دلنوشته نویسنده جوان کردستانی؛ وطن، ایستاده در طوفان! +فیلم
«نشمیل علیمرادی» نویسنده جوان کردستانی، در دلنوشتهای از مصائب و مظلومیتهای این روزهای وطن یکپارچه و منسجم ایران نوشته است.
به گزارش دفاعپرس از کردستان، «نشمیل علیمرادی» نویسنده جوان کردستانی، در دلنوشتهای از مصائب و مظلومیتهای این روزهای وطن یکپارچه و منسجم ایران نوشته است، که سطوری از این دلنوشته را در این متن مرور میکنیم.
وطن؛ ایستاده در طوفان!
و این بار تنها پایتخت نبود که در جنگ ۱۲ روزه خسته و رنجور شد،
تهران از دلش، رنجی میتراود که تا کنارههای غرب و شرق وطن میرسد،
همانجا که زمین هنوز بوی باروت و خاک تازهی باران و اشک میدهد.
در هر کوچهی خاموش کرمانشاه، در هر خانهی ترکخوردهی ایلام، در صدای گرفتۀ سنندج و دل تبریز، تکهای از این اندوه منجمد شده است.
هیچ جا دیگر همان نیست،
شهرها نفس میکشند، اما بریدهبریده،
گویی هوا خودش از گریه سنگین است.
در دکانهای نیمهروشن، مردم لبخند میزنند به امیدی که میترسند از دستشان برود،
و در نگاهشان سایهی خستگیست، خستگی ایستادن، خستگی نترسیدن.
در شمال، جنگلها خاموشتر شدهاند،
در جنوب، دریا آرام نمیگیرد،
در شرق، بیابان چشمان باز کرده تا ببیند آیا سپیده بازمیگردد.
مادران هنوز بیدارند، کنار پنجرههای چراغکمنور،
نامی را در دل تکرار میکنند که شاید روزی از در برگردد.
پدران، با دستهای پینهخورده، دانه میکارند در خاک غمدیده.
به امید روزی که زمین دوباره بوی زندگی دهد.
این وطن، خاکی است که درد را میشناسد.
اما هنوز بر پا ایستاده بر ریشهی مهر.
هر سنگش خاطرهی مقاومت است، هر قطره خونش روایت امید،
و شاید روزی، وقتی نسیمی تازه از میان خرابهها بگذرد،
وقتی کودکی دوباره بخندد در کوچهای که هنوز زخم دارد،
و وقتی شهرها، یکییکی، نفس راحت بکشند...
آنگاه، از دل همین خاک خسته، گُل آرامش روییده شود.
نه فقط برای پایتخت، بلکه برای تمام وطن...
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


