شناسایی توسط صلیب سرخ اولین نامه خود را به همسرش مینویسد که پس از مدتی نامهای از همسرش همراه با عکسی از پسرش دریافت میکند.
همسر آزاده سرافراز معظمی نیز در خصوص مکاتبات خود با همسرش اظهار داشت: هفتهای دوبار برای همسرم نامه مینوشتم، اما هیچ جوابی دریافت نمیکردم که همین موضوع مرا به شدت نگران کرده بود و بالاخره نامه او رسید و از اینکه او را فراموش کرده و برایش نامه ننوشتهایم گلایه کرده بود، آنجا بود که متوجه شدیم منافقین مانع رسیدن نامه به همسرم میشدند.
محمد معظمی پس از ۵۲ ماه اسارت همراه با سایر آزادگان عزیز به وطن بازگشت.
انتهای پیام/


