تروریست خواندن سپاه؛ اعتراف صریح اروپا به شکست در جنگ ترکیبی
گروه استانهای دفاعپرس از خراسان رضوی- «محسن تقوی» فعال رسانهای؛ در مقطع کنونی که جمهوری اسلامی ایران در یکی از حساسترین مراحل تقابل با نظام سلطه قرار دارد، بررسی رفتار و مواضع اتحادیه اروپا در قبال ایران و بهویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ضرورت راهبردی دارد. آنچه امروز از سوی اتحادیه اروپا تحت عنوان تروریستیخواندن سپاه پاسداران مطرح میشود، نه یک تصمیم حقوقی مستقل، بلکه بخشی از یک روند تکراری و شکستخورده در مواجهه غرب با ایران مستقل و مقتدر است.

تجربه سالهای اخیر نشان میدهد هرگاه جریان غربی در تحقق اهداف امنیتی، سیاسی و اطلاعاتی خود علیه جمهوری اسلامی ایران ناکام مانده، بلافاصله به سمت طراحی فشارهای جایگزین حرکت کرده است. این فشارها گاه در قالب تحریمهای اقتصادی، گاه در قالب جنگ روانی و رسانهای و گاه با برچسبزنیهای سیاسی و حقوقی بروز یافته است. تروریستیخواندن سپاه پاسداران دقیقاً در چنین بستری معنا پیدا میکند؛ اقدامی واکنشی که ریشه در شکستهای میدانی و اطلاعاتی دشمن دارد، نه در واقعیتهای حقوقی و بینالمللی.
در سالهای گذشته، پروژه ناامنسازی ایران از مسیرهای مختلف دنبال شد. از حمایت آشکار و پنهان از جریانهای معاند و تروریستی گرفته تا تلاش برای ایجاد شکاف اجتماعی و بیثباتی داخلی، همگی در دستور کار دشمنان قرار داشت. با این حال، این پروژهها یکی پس از دیگری با شکست مواجه شدند. ناکامی در ایجاد ناامنی پایدار، خنثیسازی عملیاتهای تروریستی و حفظ انسجام عمومی جامعه ایرانی، طراحان این سناریوها را به این جمعبندی رساند که باید میدان تقابل را به عرصه سیاست و تبلیغات منتقل کنند.
از منظر حقوق بینالملل، اقدام اتحادیه اروپا در تروریستیخواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فاقد هرگونه مبنای معتبر است. سپاه پاسداران نهادی رسمی و قانونی است که بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تشکیل شده و بخشی از ساختار دفاعی و امنیتی یک کشور مستقل به شمار میرود. نادیدهگرفتن این واقعیت، بهمعنای نقض آشکار اصل حاکمیت ملی کشورها و زیرپاگذاشتن قواعد پذیرفتهشده در روابط بینالملل است. چنین تصمیمی بیش از آنکه یک اقدام حقوقی باشد، بیانگر استفاده ابزاری از مفاهیم حقوقی برای تحقق اهداف سیاسی است.
ریشه اصلی این دشمنیها را باید در نقش کلیدی سپاه پاسداران در خنثیسازی توطئههای امنیتی و پروژههای آمریکایی و صهیونیستی جستوجو کرد. سپاه پاسداران در سالهای اخیر، نقشی تعیینکننده در مقابله با تروریسم سازمانیافته ایفا کرده و اجازه نداده منطقه و ایران اسلامی به میدان تاختوتاز گروههای تروریستی تبدیل شود. مقابله مؤثر با تروریسم، تقویت عمق راهبردی ایران و ایجاد بازدارندگی پایدار، از جمله اقداماتی است که منافع جریان سلطه را بهطور جدی به خطر انداخته است.
استانداردهای دوگانه غرب در تعریف تروریسم، امروز بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. همان دولتها و نهادهایی که در برابر جنایات آشکار و سازمانیافته رژیم صهیونیستی علیه مردم مظلوم سکوت اختیار کردهاند، نهادی را تروریست مینامند که سابقهای روشن در مبارزه با تروریسم دارد. این تناقض آشکار، نهتنها مشروعیت اخلاقی اتحادیه اروپا را زیر سؤال برده، بلکه آن را در افکار عمومی جهان به نماد نفاق و بیعدالتی تبدیل کرده است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، برخلاف تصویرسازی مغرضانه رسانههای غربی، صرفاً یک نیروی نظامی کلاسیک نیست. این نهاد مردمی، در کنار مأموریتهای دفاعی و امنیتی، نقش مؤثری در عرصههای سازندگی، محرومیتزدایی، پیشرفت علمی، فناوریهای راهبردی و مدیریت بحرانهای ملی ایفا کرده است. حضور مؤثر در حوادث طبیعی، کمک به بازسازی مناطق آسیبدیده و نقشآفرینی در بحرانهای ملی، بخش جداییناپذیر از کارنامه سپاه است که عامدانه نادیده گرفته میشود.
تحریمها و فشارهای گسترده خارجی نیز نهتنها موجب تضعیف سپاه پاسداران نشده، بلکه به بستری برای شکوفایی توان داخلی تبدیل شده است. توسعه توان دفاعی، پیشرفت در حوزههای موشکی و پهپادی، تقویت بازدارندگی و دستیابی به خودکفایی در حوزههای راهبردی، همگی در شرایطی رقم خورده که ایران تحت شدیدترین تحریمها قرار داشته است. این واقعیت نشان میدهد که سپاه پاسداران مولود اتکا به ظرفیتهای داخلی و ایمان به توان ملی است، نه وابسته به حمایتهای خارجی.
بیانیهها و مواضع اخیر اتحادیه اروپا را باید بخشی از جنگ ترکیبی علیه ایران قوی دانست؛ جنگی که در آن تلاش میشود همه کانونهای قدرت و اقتدار ملی هدف قرار گیرد. در این جنگ، ابزار نظامی جای خود را به ابزار رسانهای، حقوقی و روانی داده است. هدف اصلی، تضعیف اعتماد عمومی و ایجاد تردید نسبت به نهادهای حافظ امنیت و استقلال کشور است. با این حال، تجربه نشان داده است که چنین فشارهایی نهتنها نتیجه معکوس دارد، بلکه موجب تقویت انسجام ملی میشود.نکته اساسی آن است که مسئله اصلی دشمنان، صرفاً سپاه پاسداران نیست. هدف نهایی، ملت ایران و الگوی استقلالطلبی آن است. سپاه از مردم جدا نیست؛ فرزندان همین ملتاند که لباس پاسداری پوشیدهاند و از امنیت، عزت و منافع ملی دفاع میکنند. از همین رو، هرگونه هجمه به سپاه، در واقع هجمه به اراده ملی و هویت جمعی ایرانیان محسوب میشود.
امروز افکار عمومی جهان بیش از گذشته در برابر یک پرسش بنیادین قرار گرفته است؛ تروریست واقعی کیست؟ نهادی که از امنیت ملت خود دفاع میکند و در برابر تجاوز میایستد، یا رژیمی که با حمایت سیاسی و تسلیحاتی غرب، نسلکشی را به سیاست رسمی خود تبدیل کرده است. پاسخ این پرسش را میتوان در تغییر گفتمان جهانی و افزایش اعتراضات مردمی علیه سیاستهای دوگانه غرب مشاهده کرد.
در نهایت باید گفت اقدام اتحادیه اروپا در تروریستیخواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نه نشانه قدرت، بلکه سندی روشن از ضعف راهبردی و شکست محاسباتی دشمنان ایران است. این تصمیمها نهتنها خللی در مسیر اقتدار جمهوری اسلامی ایجاد نخواهد کرد، بلکه ماهیت واقعی جریان سلطه را بیش از پیش برای ملتها آشکار میسازد. سپاه پاسداران، دست قدرتمند ملتی است که بیش از چهار دهه در برابر فشار، تحریم و تهدید ایستاده و همین ایستادگی، علت اصلی خشم و درماندگی دشمنان ایران اسلامی است.
انتهای پیام/


