دروغپردازی و پریشانگویی ترامپ درباره مذاکره با یک مقام ایرانی
گروه بینالملل دفاعپرس: «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا عصر روز گذشته در تازهترین اظهارات جنجالی خود مدعی شده که با یک مقام عالیرتبه ایرانی (محمد باقر قالیباف) وارد گفتوگو شده است. ادعایی که بهسرعت با واکنشهایی در داخل ایران مواجه شد و مقامات مختلف کشور به سرعت و با هوشمندی ادعای کذب و سراسر دروغ رئیس جمهور آمریکا را قاطعانه تکذیب کردند.

با این حال، بررسی دقیقتر ادعای «دونالد ترامپ» نشان میدهد که بیش از آنکه با یک واقعیت دیپلماتیک روبهرو باشیم، با بخشی از یک سناریوی تکراری در چارچوب جنگ روانی مواجه هستیم. آن هم سناریویی که ترامپ بارها در دوره حضور خود در قدرت و حتی پس از آن، برای اثرگذاری بر افکار عمومی و معادلات منطقهای به کار گرفته است.
حال در این میان کارشناسان معتقد هستند یکی از دلایل اصلی تشدید چنین ادعاهایی، تغییر موازنه قدرت در منطقه به سود ایران است. استفاده هوشمندانه و چندلایه ایران از ابزارهای ژئوپلیتیک - از جمله عمق راهبردی، ائتلافهای منطقهای و مدیریت میدانی بحرانها - موجب شده تا آنچه از آن بهعنوان «دیوار دفاعی آمریکا» در غرب آسیا یاد میشد، بهطور محسوسی تضعیف شود.
این تحولات، واشنگتن را در موقعیتی قرار داده که بیش از گذشته نیازمند بازسازی تصویر قدرت خود است؛ موضوعی که گاه از طریق اظهارات رسانهای و ادعاهای بدون پشتوانه دنبال میشود. نمونه واضح آن نیز موفقیت ایران و ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در بیش از ۲۴ روز تجاوز نظامی به کشور ایران است.
نیروهای نظامی کشورمان به ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در طول ۲۴ روز اخیر با نبرد و مقاومتی جانانه و حماسی و با هدف قرار دادن سرتاسر سرزمینهای فلسطین اشغالی و زیر ضرب بردن اماکن و مراکز ارتش آمریکا در کشورهای منطقه تلفات و خسارات قابل توجهی را به ارتش تروریست آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد آوردند.
از طرف دیگر، از آنجایی که «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا به عنوان سیاستمداری با الگوی رفتاری بیثبات معروف است باید به این موضوع مهم اشاره کنیم که شخصیت سیاسی ترامپ همواره با نوعی بیثباتی رفتاری و تصمیمگیریهای غیرقابل پیشبینی شناخته شده است. او در سالهای گذشته بارها نشان داده که از «ابهامسازی» و «اطلاعات متناقض» بهعنوان ابزار چانهزنی استفاده میکند.
در همین چارچوب، نیز شاهد هستیم که رئیس جمهور آمریکا از زمان روی کار آمدن به ویژه در طول بیش از ۲۴ روز جنگ اخیر همواره سخنان و مواضع ضد و نقیض فراوانی را بیان کرده است. بر همین اساس، ادعای او مبنی بر مذاکره با مقام ایرانی نیز میتواند در ادامه همان الگوی رفتاری تحلیل شود؛ الگویی که مبتنی بر فشار روانی، ایجاد تردید در افکار عمومی و القای وجود کانالهای پشتپرده است.
اما در نگاهی دیگر میتوان ادعاهای او مبنی بر مذاکره با مقامات عالی رتبه ایرانی را نوعی جنگ روانی و دروغپردازی برای اثرگذاری بر بازار نفت نیز محسوب کرد. به اعتقاد کارشناسان و صاحبنظران سیاسی و نظامی بخش مهمی از اظهارات ترامپ را مرتبط با تلاش برای مدیریت بازارهای جهانی انرژی میدانند. او سابقهای طولانی در استفاده از مواضع رسانهای، از تهدیدهای نظامی گرفته تا ادعاهای دیپلماتیک ناگهانی برای اثرگذاری بر قیمت نفت دارد.
حال در این میان باید بگوییم که در این چارچوب، طرح موضوع مذاکره با ایران میتواند بهعنوان سیگنالی برای کاهش تنشهای احتمالی تلقی شده و بهصورت غیرمستقیم بر قیمت نفت تأثیر بگذارد. بهعبارت دیگر، «دروغپردازی هدفمند» به ابزاری برای تنظیم انتظارات بازار تبدیل میشود.
از طرف دیگر، با توجه به سخنان و اظهارات ضد و نقیض ترامپ در طول ۲۴ روز جنگ علیه کشورمان و تلاش فراوان شخص او و «بنیامین نتانیاهو» همدست جنایتکار او برای ارتباط گرفتن با مردم ایران باید به این موضوع هم توجه کنیم که طرح چنین سخنانی میتواند تلاشهای جدیدی برای تاثیر گذاشتن بر افکار عمومی مردم کشور و انحراف افکار عمومی مردم ایران تلقی شود.
اما نکته بسیار مهم در این میان آن است که میدان جنگ در حال حاضر به نفح ایران بوده و مردم کف خیابان هم تداوم جنگ، تنبیه متجاوز و گرفتن غرامت از دشمن متجاوز را خواستار هستند و با توجه به شرایط موجود هیچ فرد و یا گروهی جرات ندارد برخلاف خواست مردم کف خیابان نظر دیگهای داشته باشد. بر همین اساس، موج هفتاد و هشتم عملیات وعده صادق ۴ نیز در همین راستا ارزیابی میشود.
در مجموع، ادعای اخیر ترامپ را باید در بستر رقابتهای ژئوپلیتیک، تحولات میدانی منطقه و همچنین سبک خاص سیاستورزی او تحلیل کرد. به نظر میرسد بیش از آنکه این اظهارات نشانهای از یک تحول واقعی در روابط ایران و آمریکا باشد، تلاشی برای بازسازی موقعیت از دسترفته و مدیریت فضای روانی - چه در سطح منطقه و چه در بازارهای جهانی - است.
انتهای پیام/ ۱۳۴


