از «توهمِ هژمونی» تا «واقعیتِ ابرقدرتی ایران»
به گزارش دفاعپرس از کرمانشاه «حامد بهرامیان» کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و فعال رسانه در یادداشتی نوشت: در جنگ رمضان، جهان شاهد چیزی فراتر از یک درگیری نظامی بود؛ ما شاهد یک «تغییر پارادایم جهانی» و «فروپاشی روانی جبهه استکبار» بودیم. در حالی که دشمن صهیونی-آمریکایی بر روی تزلزل ایران حساب کرده بود، حقیقتِ میدان، روایتی دیگر را رقم زد.
۱. لنگرگاهِ ثبات و تجلیِ قدرت (ترکیبِ موشک و تدبیر):
دشمن در خیالِ خام خود، پس از ترور رهبر شهید (آیتالله سیدعلی خامنهای) و فرماندهان عالیرتبه در ۹ اسفند، منتظر فروپاشیِ درونی ایران بود. اما انتخاب سریع و الهامبخش رهبر جدید و توانمند (آیتالله مجتبی خامنهای) در ۱۷ اسفند، در کنار غرشِ همزمان موشکهای هایپرسونیک، «خیبر»، «فاتح» و «خرمشهر ۴»، یک «سیلیِ روانی» سهمگین به اتاقهای فکر غرب زد. از منظر روانشناسیِ بازدارندگی، این هماهنگی میان «سیاست» و «میدان»، نشاندهنده یک «خودِ منسجم» و تابآوریِ سیستمیک در ایران است.
اصابتِ دقیق این غولهای آهنین، طرحوارهی «امنیتِ مطلق» صهیونیستها را به «اضطرابِ وجودی» تبدیل کرد؛ پیامی روشن که: «ما نه تنها ضعیف نشدیم، بلکه با ارادهای تازهنفس، آمادهی نبردی نهایی هستیم».
۲. شاهرگِ دنیا در مشتِ گرهکردهی ایران:
اقدام مقتدرانه نیروهای مسلح در انسداد و کنترل کامل تنگه هرمز، ضربانِ قلب اقتصاد جهانی را با ارادهی ایران تنظیم کرد. این یعنی تثبیت مقام «ابرقدرتی».
از دیدگاه رسانهای، این حرکت نشان داد هیمنه آمریکا در تأمین امنیتِ متحدانش، طبل توخالی بیش نیست. دنیا فهمید که بدون امضای ایران، چرخِ صنعتِ استکبار نخواهد چرخید.
۳. تهاجمِ پهپادی؛ کابوسِ بیصدای دشمن:
بهکارگیری نسلهای جدید پهپادهای تهاجمی و شناسایی که به صورت شبانهروزی فضای منطقه را در سیطره دارند، دشمن را دچار «فلجِ تصمیمی» کرده است. رهگیریهای دقیق ما، هزینهی نبرد را برای استکبار به قدری بالا برده که اکنون «عقبنشینی با فضاحت» را تنها راهِ بقای خود میبینند.
۴. سانسورِ حقیقت و بیداریِ جهانی:
علیرغم سکوت و سانسور شدید رسانههای غربی، روح پلید و جنگطلب آمریکا در حال نمایان شدن است. امروز شاهدیم که حتی در کشورهای غربی، مردم علیه سیاستهای جنایتکارانهی استکبار به پا خاستهاند. این شکافِ بزرگ بین «ملتها» و «دولتهای غربی»، نشاندهنده پیروزیِ ایران در جبهه دیپلماسی عمومی و بیداریِ وجدانهای آزاد در جهان است.
۵. تحلیل روانشناختی رفتار دشمن؛ مکانیسم دفاعیِ «توهین»:
در حوزه روانشناسی، وقتی یک شخصیت یا قدرت دچار شکست سنگین و تحقیر میشود، به مکانیسمهای دفاعی بدوی مثل «تمسخر» و «ادبیات توهینآمیز» روی میآورد. دشمن امروز با بزرگنماییهای دروغین و استفاده از لحن سخیف در رسانههایش، سعی در کتمانِ «ترومای شکست» خود دارد.
این بیادبیِ رسانهای، نه نشانهی قدرت، بلکه نشانهی «فرار از واقعیت» و تلاش برای بازسازیِ روانیِ یک هیمنهی فروپاشیده است. آنها با تحقیرِ طرف مقابل، تنها بر عمقِ حقارتِ خود صحه میگذارند.
۶. احتضارِ صهیونیسم و افقِ روشنِ مقاومت:
امروز با حضور رهبر جدید ایران و اتخاذ سیاستهای مستقیم و تهاجمی علیه متجاوز، امیدی دوچندان در دل جبهه مقاومت جوانه زده است. در جبهه قاصبین، شاهد فروپاشیِ همبستگیِ اجتماعی و فرارِ سرمایهها هستیم. صهیونیسم نه تنها در میدان، بلکه در ذهنِ سربازانش شکست خورده و با ضرباتِ هماهنگ ایران و محور مقاومت، به زودی شاهد سرنگونی نهایی این رژیم منحوس خواهیم بود.
۷. ظرفیتهای رونشده؛ کوه یخیِ قدرتِ ایران:
به عنوان یک فعال رسانه، اعلام میکنم: آنچه تا امروز دیدهاید، تنها بخشی از توانمندیهای ماست. ایرانِ مقتدر، غافلگیریهای تکنولوژیکی و راهبردیِ عجیبی در آستین دارد که هنوز رو نکرده است. ما در حال مدیریتِ یک «بازی بزرگ» هستیم که پایانش، تسلیمِ بیقید و شرطِ دشمن است.
سخن پایانی:
حضور هرشبهی مردم ایران در میدانها، «سرمایه اجتماعی» ما را به رخ جهان کشید. بارِ روانی جامعه ما «پیروزی» است و دشمن در باتلاقِ «حقارتِ تاریخی» دست و پا میزند. ایرانِ امروز، دیگر یک طرفِ نبرد نیست؛ بلکه «تعیینکننده قواعد جدیدِ جهان» است.
انتهای پیام/


