اینفلوئنسرهای دبی چگونه از تصویر «پناهگاه امن» دفاع میکنند؟
گروه بینالملل دفاعپرس- «رسول حسین ابوالسبح» نویسنده و پژوهشگر عراقی: در عصر رسانههای دیجیتال، تصویر دیگر صرفاً بازتابی از واقعیت نیست، بلکه به ابزاری سیاسی و اقتصادی تبدیل شده که با دقت ساخته و پرداخته میشود و بهعنوان کالایی در بازار افکار عمومی جهانی به فروش میرسد. یکی از آشکارترین نمونهها در این زمینه، دبی است که طی دهههای گذشته روایت رسانهای خود را بر معرفی خویش بهعنوان «جزیره ثبات و رفاه» در منطقهای خالی از بحران بنا نهاده است. بااینحال، تحولات ژئوپلیتیکی و جریان اطلاعات از طریق پلتفرمهای باز، این روایت را با آزمونی بیسابقه روبهرو کرده است.

استراتژی رسانهای امارات تا حد زیادی بر عنصری استوار است که میتوان آن را «اقتصاد تأثیر دیجیتال» نامید؛ جایی که از اینفلوئنسرهای شبکههای اجتماعی بهعنوان ویترینی برای ترویج سبک زندگی مبتنی بر رفاه، تجمل و آرامش استفاده میشود. روزانه هزاران ویدیو تولید میشود تا دبی را بهعنوان شهری نشان دهد که هرگز نمیخوابد و زندگی عادی در آن حتی در حساسترین لحظات منطقه ادامه دارد. اما این تصویر براق از یک سیستم نظارتی سختگیرانه جداییناپذیر است که مشخص میکند چه چیزی منتشر شود و چه چیزی پنهان بماند، تا تصویر «پناهگاه امن» حفظ شود.
مشکل اساسی در عصر رسانههای باز این است که کنترل کامل بر روایتها تقریباً غیرممکن شده است. تصاویری که خارج از چارچوب تبلیغاتی رسمی درز میکنند، با سرعت زیادی در پلتفرمهای گوناگون پخش میشوند و شکاف بین تصویر اعلامی و واقعیت را آشکار میسازند. اینجاست که تضاد بین آرامشبخشی که اینفلوئنسرها ترویج میکنند و نگرانیای که به صحنه عمومی نشت میکند، نمایان میشود.
پناه بردن به اینفلوئنسرها در چنین لحظاتی، صرفاً یک فعالیت بازاریابی عادی نیست، بلکه بخشی از یک نبرد نمادین برای تسلط بر آگاهیهاست. کشورهایی که اقتصاد سیاسی خود را بر پایه تصویر ثبات بنا کردهاند، پیوسته نیاز به بازتولید این تصویر دارند، بهویژه وقتی اعتماد به آن متزلزل شود. به همین دلیل، شبکههای اجتماعی به میدانی تبلیغاتی تبدیل میشوند که از اینفلوئنسرها خواسته میشود «بهشت» خود را به نمایش بگذارند، گویی حقیقتی ثابت و مصون از تغییر است.
اما این روایت به واقعیت منطقهای متفاوتی برخورد میکند که عبارت است از ظهور قدرتهایی که منطق سلطه غرب در منطقه را رد میکنند. در صدر این قدرتها، جمهوری اسلامی ایران قرار دارد که طی دهههای گذشته توانایی خود را در تحمیل معادلات جدید در توازنهای منطقهای ثابت کرده است آن هم علیرغم همه فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی که متحمل شده. ایران از نگاه بسیاری به الگویی از کشوری تبدیل شده که توانسته استقلال تصمیم سیاسی خود را در محیطی بینالمللی بهشدت پیچیده حفظ کند.

از این منظر، هیاهوی رسانهای میکوشد برخی شهرها را بهعنوان واحدهای ثبات مطلق معرفی کند. مسئله صرفاً رقابت اقتصادی یا گردشگری نیست، بلکه جنگی بر سر روایتهاست؛ بین گفتمانی که مصرف و تجمل را معیار پیشرفت میداند و گفتمانی دیگر که استقلال و حاکمیت را در مرکز معادله سیاسی قرار میدهد.
ویدیوهایی که گاهگاه در پلتفرمهای دیجیتال درز میکنند، بهخودیخود واقعیت نظامی یا سیاسی را تغییر نمیدهند، اما شکنندگی تصویری را که با دقت در اتاقهای روابط عمومی ساخته شده، آشکار میسازند. وقتی حقیقت تحت مدیریت فشرده رسانهای قرار گیرد، یک صحنه خارج از متن کافی است تا کل سازه نمادین را به لرزه درآورد.
از این رو میتوان گفت تجربه رسانهای دبی نمونه آشکاری از محدودیتهای قدرت نرم است، آنگاه که اساساً بر پایه تصویر بنا شود نه عمق سیاسی. تصویر، هر چقدر هم درخشان باشد، وقتی محیط راهبردی پیرامون تغییر کند، در معرض ترکخوردگی قرار دارد؛ و در پایان، این پرسش مهم باقی میماند: آیا شهری میتواند تصویر «بهشت جداشده» را در جهانی که بحرانها در هم تنیده و شبکههای رسانهای باز با آن درآمیختهاند، حفظ کند؟ پاسخ، به احتمال زیاد، این است که دوران انحصار کامل بر روایت به پایان رسیده است. در این عصر جدید، تصاویر براق دیگر برای پنهان کردن تناقضات عمیقی که منطقه تجربه میکند، کافی نیستند.
در میانه این دگرگونیها، موضع ما روشن است: ایستادگی در کنار مردمانی که به دنبال حفظ استقلال و حاکمیت خود هستند، که در رأس آنها جمهوری اسلامی ایران قرار دارد؛ کشوری که امروز یکی از مهمترین بازیگران در بازتعریف به موازنههای منطقهای، دور از سلطه و باجخواهی سیاسی، به شمار میرود.
انتهای پیام/ ۹۹۹


