دیپلماسی و میدان؛ دو مؤلفه اساسی در تأمین منافع ملی
گروه دفاعی امنیتی دفاعپرس- محمد زرچینی؛ در دو هفته اخیر شاهد مذاکرات فشرده هیئتهای دیپلماتیک ایران و آمریکا در عمان بودهایم و این مذاکرات میتواند فصل جدیدی از تحولات در منطقه غرب آسیا را رقم بزند.
هیئت مذاکرهکننده در حالی به عمان رفت که آمریکاییها سعی کردند فرمانده تروریستهای سنتکام را به میز مذاکرات بیاورند؛ اما این موضوع با واکنش قاطع وزیر امور خارجه کشورمان مواجه شد.
این نکته نشاندهنده اهمیت قدرت نظامی در مذاکرات آتی است و ایران هم باید این موضوع را بهصورت جدی دنبال کند که اتفاقاً فرماندهان ایرانی در این مدت توسعه قدرت دفاعی را مد نظر قرار دادهاند.
در حقیقت افزایش توان دفاعی نهتنها نافی مذاکرات نیست، بلکه دست تیم مذاکرهکننده را هم در عرصه دیپلماسی بازتر میکند؛ برای مثال، شاهد بودیم که عملیاتیشدن موشک «خرمشهر» در اثنای مذاکرات هستهای چه تأثیری بر تحلیل دولتمردان آمریکایی و همچنین رسانههای خارجی داشت.

اگر نگاهی به بودجه نظامی ایران و آمریکا بیندازیم، میبینیم که تفاوت بسیار فاحشی بین بودجه نظامی دو کشور وجود دارد. بودجه نظامی ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۲۶ بر اساس گزارش گلوبال فایر پاور حدود ۸۳۱ میلیارد دلار است؛ این در حالی است که بودجه نظامی ایران ممکن است که نهایتا به حدود ۹ میلیارد دلار برسد.

بودجه نظامی ایالات متحده آمریکا و ایران بر اساس گزارش گلوبال فایر پاور
با توجه به این موضوع، باید قدرت بازدارندگی و توانایی کشور در جنگ ناهمگون را افزایش داد؛ کاری که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در قالب دکترین جنگ ناهمگون به آن پرداختهاند.
در دکترین جنگ ناهمگون، نیروهای مسلح یک کشور با توجه به بودجه اندک، امکانات انبوهی را با کمترین هزینه برای افزایش توان بازدارندگی خود تدارک میبینند؛ دقیقاً مانند کاری که ایران در طول سالهای گذشته انجام داده است. ایران با ایجاد شبکه گستردهای از موشکها، پهپادها و قایقهای تندرو شرایط را برای تهاجم دشمنان سخت کرده است و در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه هم دیدیم که علیرغم ضربه اولیه دشمن، شلیک موشکهای بالستیک در مدت کوتاهی (کمتر از ۲۴ ساعت) انجام و در پی تداوم آن، دشمن وادار به ارائه درخواست آتشبس شد.
تحلیلگران نظامی معتقدند که اگر ارتش رژیم صهیونیستی یا آمریکا یا هر دو به ایران حمله کنند، پاسخ ایران در منطقه و حتی عمق سرزمینهای اشغالی بسیار دردناک خواهد بود. یک ژنرال صهیونیست با نام «اسحاق بریک» در گفتوگو با یکی از شبکههای تلویزیونی رژیمصهیونیستی در خصوص قدرت موشکی میگوید: مانند گذشته نمیتوان برنامه هستهای ایران را تهدید کرد؛ قدرت ایران بهویژه توانمندی این کشور در حمله با موشکهای دوربرد علیه اسرائیل، به نسبت سال ۲۰۰۹ صدها برابر شده است؛ ایران امروزه قادر است یک حمله راهبردی و ویرانگر علیه اسرائیل انجام دهد؛ به طوری که زیرساختها و تأسیسات حیاتی اسرائیل را نابود کند.
وی میافزاید: در سال ۲۰۰۹ تأسیسات هستهای ایران در یک منطقه و بر روی زمین متمرکز بود؛ در آن سال تصمیماتی مبنی بر حمله به این تأسیسات اتخاذ شد، اما مقامات ارشد ارتش اسرائیل پیشبینی کردند که این حمله تنها چند ماه برنامه هستهای ایران را عقب میاندازد؛ اما در مقابل، حملهای که ایران علیه اسرائیل انجام خواهد داد، خسارات و تلفات بسیار زیادی بر جای خواهد گذاشت. بعد از گذشت ۱۴ سال، ایران در هر جایی روی زمین و زیر زمین تأسیسات خود را بنا کرده است؛ به طوری که بر اساس اطلاعات ما، این تأسیسات هستهای در عمق دهها متری زیرزمین است و درصورت حمله (تلافیجویانه) ایران به اسرائیل، ما به سالهای بسیار دور بازمیگردیم.
در حقیقت، قدرت بازدارندگی بالا و افزایش آمادگی دفاعی میتواند کمک مهمی در میز مذاکره به کشورمان بکند و دست تیم مذاکرهکننده ایرانی را پر کند؛ زیرا در صورت بروز هرگونه رفتار تهاجمی از سوی طرف مقابل، میتوان برگهای برنده نظامی را، رو کرد.
اگر به وضعیت منطقه نگاهی بیندازیم، میبینیم که ارتش ایالات متحده آمریکا انبوهی از تجهیزات نظامی را به منطقه آورده و هدفش تسلیمکردن ایران است؛ لذا ایران هم نباید ذرهای از ارتقای آمادگی دفاعی خود کوتاه بیاید و این عامل تعیینکنندهای در میز مذاکرات خواهد بود؛ زیرا در جهانی که با دلیل رفتارهای هنجارشکنانه قدرتها، قواعد بینالمللی زیر پا گذاشته شده و «قانون جنگل» حاکم است، هرکس که قویتر باشد، پیروز است.
انتهای پیام/ 281


