انزوای واشنگتن در حلقه متحدان/ برتری نظامی اهمیت سابق را ندارد
درخواست ترامپ از اعضای ناتو برای باز کردن تنگه هرمز فقط حاکی از ضعف نظامی نیست و نشان میدهد جنگ به عرصهای منتقل شده که در آن برتری نظامی اهمیت کمتری دارد.
گروه بینالملل دفاعپرس: دونالد ترامپ این روزها اصرار دارد که خود را پیروز جنگ منطقهای ایران معرفی کند. با این حال پس از درخواست کمک از کشورهای عضو ناتو برای رفع انسداد تنگه هرمز، دیگر هیچکس در جهان ادعای پیروزی او را باور نمیکند.

(حمله پهپادی به سفارت آمریکا در بغداد)
رئیسجمهور آمریکا تهدید کرد که اگر اعضای ناتو همکاری نکنند، آینده بدی در انتظار این ائتلاف است. وزیر دفاع آلمان پاسخ کوتاهی به ترامپ داد: «این جنگ ما نیست». در همین حال، نفتکشها پشت تنگه هرمز صف کشیدهاند و انگلیس با لحنی محتاطانه وعده میدهد که همچنان در حال بررسی است. ترامپ حالا فهمیده که شروع جنگ به ایران، آسانتر از پایان دادن به آن است.
رئیسجمهور آمریکا همراه با بنیامین نتانیاهو، جنگ را با حملهای غیرقانونی به ایران آغاز و آیت الله سید علی خامنهای را به شهادت رساند. ترامپ با هدف قرار دادن اهداف نظامی و در عین حال پرهیز از حمله به تأسیسات کلیدی نفتی در جزیره خارگ، پیامی صریح فرستاد: آمریکا میتواند تاسیسات را نابود کند؛ فقط هنوز تصمیم نگرفته این کار را انجام دهد. او میخواهد بگوید که اوضاع بدتر خواهد شد مگر اینکه تهران پای میز مذاکره بیاید.
آمریکا تا این لحظه مرتکب جنایت جنگی زیادی شده؛ از غرق کردن یک ناوچه ایرانی در آبهای بینالمللی تا بمباران یک مدرسه دخترانه در میناب که جان ۱۶۸ نفر را گرفت. جای تعجب ندارد که متحدان آمریکا از مشارکت در چنین جنگی سر باز میزنند.

(اصابت پهپاد به مخازن سوخت فرودگاه دوبی)
ایران میداند که نباید به صورت متعارف با آمریکا بجنگد و راهبردش این است که جنگ را برای آمریکا غیرقابلتحمل کند؛ بنابراین دامنه جنگ را با حمله به پایگاههای آمریکا در خلیج فارس، انسداد تنگه هرمز و ایجاد شوک در بازار انرژی گسترش میدهد.
تنگهای که حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی نفت از آن عبور میکند، با روشهای سادهای مثل مینریزی مسدود میشود. پیامدهای این وضعیت، جنگ را از یک نبرد نظامی به یک بحران سیاسی تبدیل میکند. هدف ایران این است که جنگ را آنقدر طولانی کند تا اتحاد میان آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس از هم بپاشد.

بر اساس استدلال ترامپ، کشورهایی که به نفت خلیج فارس وابستهاند، باید در تأمین امنیت تنگه مشارکت کنند. اما بسیاری از کشورها محتاط هستند و حق هم دارند. آنها در صورت حضور در تنگه هرمز، در معرض حمله پهپادها، موشکها و قایقهای تندرو ایران قرار میگیرند و باید با مینهای دریایی دست و پنجه نرم کنند.
مشارکت در چنین مأموریتی یعنی ورود به جنگی غیرقانونی. تنهایی آمریکا در تنگه و خودداری متحدان سنتی از همکاری، انزوای واشنگتن را آشکار کرده است. اروپاییها همچنین باید واکنش افکار عمومی داخلی را در نظر بگیرند؛ همان معضلی که کشورهای خلیج فارس نیز با آن روبهرو هستند.
این وضعیت با ورود فداکارانه حزبالله و مقاومت عراق پیچیدهتر شده است. وقتی جنگ در چند جبهه گسترش مییابد، هیچکس دقیقا توان کنترل تنش را در دست ندارد. اگر متحدان یمنی وارد عمل شوند، آتش جنگ از لبنان تا خلیج فارس و دریای سرخ زبانه میکشد. هر جبهه جدید، ریسکها و کینههای جدید به بار میآورد.

جنگ منطقهای در حال حرکت به سوی چیزی است که «رابرت پیپ» مورخ آمریکایی آن را «تله تشدید» مینامد. قدرت برتر در آغاز جنگ پیروز میشود، اما نبرد واقعی جای دیگری ادامه مییابد: در بازار نفت، مسیرهای کشتیرانی، ائتلافها و سیاست داخلی.
آمریکا میتواند ایران را تحت فشار نظامی بیشتری قرار دهد، اما این کار خطر گسترش همان پیامدهای سیاسی و اقتصادی را دارد که تهران بهدنبال ایجاد آن است. درخواست ترامپ از اعضای ناتو برای باز کردن تنگه هرمز فقط حاکی از ضعف نظامی نیست؛ بلکه نشان میدهد جنگ به عرصهای منتقل شده که در آن قدرت نظامی اهمیت کمتری دارد.
انتهای پیام/ 944
لینک کپی شد
نظر شما


