ترور علی لاریجانی و تغییر دینامیک تحولات به نفع هسته سخت ایران
به گزارش خبرنگار بینالملل دفاعپرس، اسرائیل موج دوم ترور مسئولان ارشد کشور را با شلیک به دبیر شورای عالی امنیت ملی، وزیر اطلاعات و فرماندهی بسیج آغاز کرد؛ اتفاقی که بلافاصله منجر به ابراز نگرانی عمیق رسانهها و ناظران غربی درباره نتیجه معکوس استراتژی «قطع سر» و تغییر دینامیک تحولات به نفع هستهی سخت ایران شده است.

در همین زمینه «پیتر بومونت» خبرنگار ارشد گروه بینالملل «گاردین» با بیان اینکه تلاش برای «بریدن سر ایران» به جای بیثبات کردن کشور، باعث تشدید مقاومت شده، مینویسد: پیش از شروع جنگ منطقهای، کارشناسان و تحلیلگران مسائل ایران و برخی از مقامهای سابق اسرائیلی نسبت به این که بتوان ایران را با چنین حملاتی سرنگون کرد، تردید داشتند. این تردید از ساختار تشکیلاتی ایران، قدرت تابآوری کشور و نحوهی واکنش نیروهای مسلح و مردم به حملات خارجی ناشی میشد.
وی میافزاید: از زمان ناآرامیهای ۱۸ دی تا پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، این طور به نظر میرسید که شکاف اجتماعی و فرسایش امنیتی، پیروزی بر ایران و تغییر را در این کشور اجتنابناپذیر کرده است. با این حال پس از جنگ، پویایی تحولات تغییر کرده و تصمیم اسرائیل برای کشتن تمام مقامهای ایرانی حاضر در فهرست ترور، پرسشهای مهم و جدیدی را درباره کارآمدی استراتژی «سر بریدن» و هدف نهایی آن ایجاد کرده است.
دمیدن هوای تازه به درون سیستم
«ثنام وکیل» کارشناس ایران در اندیشکده چتم هاوس، میگوید: جمهوری اسلامی ایران یک ساختار فردمحور نیست. پشت سر هر فرد، لایههای متعدد و نهادینهای وجود دارد. نتیجهی سر بریدنهای اسرائیل، صرفاً ترفیع افراد از درون سیستم بوده و تا کنون موفقیتی در پی نداشته است. در حال حاضر به نظر میرسد که اسرائیل با این کار صرفاً وقت میخرد.

وی ادامه میدهد: حفرههایی که اسرائیل با استراتژی قطع سر در ایران ایجاد کرده، موجب دمیدن هوای تازه به درون سیستم شده و آن را از داخل احیا کرده است. این در حالی است که ساختار تشکیلاتی جمهوری اسلامی تا پیش از این دچار فرسودگی بود. اسرائیل عملا در حال تغییر دادن ایران به کشوری است که در آن همه مسئولان شاهد کشته شدن همکاران، روسا، فرماندهان و اعضای خانواده خود بودهاند. این رویکرد مبارزان سرسختتری را جایگزین میکند و مقاومت را پرورش میدهد.
تاریخچه ترورهای اسرائیل در منطقه نیز نشان میدهد که قطع سر در بلند مدت هیچ دستاوردی ندارد. اسرائیل رهبران ارشد متعددی را در حماس و حزبالله به شهادت رسانده؛ از جمله شیخ احمد یاسین و سید حسن نصرالله. اگرچه ترورها در کوتاه مدت به تضعیف این جنبشها منجر شده، اما هر دوی آنها دوباره احیا شدهاند.
ایران، القاعده نیست
«جان بی آلترمن» از مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی واشنگتن با اشاره به تجربه حماس، خاطرنشان میکند: «دستیابی به موفقیت معنادار از طریق بریدن سر ایران بعید است. حماس به عنوان یک جنبش سیاسی هر روز شهید داده و فردا دوباره حیات و نبرد خود را از سر گرفته است. کشتن اسامه بن لادن مثال موفقی برای این است که چگونه حذف یک رهبر میتواند یک جنبش مسلحانه را به طور قابل توجهی تضعیف کند. اما اینجا صحبت از ایران است و اصرار اسرائیل برای سر بریدن یک حکومت، راهبردی بیسابقه محسوب میشود.

آلترمن خاطرنشان میکند: یکی از افسانههای رایج در دولت آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر این بود که حذف دوازده نفر از چهرههای ارشد رژیم صدام برای فروپاشی عراق کافی است. من آن زمان فکر میکردم این طرز فکر اشتباه است و الان هم فکر میکنم اشتباه است. موضوعی که به اندازه کافی به آن توجه نشده این است که اگر افراد میانهرو را حذف کنید، کسی برای مهار مبارزان سرسخت، باقی نمیماند.
او ادامه میدهد: به نظر میرسد که تابآوری ایران دستکم گرفته شده است. محتملترین نتیجه استراتژی سر بریدن، تحریک ایران برای اجرای انواع عملیاتهای خشن سایبری، نظامی و امنیتی فراتر از مرزهای منطقه است. حتی در صورتی که سر بریدنها به بیثباتی سیاسی در ایران بیانجامد نیز این مساله لزوما به یک قیام خیابانی منجر نمیشود.
عدالتی برای ایرانیها وجود ندارد
«افشون استوار» کارشناس غرب آسیا در دانشکده تحصیلات تکمیلی نیروی دریایی، دی ماه گذشته طی مقالهای برای مجله آمریکایی فارن افرز پیشبینی کرده بود که در روند تحولات منطقه، سپاه پاسداران به قدرتمندترین بازیگر داخلی ایران تبدیل میشود و از کشور حفاظت میکند.

«استیون سایمون» کارشناس امنیتی در کالج دارتموث و کارمند سابق شورای امنیت ملی آمریکا نیز میگوید: سناریویی که شایسته توجه بیشتر صاحبنظران است، فروپاشی ایران نیست، بلکه پایداری ایران است؛ ایرانِ زخمخورده، انتقامجو و مهارناپذیری که جنگ را به نفع خود مدیریت میکند. چیزی که من را بسیار ناراحت میکند، این است که در سیاستی که توسط آمریکا و اسرائیل دنبال میشود، برای ایران نه اثری از عدالت وجود دارد و نه حق انتخاب.
انتهای پیام/ 944


