فرمانده ارتشی که زیر شکنجه ضد انقلاب به شهادت رسید +موشن گرافی
شهید ایرج نصرتزاد از نیروهای زبدۀ ارتش در پیش از انقلاب بود که پس از انقلاب مدتی به جرم همکاری با نیروهای سرکوب شاهنشاهی در زندان اوین بازداشت میشود، اما محمد کچویی، رئیس زندان، میفهمد که او هیچ جرمی ندارد. با شروع غائله کردستان، سرهنگ نصرتزاد درخواست میکند که، چون با اوضاع کردستان آشناست، به عنوان سرباز ارتش به آنجا برود تا بتواند از تمامیت ارضی و امنیت ملی کشور دفاع کند. با درخواست او موافقت میشود و بهعنوان فرمانده تیپ به کردستان اعزام میشود. در آنجا اقدامات موفقیتآمیز گستردهای را علیه نیروهای تجزیهطلب فرماندهی میکند، اما نهایتا در ۳۱ فروردین ۱۳۵۹ به دست آنان اسیر میشود و پس از شکنجۀ فراوان به شهادت میرسد.
به گزارش دفاعپرس از کردستان، امیر سرلشکر شهید «ایرج نصرت زاد» یکی از فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران است که مردادماه سال ۱۳۱۲ در خانوادهای مذهبی و با سطح درآمد متوسط چشم به جهان گشود.
پدرش فتح الله در شهربانی و مادرش نیز یک خانم خانه دار مومنه و حافظ قرآن بود.
ایرج از همان زمان کودکی با هوش و استعداد خود همه را به خود جلب میکرد و به همین دلیل هم تحصیلات خود را در سن پنج سالگی در دبستان عسجدی آغاز کرد.
او سه سال دوره متوسطه را در دبیرستان شاهپور (شهید بهشتی کنونی) گذراند و سپس وارد دبیرستان نظام رشت شد.
سال ۱۳۳۲ بود که ایرج وارد دانشکده افسری شد و پس از اتمام تحصیلات خود در دانشگاه افسری خدمت نظامی خود را در استان فارس و شهر کازرون شروع کرد.
پس از این بود که به علت مهارت و تبحر بالای خود به تیپ ۵۵ هوابرد شیراز منتقل شد و در آن تیپ مدارج گوناگون از فرماندهی گروهان تا فرماندهی گردان را برعهده گرفت.
در همین حین گواهینامه استادی در رشته چتربازی و دوره رنجر را کسب کرد و برای گذراندن دوره عالی به آلمان اعزام شد. وی به خوش نامی، شجاعت و مردانگی بین همکاران معروف بود.
نصرت زاد با پیروزی انقلاب اسلامی با حضور در ستاد نیروی زمینی ارتش به خدمت در ارتش ادامه داد.
فروردین ماه سال ۱۳۵۸ بود که ضد انقلاب به پادگان سنندج حمله و آنجا را محاصره کرد و در این ایام یک هیأت عالی رتبه شامل افرادی، چون مرحوم آیت الله طالقانی، آیت الله بهشتی و آیت الله هاشمی رفسنجانی به سنندج آمدند و شورای اداره شهر را تشکیل دادند.
اما چندی بعد عناصر ضد انقلاب اداره شهر را در دست گرفته و غالب شدند. او به همین دلیل هم به صورت داوطلبانه عازم کردستان شد و به مبارزه با ضد انقلاب و مزدوران پرداخت.
سرلشکر شهید ایرج نصرت زاد پس از جلب نظر اعضای کمیسیون دفاعی در شمال سنندج، پاسگاه فرماندهی برقرار کرد و پرسنل را به بیرون از پادگان برد.
فرمانده پادگان فرد دیگری بود، اما ابتکار عمل در دست شهید نصرت زاد بود که روحیه بالای نظامی و انقلابی داشت.
با اصرار سرهنگ صدری سرانجام گردان هوابرد شیراز به سنندج رسید و در فرودگاه مستقر شد.
بر مبنای برنامه مسئولان ارتش قرار بود این گردان از داخل سنندج عبور کرده و به سقز اعزام شود که با ترفند منافقین در حضور دانش آموزان در سطح شهر، عبور میسر نشد.
اما گردان با رهبری شهید نصرت زاد پس از دور زدن شهر، از مسیر ـ سد قشلاق ـ به راه خود ادامه داد.
سرهنگ ایرج نصرت زاد در تاریخ هشتم دی ماه سال ۱۳۵۸ با انتصاب به فرماندهی تیپ یکم لشکر ۲۸ پیاده نیروی زمینی ارتش با درجه سرهنگی به منطقه کردستان اعزام شد و در پادگان سنندج، خدمت خود را شروع کرد.
او در بدو ورود به لشکر، این تیپ را به صورت مجدد سازماندهی کرد و با رعایت اصول نظامی، سلسله مراتب، حفظ انضباط و انسجام واحدهای نظامی را در دستور کار خود قرار داد.
وی افراد گردان را برای ایجاد رعب و وحشت در دل ضد انقلاب با شرایط خاصی به شهر میبرد و تمرینات صحرایی انجام میداد و در این حالت شهر را دور میزد و گاهی سنگرهای ضد انقلاب را ویران میساخت و آنها جرأت هیچ اقدامی نداشتند.
در این ایام شهید نصرت زاد برای حفظ قدرت و روحیه نیروهای خودی در سنندج و تضعیف روحیه دشمن از این روش استفاده کرده و موجودیت ارتش را در آن مرحله اعلام میکرد.
این تمرین نظامی که با هدف شناسایی محیط و موقعیت دشمن انجام میشد با توجه به غارت هزاران قبضه انواع اسلحه از مراکز نظامی و ژاندارمری، ضروری به نظر میرسید و عملاً فکر حمله سراسری به پادگان را از سر ضد انقلاب بیرون میکرد.
در فروردین ماه سال ۱۳۵۹ شهید نصرت زاد که برای نظارت بر اعزام ستون، به سوی سه راهی سنندج سقز سد قشلاق حرکت کرده بود، از کمین و درگیری ضد انقلاب با نیروهای خودی در یکی از روستاهای منطقه مطلع شد.
او بلافاصله با نیروهایی از گردان ۱۱۶ برای تأمین ارتفاعات مشرف بر روستای مذکور حرکت کرد.
شهید نصرت زاد پس از صعود به ارتفاعات و مشاهده صحنه، برای قطع درگیری و اجرای ضد کمین، از عناصر جلودار ستون درخواست آتش کرد. درخواست وی توسط توپخانه لشکر، پاسخ داده شد.
ضد انقلاب که موقعیت خود را در خطر دید و همچنین متوجه شد نیروهایی از ارتش، ارتفاعات مشرف بر منطقه درگیری را در اختیار دارند، عدهای را مأمور کرد با صعود به ارتفاعات مزبور و محاصره نیروهای ارتش، مانع دیده بانی آنها شوند.
طولی نکشید که ضد انقلاب، نیروهای ارتش به فرماندهی سرهنگ نصرت زاد را محاصره و هر لحظه، حلقه محاصره را تنگتر کردند.
سرهنگ نصرت زاد که زخمی شده بود، وضعیت خود را با بی سیم به لشکر مخابره کرد. (عین مکالمه وی در دایره شهدای لشکر موجود است).
این نظامی فداکار درخواست اجرای آتش برای محل استقرار شخصی خود کرد تا بدین وسیله در آخرین لحظات هم باعث نابودی بیشتر ضد انقلاب شود.
سرانجام همراهان شجاعش، به دست مزدوران به شهادت نائل آمدند، در حالی که در آخرین پیام خود که با بی سیم به مرکز لشکر مخابره کرده چنین گفته است: «من سرهنگ ستاد ایرج نصرت زاد، جانم فدای ایران، درود بر رهبر انقلاب، زنده باد ارتش جمهوری اسلامی ایران، زنده باد فرماندهان گردان تیپ یکم، خدا حافظتان، نصرت زاد».
مزدوران ضد انقلاب خائن نیز که از پیام او سخت عصبانی و ناراحت شده بودند او را در همان لحظه به شهادت رساندند.
برابر تصویب «شورای عالی نشانها» در ارتش، بهپاس فرماندهی، رشادت و مدیریت جهادی در صحنهها و برهههای سرنوشت ساز دوران پیروزی انقلاب و ایثار و بذل جان در اعتلای ایران سربلند اسلامی، نشان فداکاری به شهید والامقام ارتش اسلام؛ «ایرج نصرت زاد» که سرسختانه در خط مقدم دفاع از استقلال، تمامیت ارضی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایستادهاند، تعلق گرفت.
نشان فداکاری که اعطایی مقام معظم رهبری به ارتش است، نماد ایثار و از خودگذشتگی دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاه افسری امام علی (ع) ارتش است که در راه پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران مردانه ایستاده و دفاع کردهاند.
شهید نصرت زاد در پیامش میگوید: “من سرهنگ ستاد ایرج نصرت زاد در آخرین دقایق عمر سربازی خویش پیام خود را به همرزمان اعلام میدارم: جانم فدای ایران! زنده باد ارتش جمهوری اسلامی ایران! زنده باد فرماندهان تیپ ۱ سنندج! خداحافظتان! نصرت زاد”.
شهید نصرت زاد در اقدامی حماسی پس از گفتن وصیت برای مختصات محل مجروحیت و اسارتگاه خود درخواست آتش توپخانه کرد.
منقول از؛ وب سایت "فرا کتاب"
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


