کاهش ذخایر موشکهای پدافندی آمریکا بر اثر شلیکهای مداوم نیروهای مسلح ایران
گروه دفاعی امنیتی دفاعپرس- محمد زرچینی؛ حمله نظامی غیرقانونی و نامشروع رژیم صهیونی و آمریکا به ایران وارد مرحله جدیدی شده است و در این مرحله با شلیکهای گسترده و ممتد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از یکسو و حملات هوایی متجاوزانه ایالات متحده از سوی دیگر، آمریکا در حال ازدست دادن ذخایر پدافندی و آفندی راهبردی خود است.

در این مرحله ممکن است موازنه راهبردی جمهوری خلق چین و ایالات متحده آمریکا در اثر یک جنگ غیرضروری به هم بریزد و جمهوری خلق چین در این مرحله به یک برتری تسلیحاتی دست یابد.
کاهش ذخایر، اگر همزمان با برتری فناوری همراه باشد، شاید اثر زیادی بر موازنه نگذارد؛ زیرا هر شلیک، ارزش عملیاتی بالاتری دارد؛ اما اگر رقیب در تعداد موشکها برتری قابل توجهی داشته باشد، قدرت ضربهپذیری در جنگ طولانیمدت بیشتر میشود؛ بنابراین کیفیت و کمیت دو بال موازنه هستند و کاهش یکی از این بالها بدون تقویت دیگری میتواند نامتوازنکننده باشد.
در هر سناریوی فرضی تنش، کاهش ذخایر موشکی چهار محدودیت عملیاتی ایجاد میکند:
- کاهش توان ضربات عمقی: عملیات در بردهای بلند وابسته به ذخایر زیاد است.
- تردید در استفاده سریع: فرماندهی احتمالاً تمایل دارد که ذخایر کمیاب را حفظ کند.
- افزایش وابستگی به متحدان: برای پوشش خلأها، هماهنگی بیشتری لازم است.
- طولانیتر شدن چرخههای عملیاتی: بدون ذخایر کافی، زمان لازم برای بارگذاری و آمادهسازی مأموریت افزایش مییابد.
در کنار این موارد، رقیب با مشاهده کاهش ذخایر ممکن است طراحی عملیات خود را جسورانهتر کند؛ زیرا از احتمال حمله سنگین اولیه کاسته شده است و جمهوری خلق چین هماکنون چنین وضعیتی را میتواند داشته باشد و حتی ممکن است در یک بازه میانمدت بدون ترس از واکنش متقابل آمریکا به فکر حمله به تایوان بیفتد.

کاهش ذخایر معمولاً با یک پیام اقتصادی همراه است؛ هزینههای جایگزینی بسیار سنگین. موشکهای دقیق و مدرن، مواد اولیه ویژه و قطعات الکترونیکی کمیاب دارند؛ بنابراین کاهش ذخایر به معنای افزایش نیاز بودجهای در سالهای آینده است. این افزایش هزینهها میتواند بخشهای دیگری از صنایع دفاعی، مانند سامانههای پدافندی یا پهپادی، را تحت فشار قرار دهد؛ موضوعی که آمریکا با درخواست بودجه سنگین ۲۰۰ میلیارد دلاری به فکر جایگزینی آن است. اگر بودجه کافی تزریق نشود، حتی روند طبیعی جایگزینی نیز کند میشود و موازنه به کندی بازسازی خواهد شد.
گاهی کاهش ذخایر، بیشتر از آنکه یک واقعیت نظامی باشد، یک سیگنال روانی و رسانهای است؛ در محیط رقابتی امروز، تحلیلگران و نهادهای امنیتی جهان به دقت دادههای مربوط به توان موشکی را دنبال میکنند. هر نوع کاهش محسوس میتواند از سوی برخی بازیگران قدرتمند بینالمللی بهعنوان نشانه ضعف و از سوی برخی دیگر بهعنوان نشانه مصرف عملیاتی تلقی شود. این برداشتها ـ هرچند لزوماً دقیق نیستند، خود بخش مهمی از موازنه هستند؛ زیرا تصمیمگیری بازیگران تا حد زیادی بر برداشتها استوار است.
کاهش ذخایر موشکی یک قدرت بزرگ در فضای بینالمللی، رخدادی ساده یا صرفاً فنی نیست؛ این موضوع، شبکهای از پیامدها را در سطح عملیاتی، صنعتی، اقتصادی و روانی ایجاد میکند. هرچند کاهش ذخایر لزوماً به معنای افت قدرت نیست، اما میتواند بر محاسبات بازدارندگی تأثیر بگذارد، فرصتهای مقطعی برای رقیبان ایجاد کند، بر روابط ائتلافی فشار وارد و نیاز به سرمایهگذاری سنگین برای بازیابی ایجاد کند.
در نهایت، موازنه قدرت نه یک نقطه ثابت، بلکه یک فرآیند پویاست. قدرتی که توان صنعتی و فناورانه قوی داشته باشد، حتی با کاهش ذخایر نیز میتواند جایگاه خود را در کوتاهمدت حفظ کند؛ اما در غیاب ظرفیت تولید انعطافپذیر، کاهش ذخایر میتواند به یک چالش راهبردی گسترده تبدیل شود؛ هماکنون جنگ غیرضروری و غیرقانونیای که ایالات متحده در منطقه به راه انداخته است، موجب نابودی ذخایر راهبردیاش شده و جایگزینی آن دستکم به یک دهه زمان نیاز دارد.
انتهای پیام/281


