دلار بدون پشتوانه آمریکا؛ میراث شوم جنگ جهانی دوم و استراتژی نفوذ در خاورمیانه
درک چگونگی تبدیل شدن دلار به ارز ذخیره جهانی و ابزاری برای نفوذ ژئوپلیتیکی، مستلزم بررسی دقیق خروج آن از استاندارد طلا، استراتژیهای آمریکا برای ترغیب کشورهای خاورمیانه به استفاده از آن، و تأثیرات ماندگار جنگ جهانی دوم است.
به گزارش دفاعپرس از کردستان، دلار آمریکا، ستون فقرات نظام مالی جهانی، امروزه به عنوان یک ارز بدون پشتوانه فیزیکی (مانند طلا) عمل میکند. این وضعیت، که از اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی آغاز شد، نتیجه تحولات عمیق اقتصادی و سیاسی بود.

درک چگونگی تبدیل شدن دلار به ارز ذخیره جهانی و ابزاری برای نفوذ ژئوپلیتیکی، مستلزم بررسی دقیق خروج آن از استاندارد طلا، استراتژیهای آمریکا برای ترغیب کشورهای خاورمیانه به استفاده از آن، و تأثیرات ماندگار جنگ جهانی دوم است.
۱. خروج دلار از استاندارد طلا و تولد "دلار بدون پشتوانه"
تا سال ۱۹۷۱، دلار آمریکا بر اساس سیستم برتون وودز (Bretton Woods System) که پس از جنگ جهانی دوم پایهگذاری شده بود، به طلا پیوند خورده بود.
بر اساس این سیستم، کشورهای جهان نرخ ارز خود را به دلار آمریکا تثبیت میکردند و دلار نیز با نرخ ثابت ۳۵ دلار در هر اونس طلا قابل تبدیل بود. این سیستم به دلیل ثبات و اعتماد به ذخایر طلای عظیم آمریکا، دلار را به ارز ذخیره اصلی جهان تبدیل کرده بود.
با این حال، در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰، آمریکا با کسری بودجه ناشی از هزینههای جنگ ویتنام و برنامههای رفاهی داخلی، و همچنین رشد تورم، مواجه شد.
این امر منجر به کاهش اعتماد به توانایی آمریکا برای حفظ تبدیلپذیری دلار به طلا شد و بسیاری از کشورها شروع به تبدیل دلارهای خود به طلا کردند.
برای جلوگیری از تخلیه ذخایر طلای آمریکا، رئیسجمهور ریچارد نیکسون در ۱۵ اوت ۱۹۷۱، به طور یکجانبه اعلام کرد که آمریکا دیگر دلار را به طلا تبدیل نخواهد کرد.
این اقدام که به "شوک نیکسون" معروف شد، عملاً پایان استاندارد طلا و سیستم برتون وودز را رقم زد و دلار به یک ارز فیات (بدون پشتوانه فیزیکی) تبدیل شد.
۲. استراتژی آمریکا برای ترغیب خاورمیانه: پترودلار و فروش اسلحه
پس از خروج از استاندارد طلا، آمریکا با چالش حفظ تقاضا برای دلار مواجه بود. یک راهحل کلیدی، ایجاد سیستمی بود که تقاضای جهانی برای دلار را تضمین کند، و این امر در خاورمیانه، به ویژه با عربستان سعودی، محقق شد.
در اوایل دهه ۱۹۷۰، پس از بحران نفتی ۱۹۷۳ و افزایش چشمگیر قیمت نفت، آمریکا با هدف بازیافت دلارهای نفتی و حفظ هژمونی اقتصادی خود، مذاکراتی را با عربستان سعودی آغاز کرد. این مذاکرات به توافقی محرمانه در سال ۱۹۷۴ انجامید.
بر اساس این توافق، عربستان سعودی متعهد شد که: نفت خود را منحصراً به دلار آمریکا قیمتگذاری و معامله کند. مازاد دلارهای نفتی خود را در اوراق قرضه خزانهداری آمریکا سرمایهگذاری کند.
در مقابل، آمریکا نیز تعهدات امنیتی به عربستان سعودی ارائه داد و فروش گسترده تسلیحات نظامی پیشرفته را به این کشور آغاز کرد.
این سیستم که به "پترودلار" معروف شد، یک چرخه خودتقویتکننده ایجاد کرد: کشورهای واردکننده نفت برای خرید نفت مجبور به نگهداری دلار بودند، این امر تقاضا برای دلار را حفظ میکرد، و دلارهای مازاد نفتی نیز به اقتصاد آمریکا بازمیگشت.
این مدل به تدریج به دیگر کشورهای تولیدکننده نفت در خاورمیانه نیز گسترش یافت و جایگاه دلار را به عنوان ارز اصلی معاملات انرژی در جهان تثبیت کرد. فروش اسلحه در این میان نه تنها یک اهرم اقتصادی، بلکه یک ابزار ژئوپلیتیکی برای تثبیت نفوذ آمریکا و تضمین امنیت متحدانش در منطقه بود.
۳. تأثیر جنگ جهانی دوم بر افزایش تقاضا برای دلار بدون پشتوانه
اگرچه دلار رسماً در دهه ۱۹۷۰ بدون پشتوانه شد، اما ریشههای افزایش تقاضا و جایگاه برتر آن به مراتب به عقبتر، یعنی به دوران جنگ جهانی دوم، بازمیگردد.
امنیت و ثبات اقتصادی: در پایان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده تنها قدرت بزرگ اقتصادی بود که زیرساختهای صنعتیاش در جنگ آسیب ندیده بود. اروپا و آسیا ویران شده بودند و نیاز مبرمی به بازسازی و کالاهای آمریکایی داشتند. این وضعیت، آمریکا را به بزرگترین طلبکار و صادرکننده جهان تبدیل کرد.
پشتوانه طلا و اعتماد: در آن زمان، آمریکا بخش عمده طلای جهان را در اختیار داشت، که به دلار پشتوانه قوی و اعتماد بیسابقهای میبخشید. این اعتماد، عامل اصلی در پذیرش دلار به عنوان ارز پایه در سیستم برتون وودز بود.
طرح مارشال و گسترش نفوذ: برنامههایی مانند طرح مارشال (Marshall Plan) برای بازسازی اروپا، میلیاردها دلار کمک مالی را به کشورهای اروپایی سرازیر کرد.
این کمکها اغلب به صورت دلار پرداخت میشد و برای خرید کالاهای آمریکایی استفاده میشد، که به طور طبیعی تقاضا برای دلار را در سطح بینالمللی افزایش داد و آن را به بخش جداییناپذیری از تجارت و سرمایهگذاری جهانی تبدیل کرد.
ایجاد نهادهای مالی بینالمللی: تأسیس نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک جهانی (World Bank) که دلار را به عنوان ارز اصلی عملیاتی خود پذیرفتند، نقش مهمی در تثبیت جایگاه جهانی دلار ایفا کرد.
این عوامل، حتی پیش از خروج دلار از استاندارد طلا، تقاضای جهانی بیسابقهای برای دلار ایجاد کرده بودند. وقتی دلار در دهه ۱۹۷۰ پشتوانه طلا را از دست داد، این تقاضای نهادینه شده، همراه با سیستم پترودلار، به آن اجازه داد تا همچنان به عنوان ارز ذخیره و مبادلاتی اصلی جهان باقی بماند.
تحول دلار آمریکا از ارزی با پشتوانه طلا به یک ارز فیات بدون پشتوانه، یک داستان پیچیده از تغییرات اقتصادی جهانی، استراتژیهای ژئوپلیتیکی و میراث تاریخی است.
جنگ جهانی دوم با ایجاد یک اقتصاد آمریکایی قدرتمند و دستنخورده، پایه و اساس اعتماد جهانی به دلار را بنا نهاد.
سپس، با خروج از استاندارد طلا، آمریکا با هوشمندی از طریق ایجاد سیستم پترودلار با عربستان سعودی و فروش تسلیحات، تقاضای پایدار برای دلار را در منطقه استراتژیک خاورمیانه تضمین کرد.
این ترکیب از عوامل تاریخی و استراتژیک، دلار بدون پشتوانه را به قدرتمندترین ابزار اقتصادی و ژئوپلیتیکی آمریکا در دهههای اخیر تبدیل کرده است.
مقاومت جهانی در برابر هژمونی دلار آمریکا؛ بررسی راهبردها و چالشها با تمرکز بر ایران
از زمان پایان سیستم برتون وودز در سال ۱۹۷۱ و تبدیل دلار آمریکا به یک ارز فیات بدون پشتوانه طلا، این ارز به ستون فقرات نظام مالی جهانی و ارز ذخیره اصلی دنیا تبدیل شده است.
این جایگاه، به آمریکا قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی بیبدیلی بخشیده است، اما در عین حال، برخی کشورها را بر آن داشته تا به دنبال راههایی برای کاهش وابستگی خود به دلار باشند.

این مقاله به بررسی دلایل، راهبردها و چالشهای مقاومت در برابر دلارزدایی (De-dollarization) در سطح جهانی، با تمرکز ویژه بر تجربیات جمهوری اسلامی ایران، میپردازد.
۱. دلایل مقاومت در برابر دلار آمریکا
کشورها به دلایل مختلفی به دنبال کاهش وابستگی خود به دلار آمریکا هستند: ابزارسازی دلار و تحریمها: مهمترین دلیل برای بسیاری از کشورها، بهویژه آنهایی که با سیاستهای خارجی آمریکا در تضاد هستند، استفاده واشنگتن از دلار به عنوان یک ابزار فشار ژئوپلیتیکی است.
تحریمهای اقتصادی آمریکا که اغلب از طریق سیستم مالی مبتنی بر دلار اعمال میشوند، دسترسی کشورها به بازارهای مالی و تجاری بینالمللی را محدود میکنند. ایران، روسیه، ونزوئلا و تا حدی چین، از جمله قربانیان اصلی این سیاست بودهاند.
حاکمیت اقتصادی و سیاسی: وابستگی به دلار به معنای پذیرش بخشی از کنترل آمریکا بر تراکنشهای مالی و تجاری است.
کشورها مایلند حاکمیت بیشتری بر اقتصاد خود داشته باشند و از نوسانات احتمالی ناشی از سیاستهای پولی و مالی آمریکا مصون بمانند.
کاهش ریسک نوسانات ارزی: دلار به عنوان یک ارز ذخیره، تحت تأثیر سیاستهای داخلی آمریکا (مانند نرخ بهره فدرال رزرو) نوسان میکند. این نوسانات میتواند بر ارزش ذخایر ارزی سایر کشورها و هزینههای تجارت بینالمللی آنها تأثیر بگذارد.
تقویت ارزهای ملی و منطقهای: برخی کشورها، به ویژه قدرتهای اقتصادی نوظهور مانند چین، به دنبال تقویت جایگاه ارز ملی خود (مانند یوان) در تجارت و سرمایهگذاری بینالمللی هستند تا نفوذ اقتصادی خود را گسترش دهند.
۲. راهبردهای مقاومت در برابر دلار آمریکا
کشورها از راهبردهای متنوعی برای کاهش وابستگی به دلار استفاده میکنند: استفاده از ارزهای ملی در تجارت دوجانبه (Bilateral Currency Swaps): این یکی از رایجترین رویکردها است که در آن دو کشور توافق میکنند مبادلات تجاری خود را به جای دلار، با استفاده از ارزهای ملی خود انجام دهند. برای مثال، ایران با چین، هند و روسیه چنین توافقاتی داشته است.
استفاده از ارزهای جایگزین بزرگ: برخی کشورها به جای دلار، به سمت استفاده از یورو، یوان چین یا حتی ین ژاپن در معاملات بینالمللی خود روی آوردهاند.
یوان چین به دلیل رشد اقتصادی این کشور و تمایل پکن به بینالمللیسازی یوان، به طور فزایندهای مورد توجه قرار گرفته است.
ایجاد سیستمهای پرداخت جایگزین: برای دور زدن سیستم پرداخت سوئیفت (SWIFT) که به شدت تحت نفوذ آمریکاست، کشورها به دنبال ایجاد سیستمهای پرداخت مستقل هستند.
نمونههای بارز شامل سیستم پیامرسان مالی بانک مرکزی روسیه (SPFS) و کانال ویژه تجاری اینستکس (INSTEX) که توسط اروپا برای تسهیل تجارت با ایران ایجاد شد، هستند.
افزایش ذخایر طلا و سایر کالاها: برخی کشورها برای کاهش وابستگی به دلار، به سمت افزایش ذخایر طلای خود یا انجام معاملات با پشتوانه کالاها (مانند نفت در برابر طلا) حرکت کردهاند.
توسعه بلاکچین و ارزهای دیجیتال ملی (CBDCs): در بلندمدت، برخی کشورها در حال بررسی استفاده از فناوری بلاکچین و توسعه ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (Central Bank Digital Currencies - CBDCs) برای تسهیل تراکنشهای بینالمللی بدون نیاز به دلار هستند.
۳. مورد ایران: پیشگام در دلارزدایی تحت فشار تحریمها
جمهوری اسلامی ایران به دلیل دههها تحریمهای اقتصادی آمریکا، از جمله تحریمهای نفتی و بانکی، از پیشگامان تلاش برای دلارزدایی بوده است. تحریمهای آمریکا نه تنها دسترسی ایران به سیستم بانکی بینالمللی را محدود کرده، بلکه امکان فروش نفت و سایر کالاها را نیز به شدت دشوار ساخته است.
راهبردهای ایران شامل موارد زیر است: معاملات تهاتری و استفاده از ارزهای ملی: ایران به طور گستردهای به معاملات تهاتری (کالا در برابر کالا) و استفاده از ارزهای ملی در تجارت با شرکای اصلی خود مانند چین، هند و روسیه روی آورده است.
برای مثال، بخشی از نفت ایران به هند در ازای روپیه و سپس با استفاده از آن روپیهها برای خرید کالاهای هندی معامله میشد.
تشویق صادرکنندگان به بازگرداندن ارزهای غیردلاری: دولت ایران صادرکنندگان را تشویق میکند تا درآمدهای ارزی خود را به جای دلار، به یورو، یوان یا سایر ارزها به کشور بازگردانند.
مشارکت در طرحهای منطقهای و بینالمللی: ایران در تلاش است تا در ابتکارات منطقهای مانند سازمان همکاری شانگهای (SCO) و مشارکت در ایجاد ارز مشترک بریکس و اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) برای ایجاد مکانیسمهای پرداخت مستقل از دلار مشارکت کند.
استفاده از رمزارزها (با احتیاط): اگرچه هنوز در مراحل ابتدایی است، اما بحثهایی در مورد استفاده از رمزارزها برای دور زدن تحریمها در ایران مطرح شده است، هرچند چالشهای قانونی و عملیاتی زیادی دارد.
مذاکره برای ایجاد کانالهای مالی جایگزین: تلاش برای ایجاد کانالهای مالی مانند INSTEX (که توسط اروپا برای تجارت با ایران طراحی شد، اما کارایی محدودی داشت) نشاندهنده تمایل ایران به ایجاد مسیرهای مالی مستقل است.
۴. چالشها و محدودیتها
با وجود تلاشها، دلارزدایی با چالشهای بزرگی روبهرو است: قدرت شبکه دلار: دلار به دلیل عمق و نقدینگی بازارهای مالی آن، به ویژه بازار اوراق قرضه خزانهداری آمریکا، از یک "اثر شبکه" قوی برخوردار است.
این امر باعث میشود که بسیاری از کشورها و شرکتها به دلایل عملی و اقتصادی، همچنان دلار را ترجیح دهند.
عدم وجود جایگزین قوی: هیچ ارز دیگری در حال حاضر از نظر عمق بازار، نقدینگی و اعتماد جهانی نمیتواند به طور کامل جایگزین دلار شود. یورو با چالشهای سیاسی داخلی اتحادیه اروپا مواجه است و یوان چین هنوز به طور کامل قابل تبدیل نیست و تحت کنترل شدید دولت پکن قرار دارد.
فقدان اعتماد و ثبات: برای اینکه یک ارز جایگزین دلار شود، باید از ثبات و اعتماد بالایی برخوردار باشد که بسیاری از ارزهای ملی فاقد آن هستند.
هزینههای گذار: تغییر سیستمهای مالی و تجاری از دلار به ارزهای دیگر، مستلزم هزینههای عملیاتی و سرمایهگذاری قابل توجهی است.
نتیجهگیری؛
مقاومت در برابر هژمونی دلار آمریکا یک روند پیچیده و بلندمدت است که توسط عوامل ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتی هدایت میشود.
کشورهایی مانند ایران که تحت فشار شدید تحریمها قرار دارند، در خط مقدم این تلاشها قرار گرفتهاند و با استفاده از راهبردهایی مانند تجارت با ارزهای ملی و ایجاد سیستمهای پرداخت جایگزین، به دنبال کاهش آسیبپذیری خود هستند.
با این حال، قدرت شبکه دلار، عمق بازارهای مالی آمریکا و عدم وجود جایگزینی با قابلیتهای مشابه، چالشهای بزرگی را در این مسیر ایجاد کرده است.
در حالی که دلارزدایی کامل در کوتاهمدت بعید به نظر میرسد، روند کاهش وابستگی به دلار و ظهور یک سیستم پولی چندقطبیتر در حال شکلگیری است که میتواند در دهههای آینده چشمانداز مالی جهانی را دگرگون سازد.
یادداشت روز: به قلم؛ "دانیال ساعدپناه"
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


