نقشهی «نفتالی بنت» برای آنکارا در ششضلعی قدرت «نتانیاهو»
گروه بینالملل دفاعپرس: در شرایطی که احتمال جنگ ایران و آمریکا شدت گرفته، مقامها و جریانهای مهم سیاسی در تلآویو به تدریج برای برخورد نظامی با آنکارا زمینهسازی میکنند. این تغییر رویکرد که با مواضع صریح چهرههایی چون «نفتالی بنت» همراه بوده، بیانگر تلاش محافل صهیونیستی برای بازتعریف معادلات تهدید در سطح منطقه است.

«بنت» که انتظار میرود در انتخابات امسال اسرائیل شانس خوبی برای پیروزی داشته باشد، اخیرا ترکیه را به عنوان یک محور منطقهای، به محور مقاومت تشبیه و بر ضرورت مواجهه همزمان با تهدید تهران و آنکارا تأکید کرده است. این ادبیات در چهارچوب گفتمان امنیتی مسلط بر جریانهای راستگرای صهیونیستی قابل تحلیل است.
از زمان عملیات «طوفان الاقصی» در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، رژیم صهیونیستی وارد مرحلهای از جنگافروزی مستمر شده است. این رژیم، علاوه بر تداوم جنایات گسترده و نسلکشی در غزه، دامنه اقدام نظامی خود را به لبنان، یمن و بخشهایی از سوریه گسترش داده و همزمان با تشدید تنش با جمهوری اسلامی ایران، فضای منطقه را به سمت بیثباتی بیشتر سوق داده است.
همچنین حرکت خزنده این رژیم به سمت الحاق رسمی کرانه باختری و بیاعتنایی آشکار به افکار عمومی جهانی و قواعد حقوق بینالملل، نشان میدهد که راهبرد توسعهطلبانه و هژمونیک همچنان در صدر اولویتهای تلآویو قرار دارد. در چنین بستری، طرح تهدیدات جدید از جمله برجستهسازی ترکیه در امتداد همان سیاست کلی تهدیدسازی و بحرانآفرینی ارزیابی میشود.
تحلیلگران بر این باورند که بخشی از این رویکرد، ناشی از نیاز جریانهای راست افراطی به رهبری افرادی چون «بنیامین نتانیاهو» و «نفتالی بنت» به حفظ فضای تهدید دائمی در عرصه داخلی است. هرچند این دو در رقایت سیاسی به سر میبرند، اما در مخالفت با تشکیل دولت مستقل فلسطینی و پیگیری تثبیت برتری منطقهای رژیم صهیونیستی، اشتراک راهبردی دارند.
در همین چهارچوب «نفتالی بنت» هفته گذشته در کنفرانسی، ترکیه را «تهدیدی نوظهور» خواند و مدعی شد که اسرائیل نباید نسبت به آن بیتفاوت باشد. وی ضمن قیاس آنکارا با تهران، خواستار اقدام همزمان علیه هردو شد. ترکیه، به عنوان یکی از منتقدان جدی اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی علیه ملت فلسطین، طی ماههای گذشته تلاش کرده روابط خود را با برخی بازیگران منطقهای از جمله عربستان سعودی و مصر تقویت کند. از نگاه تلآویو، چنین تحرکاتی میتواند زمینهساز شکلگیری آرایش جدیدی از قدرت پیرامون ترکیه باشد. در این میان، استمرار اقتدار جمهوری اسلامی ایران نیز معادلات راهبردی رژیم صهیونیستی را با چالش مواجه ساخته است.
در ادامه این تحرکات، «بنیامین نتانیاهو»، همزمان با اعلام سفر قریبالوقوع «نارندرا مودی» نخستوزیر هند به سرزمینهای اشغالی، از ایده تشکیل یک «شش ضلعی قدرت» سخن گفت؛ ابتکاری که به زعم وی قرار است در برابر آنچه «محور رادیکال سنی نوظهور» مینامد، صفآرایی و جایگاه منطقهای رژیم صهیونیستی را تثبیت کند. در این چارچوب، کشورهایی چون یونان و قبرس به علت دشمنی تاریخی با ترکیه و برخی کشورهای عربی، آفریقایی و آسیایی به عنوان اعضای احتمالی این آرایش جدید معرفی شدهاند.

برخی دیپلماتهای پیشین رژیم صهیونیستی از جمله «آلون پینکاس» معتقدند که طرح همزمان موضوع ترکیه در بحبوحه تنش با ایران، بیش از آنکه مبتنی بر تهدید واقعی باشد، کارکرد داخلی دارد. به گفته وی، سیاست تهدیدسازی مستمر، ابزاری برای انسجامبخشی به جامعه صهیونیستی و توجیه اقدامات نظامی است؛ به گونهای که در غیاب یک دشمن مشخص، دشمنی دیگر برجسته میشود. او به الجزیره گفت که سیاستمدارانی مانند «بنت» و «نتانیاهو» بر تهدید جنگ دائمی تکیه میکنند. اگر ترکیه نبود، عراق، حزبالله یا اخوانالمسلمین جایگزین میشدند.
روابط آنکارا و تلآویو طی سالهای اخیر با فراز و فرود همراه بوده است. هرچند پس از پیروزی انقلاب اسلامی، خصومت رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی ایران به یکی از ارکان سیاست خارجی آن تبدیل شد، اما مناسبات با ترکیه عمدتا ماهیتی عملگرایانه داشت. با این حال، از زمان روی کار آمدن «رجب طیب اردوغان»، انتقادات رسمی ترکیه از سیاستهای اشغالگرانه اسرائیل افزایش یافته است. حمله سال ۲۰۱۰ به کاروان دریایی کمکرسانی به غزه که به شهادت ۱۰ شهروند ترکیهای انجامید، نقطه عطفی در تیرگی روابط دو طرف بود.
تجاوزهای نظامی بعدی رژیم صهیونیستی به غزه و سوریه، خشم مردم و دولت ترکیه را برانگیخت. آنکارا موضع تقابلی فزایندهای در برابر نسلکشی و اشغالگری رژیم صهیونیستی اتخاذ کرده و خشم رژیم صهیونیستی را برانگیخته است. پیشنهاد ترکیه برای مشارکت در نیروی امنیتی موقت غزه، در واقع در اسرائیل حرکتی خطرناک به نظر میآید.
با این وجود، مقایسه آنکارا با تهران، از نظر تحلیلگران، مضحک است. «پینکاس» اشاره میکند که اسرائیل بارها با ترکیه همکاری کرده و حتی زمانی سیاستمداران اسرائیلی از نظارت مشترک بر خاورمیانه توسط اسرائیل و ترکیه در مقابل ایران، سخن میگفتند. ترکیه عضو ناتو است و رهبری آن هرگز وجود اسرائیل را انکار نکرده یا از آزادسازی فلسطین اشغالی سخن نگفته است. بنابراین، صحبت از درگیری مسلحانه با ترکیه، غیرواقعی به نظر میرسد.
تمرکز بر ترکیه به عنوان تهدید جدیدی برای رژیم صهیونیستی، پیچیده و دشوار است؛ روابط طولانی بین دو طرف و عضویت ترکیه در ناتو موانعی جدی هستند، اما راستگرایان اسرائیلی به دنبال تضمین وجود یک دشمن جدید هستند. «اوری گلدبرگ» تحلیلگر سیاسی، «بنت» را به عنوان کسی توصیف میکند که همیشه بر چنین رویکردی تمرکز داشته است. لیبرالهای اسرائیلی سالها روی بنت سرمایهگذاری کردهاند تا نتانیاهو را کنار بزند.
در حوزه ائتلافسازی رژیم صهیونیستی همواره اتکای اصلی خود را بر حمایت آمریکا بنا نهاده؛ با این حال، در شرایط کنونی به دنبال گسترش دامنه شرکای راهبردی خود و ایجاد آرایشهای جدید سیاسی امنیتی است. در همین چارچوب، «بنیامین نتانیاهو» تلاش کرده حمایت «نارندرا مودی» را در کانون این ابتکار قرار دهد و طرح موسوم به «ششضلعی» را به عنوان ابزاری برای مقابله با آنچه محورهای رادیکال میخواند، معرفی کند. وی تصریح کرده است که این سازوکار قرار نیست جایگزین روابط با آمریکا باشد، بلکه در امتداد و مکمل آن تعریف میشود.
با این وجود، برخی ناظران بر این باورند که با افزایش هزینههای سیاسی حمایت از رژیم صهیونیستی در فضای داخلی آمریکا، تلآویو ناگزیر به تنوعبخشی به گزینههای خود شده است. «گلدبرگ» این تحرکات را نشانهای از وضعیت تدافعی و نوعی اقدام از سر استیصال ارزیابی میکند. به اعتقاد وی، رژیم صهیونیستی ظرفیتهای پیشین خود در تعامل با روسیه و حتی بخشی از پشتوانههای سنتی در آمریکا را تضعیف کرده و اکنون میکوشد هند را به عنوان محور یک ائتلاف موسوم به کشورهای «میانهرو» معرفی کند؛ ادعایی که حتی در داخل سرزمینهای اشغالی نیز با تردیدهایی مواجه است.
از سوی دیگر «یوسی مکلبرگ»، کارشناس اندیشکده «چتم هاوس»، طرح تهدید ترکیه و برجستهسازی ائتلافهای ششضلعی را انحراف از مسئله اصلی برای رژیم صهیونیستی، یعنی جمهوری اسلامی ایران، میداند. به گفته وی، تمرکز راهبردی تلآویو همچنان بر ایران است و برجستهسازی ترکیه بیش از آنکه ماهیتی واقعی داشته باشد، کارکردی تبلیغاتی دارد. وی هشدار میدهد که هرچند بسیاری از رهبران سیاسی به مرز میان لفاظی و واقعیت واقفاند، اما استمرار ادبیات تنشآفرین میتواند زمینهساز شکلگیری تقابلهای ناخواسته شود.
بر این اساس، تهدید ترکیه را میتوان در چارچوب راهبرد کلان رژیم صهیونیستی برای بازتولید مستمر تهدید ارزیابی کرد. همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره احتمال اقدام آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، برخی محافل سیاسی در تلآویو در پی تعریف دشمنان جدید و طراحی ائتلافهای تازه هستند. مواضع «نفتالی بنت» و «بنیامین نتانیاهو» همراه با تحلیلهای مطرح شده، نشان میدهد که این رژیم در حال بازآرایی سناریوهای امنیتی خود در منطقه است.
انتهای پیام/ ۱۳۴


