منطقهای شدن جنگ؛ تحقق یک هشدار راهبردی در معادلات جدید امنیتی غرب آسیا
گروه سیاسی دفاعپرس،شایان میرزایی؛ رهبر معظم انقلاب اسلامی پیشتر در سخنرانیهای خود تصریح کرده بودند که در صورت بروز هرگونه جنگ، درگیری محدود باقی نخواهد ماند و دامنه آن کل منطقه را دربر خواهد گرفت. این موضعگیری در چارچوب دکترین بازدارندگی فعال جمهوری اسلامی تعریف میشود؛ دکترینی که بر اصل «هزینهسازی متقابل و چندلایه» استوار است و تلاش میکند هرگونه اقدام خصمانه را با پاسخی فراتر از انتظار طرف مقابل مواجه سازد.

تحولات اخیر نشان میدهد این هشدار صرفاً یک بیان سیاسی یا تاکتیکی نبود، بلکه برآوردی مبتنی بر موازنه قدرت و آرایش نظامی منطقه محسوب میشد. با آغاز حملات از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی، ایران ظرف مدت کوتاهی پاسخ خود را در قالب عملیات «وعده صادق ۴» تعریف کرد؛ عملیاتی که دامنه آن به پایگاههای آمریکا در چند کشور منطقه گسترش یافت.
بر اساس گزارشها، این عملیات مواضعی را در کشورهای اردن، قطر، کویت، امارات متحده عربی و بحرین هدف قرار داد و همچنین منطقه اربیل در عراق نیز در دایره پاسخ قرار گرفت. این گستره جغرافیایی نشان میدهد که تهران در صورت تقابل مستقیم، صرفاً به یک جبهه محدود بسنده نمیکند و میدان پاسخ را به کل شبکه استقرار نیروهای آمریکایی در غرب آسیا تعمیم میدهد.
از منظر راهبردی، منطقهای شدن جنگ چند پیام کلیدی در بر دارد. نخست آنکه ایران تلاش میکند تقابل را از سطح «رویارویی دوجانبه» خارج کرده و آن را به سطحی ارتقا دهد که هزینههای آن برای متحدان واشنگتن نیز ملموس باشد. به بیان دیگر، امنیت ایران بهعنوان بخشی از یک شبکه امنیتی منطقهای تعریف میشود و هرگونه تهدید علیه آن میتواند پیامدهای فرامنطقهای داشته باشد.
دوم آنکه تراکم پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، این منطقه را به یکی از آسیبپذیرترین نقاط در برابر سرریز بحران تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، هرگونه پاسخ متقابل، نهتنها طرف اصلی درگیری، بلکه سایر بازیگران میزبان این پایگاهها را نیز در معرض تبعات امنیتی قرار میدهد. این مسئله میتواند محاسبات سیاسی دولتهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را با چالشهای داخلی و منطقهای مواجه سازد.
سوم آنکه تحقق هشدار رهبر انقلاب، بیانگر آن است که در هندسه دفاعی جمهوری اسلامی، اصل «انتقال میدان» جایگاه ویژهای دارد. این اصل مبتنی بر آن است که جنگ در صورت وقوع، محدود به مرزهای ملی نماند و هزینههای آن در سطحی گستردهتر توزیع شود. چنین رویکردی میتواند معادله بازدارندگی را تغییر داده و طرف مقابل را در محاسبات خود محتاطتر کند.
با این حال، منطقهای شدن جنگ صرفاً یک تحول نظامی نیست، بلکه پیامدهای گسترده سیاسی و اقتصادی نیز در پی دارد. امنیت انرژی، مسیرهای انتقال نفت و گاز، ثبات بازارهای مالی و حتی روابط قدرتهای بزرگ با دولتهای منطقه، همگی از این روند متأثر خواهند شد. غرب آسیا به دلیل جایگاه ژئوپلیتیکی و نقش حیاتی در اقتصاد جهانی، تحمل یک جنگ فراگیر را ندارد و هرگونه گسترش دامنه درگیری میتواند تبعاتی فراتر از مرزهای منطقه ایجاد کند.
از سوی دیگر، گسترش میدان تقابل ممکن است آرایش ائتلافهای بینالمللی را نیز دستخوش تغییر کند. برخی بازیگران ممکن است بهدنبال مهار بحران از طریق میانجیگری باشند، در حالی که برخی دیگر ممکن است در چارچوب رقابتهای ژئوپلیتیکی، از تداوم فشار حمایت کنند. در هر صورت، شرایط کنونی نقطه عطفی در نظم امنیتی غرب آسیا محسوب میشود.
در مجموع، تحولات اخیر نشان داد که هشدار درباره منطقهای شدن هرگونه جنگ احتمالی، اکنون از سطح تحلیل نظری به عرصه عمل وارد شده است. ادامه این روند میتواند دامنه بحران را گسترش دهد و منطقه را وارد دورهای از بیثباتی پیچیده کند. در چنین شرایطی، مدیریت بحران و بازگشت به محاسبات بازدارنده، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد؛ چراکه شعلهور شدن یک درگیری گسترده، نهتنها بازیگران اصلی، بلکه کل منطقه را در معرض پیامدهای پیشبینیناپذیر قرار خواهد داد.
انتهای پیام/381


