قحطی قریبالوقوع گاز مایع در جهان/ انتقام «خارک» و «پارس جنوبی» را گرفتیم
گروه بینالملل دفاعپرس: سطح درگیریها در غرب آسیا همچنان در حال افزایش است. در روزهای اخیر حملات هدفمندتری نسبت به گذشته به زیرساختهای انرژی آغاز شده است. در این حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات کلیدی نفت و گاز ایران حمله کردند که پیش از این سابقه نداشت. در مقابل نیروهای مسلح ایران نیز پس از هدف قرار دادن بزرگترین تاسیسات گاز مایع جهان در قطر و زیرساختهای انرژی در امارات و عربستان، پالایشگاه حیفا را به آتش کشیدند.

اما مشکل بسیار مهمتر نه در خود حمله به زیرساختهای انرژی، بلکه در فروپاشی لجستیکی ناوگان جهانی الانجی (گاز طبیعی مایع) نهفته است. یک هفته پیش، بخش قابل توجهی از کشتیهای حمل گاز (متانکشها) در خلیج فارس زمینگیر شدند. به گفته کارگزاران، این موضوع حدود نیمی از کل ناوگان را شامل میشود.
در پی این وضعیت و به ویژه به دلیل تقاضای بالا در آسیا، نرخ اجاره کشتیها به شدت افزایش یافت. به گفته فعالان این صنعت، حتی بدون تشدید درگیریها، این بحران خطرات بلندمدتی برای عرضه ایجاد کرده است. حدود ۲۰ درصد از صادرات جهانی گاز مایع به کشورهای این منطقه اختصاص دارد و شریان اصلی یعنی تنگه هرمز برای بیشتر کشتیها عملاً غیرقابل تردد شده است.
پس از حملات به زیرساختهای انرژی ایران بازار گاز مایع به شدت بدتر شد. در بزرگترین میدان گازی جهان، «پارس جنوبی» که بین ایران و قطر مشترک است، به تأسیسات استخراج و فرآوری آسیب وارد شد. این موضوع واکنش زنجیرهای در بازار را تشدید کرد.
در ادامه نیروهای مسلح ایران تأسیسات نفتی و گازی عربستان سعودی و امارات را نیز مورد حمله انتقامجویانه قرار دادند. به ویژه در منطقه صنعتی راسلافان، یکی از مراکز کلیدی تولید الانجی، آتشسوزی و آسیب بزرگی رخ داد.
نکته کلیدی اینجاست که برخلاف نفت، گاز عملاً ذخایر استراتژیک ندارد و همین امر هر گونه اختلال در عرضه را اهمیت ویژهای میبخشد.
اما حتی این هم مشکل اصلی نیست. بحران کلیدی به حملونقل مربوط میشود. ببا تصمیم نیروهای مسلح ایران، تردد از طریق تنگه هرمز غیرممکن شده است. در نتیجه کشتیها نمیتوانند منطقه را ترک کنند و محمولههای جدید نیز جایی برای انباشت ندارند. بدون ظرفیت خالی برای ذخیرهسازی، تولید به اجبار متوقف میشود.

شرکت قطر انرژی (QatarEnergy) اعلام وضعیت اضطراری کرده که همین مطلب بازار را بیش از پیش بیثبات ساخته و خریداران را وادار به جستجوی منابع جایگزین گاز کرده است. تلاش برای رفع نسبی این بنبست به احتمال زیاد بینتیجه خواهد بود. به عنوان مثال، ایده ترامپ برای عبور کشتیها با اسکورت بلافاصله شکست خورد. اما حتی اسکورت کشتیها هم این مسئله را به طور ریشهای حل نمیکند. حتی اگر چند کشتی بتوانند خارج شوند، این امر توقف تولید را جبران نمیکند.
پیچیدگی دیگر از ساختار ناوگان جهانی ناشی میشود. از میان حدود ۸۰۰ کشتی حمل گاز، تنها سهم کوچکی به کشورهای آسیایی تعلق دارد. برای مثال، چین تنها چند ده کشتی دارد و آنها عمدتاً در مسیرهای اقیانوس آرام مشغول هستند. انتقال آنها به خلیج فارس، زنجیره لجستیک تثبیتشده را مختل کرده و هفتهها زمان خواهد برد، در حالی که بازار این زمان را در اختیار ندارد.
علاوه بر این، یک سیکل کامل عرضه الانجی از قطر به آسیا حدود یک ماه طول میکشد که این موضوع انعطافپذیری سیستم را بیش از پیش محدود میکند. حتی در خوشبینانهترین سناریو نیز افزایش سریع حجم عرضه غیرممکن است.
اگر جنگ طولانی شود، بازار با کمبود شدید گاز مواجه شده و در نهایت، تصویری بسیار جالب ترسیم میشود: در این شرایط تولید به طور نسبی متوقف شده، لجستیک مختل شده، ناوگان محدود شده و عملا هیچ ذخیره جایگزینی وجود ندارد.
به عبارت ساده، بازار تنها دو گزینه پیش رو دارد: بازگشایی تنگه هرمز که غیرممکن به نظر میرسد، یا اجازه خروج به کشتیهای بارگیری شده. در غیر این صورت، محتمل است که جهش شدید قیمتها به «نابودی تقاضا» منجر شود؛ وضعیتی که در آن مصرف به دلیل گرانی بیش از حد منابع کاهش مییابد و این اغلب پیشدرآمدی بر رکود اقتصادی است.
میتوان اینگونه نتیجهگیری کرد که حملات به زیرساختها تنها یک جرقه هستند، اما بحران واقعی در بخش لجستیک در حال شکلگیری است و این همان چیزی است که میتواند بیشترین تأثیر منفیرا بر بازار جهانی گاز بگذارد. این وضعیت به صورت کوتاه مدت فقط برای روسیه مثبت است، اما در بلندمدت به دلیل افزایش تورم جهانی و وقوع اختلالات گسترده در زنجیره تامین اثری معکوس خواهد داشت.
انتهای پیام/ ۹۹۹


