پیامد انهدام زیرساختهای الانجی در جنگ منطقهای برای چین و متحدان آمریکا
گروه بینالملل دفاعپرس - امیر علی شعبانی: تنگه هرمز به عنوان یک نقطه استراتژیک و آسیبپذیر نقش مهمی در حمل و نقل جهانی ایفا میکند. این نقشآفرینی تا جایی است که حدود ۷۸ درصد از صادرات نفت غرب آسیا به کشورهای شرق این قاره نظیر چین، ژاپن، کره جنوبی و تایوان از این تنگه عبور میکند. به همین دلیل هرگونه اختلال در مسیر رفت و آمد کشتیها و یا بسته شدن احتمالی تنگه هرمز توسط ایران میتواند فاجعه بار باشد. با این حال کشور چین به چند دلیل در برابر این شوک مقاومتر است.

چین برخلاف کشورهایی همچون ژاپن، کره جنوبی و تایوان که تقریبا به طور کامل به واردات نفت وابسته هستند، بیش از یک چهارم نفت موردنیاز خود را از طریق تولید داخلی تامین میکند. از سوی دیگر بر اساس دادههای شرکت «کپلر» این کشور با داشتن حدود ۱.۲ میلیارد بشکه نفت خاک در خشکی، بزرگترین ذخایر روی زمین را در اختیار دارد. این ذخایر میتواند نیاز وارداتی این کشور را برای حدود ۱۰۸ روز پوشش داده و در صورت اولویت دادن به مصرف داخلی و توقف صادرات فرآوردههای نفتی، این میزان را به ۱۳۰ روز افزایش دهد.
این تابآوری در حالی است که کشورهایی همچون کره جنوبی و تایوان آسیب پذیرتر به نظر میرسند؛ با این حال اگر فقط مصرف داخلی در نظر گرفته شود هردو میتوانند مدت زمان بیشتری را بدون مشکل سپری کنند. طبق قوانین تایوان باید حداقل ۹۰ روز ذخیره برای تقاضای سوخت حمل و نقل داشته باشد و کره جنوبی نیز حدود ۱۰۷ روز ذخیره دارد.
همچنین اقتصاد چین در مقایسه با کره جنوبی و تایوان نفتبری کمتری دارد؛ یعنی برای تولید هر واحد تولید ناخالص داخلی، به بشکههای نفت کمتری نیاز است.
اما نکته کلیدی تنشهای خلیج فارس، سناریوی اختلال در عرضه الاناجی است. اگر در جنگ منطقهای، زیرساختهای الانجی در خلیج فارس و به ویژه قطر به عنوان دومین صادرکننده بزرگ جهان منهدم شود، تبعات بسیار شدیدتری برای رقبای چین خواهد داشت. این در حالی است که بنا بر دلایل متعدد چین از این اقدام آسیب چندانی ندیده و بلکه ممکن است این کشور به لحاظ ژئوپلیتیکی منتفع شود.
گاز طبیعی سهم نسبتا کمی در سبد انرژی چین دارد و این کشور بخش عمدهای از نیاز خود را از طریق تولید داخلی و خطوط لوله از روسیه، آسیای مرکزی و میانمار تامین میکند. در مقابل، ژاپن، کره جنوبی، تایوان و اتحادیه اروپا به شدت به واردات الانجی وابسته هستند. هرگونه اختلال در عرضه، قیمتها را به شدت افزایش داده و تورم را در این اقتصادها دامن میزند. یکی از اصلیترین مثالهای این اتفاق کشور هلند است که قیمتهای گاز طبیعی در این کشور موسوم به TTF بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است.
در چنین سناریویی، چین نه تنها از نظر اقتصادی در امان میماند، بلکه از نظر سیاسی نیز سود میبرد. هرچند افزایش قیمت الانجی به نفع صادرکنندگان آمریکایی تمام میشود، اما این افزایش قیمت باعث فشار بر متحدان واشنگتن در اروپا و آسیا خواهد شد. این وضعیت میتواند شکافهای دیپلماتیک بین آمریکا و متحدانش را عمیقتر کند و بهانهای به دست رسانههای چینی دهد تا واشنگتن را به سودجویی از جنگی که خود آغاز کرده متهم کنند. در این معادله اگر تهران زیرساختهای الانجی را هدف قرار دهد ضربه مهلکی به غرب وارد میشود.
در نتیجه اگرچه چین به عنوان بزرگترین واردکننده انرژی از بیثباتی در غرب آسیا متضرر میشود، اما در سناریوهای خاصی همچون بحران الانجی میتواند به لحاظ ژئوپلیتیکی بهرهمند باشد. این وضعیت هشدارهایی جدی برای آمریکا و متحدانش در شرق آسیا به همراه دارد. در کوتاه مدت عدم استفاده آمریکا و متحدانش از ذخایر استراتژیک نفت برخلاف چین برای آنان چالشهایی به وجود خواهد آورد.
در بلندمدت نیز تقاضای نفت کشور چین به دلیل برقیسازی سریع حمل و نقل و پیشرفت در فناوری باتریها مانند باتریهای نیمهجامد به شدت کاهش خواهد یافت. این بدان معناست که در آینده، وابستگی چین به نفت دریابرد عبوری از تنگه هرمز کمتر و کمتر شده و در نتیجه انگیزههای این کشور برای حفظ ثبات در غرب آسیا کاهش مییابد. این اتفاق ممکن است رویکرد چین را تهاجمیتر کند.
این تغییر رویکرد میتواند باعث آن شود که بحران کنونی پیشدرآمدی برای یک بحران بزرگتر بر سر تایوان باشد. در آن سناریو، تعیین تکلیف برنده نهایی نه صرفا به قدرت نظامی، بلکه به توانایی لجستیکی و امنیت انرزی بستگی دارد.
انتهای پیام/ ۹۹۹


